ميان «هويت ملي» و «همبستگي اجتماعي» تفاوت قائل شد.


يكي از آسيب‌هاي جدي در مسير حفظ انسجام، اغراق در كليدواژه «وحدت» است. اگر رسانه‌ها و مسوولان تصويري كاملا يكپارچه و بي‌نقص از جامعه ارايه دهند، در حالي كه مردم در زندگي روزمره خود تضادها و دشواري‌ها را تجربه مي‌كنند، نتيجه‌اي جز سستي اعتماد عمومي نخواهد داشت. انسجام واقعي زماني شكل مي‌گيرد كه روايت رسمي با تجربه زيسته مردم هماهنگ باشد. بنابراين تقويت وحدت ملي نيازمند نگاهي واقع‌بينانه است؛ نگاهي كه هم دشواري‌ها را ببيند و هم توان جامعه براي غلبه بر آنها را برجسته كند. چنين رويكردي نه‌تنها از نتيجه معكوس جلوگيري مي‌كند، بلكه مي‌تواند اعتماد را عمق بخشد و وحدتي پايدارتر بيافريند.

بدون تنش‌زدایی از رابطه با دنیا،

«اقتصاد نفتی کشور X یارانه‌های زیاد، پرهزینه‌ و مضری را به مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان می‌دهد. بخش بانکی ناکارآمدی دارد. در مسیر خصوصی‌سازی و تجاری‌سازی مداوم سنگ‌اندازی می‌شود و خصوصی‌سازی‌ها عمدتا شکست می‌خورند.«اقتصاد نفتی کشور X یارانه‌های زیاد، پرهزینه‌ و مضری را به مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان می‌دهد. بخش بانکی ناکارآمدی دارد. در مسیر خصوصی‌سازی و تجاری‌سازی مداوم سنگ‌اندازی می‌شود و خصوصی‌سازی‌ها عمدتا شکست می‌خورند

فرديد در برابر شريعتي

سه پايه انديشه فرديد
ويژگي‌هاي انديشه فرديد بر سه محور 1) تاثيرگذاري شديد از متفكران اروپايي منتقدان روشنگري و سكولاريسم، 2) جست‌وجوي فلسفي براي احياي معنويت اسلامي، 3) و علاقه وسواسي به ربط دادن كلمات زبان‌هاي مختلف به همديگر، انگار كه كلمات خود منشا حقيقت‌اند، استوار بود، گفته شده كه فرديد در 35 سالگي از هانري برگسون دست يازيد و گفت كه الان بزرگ‌ترين فيلسوف جهان برگسون نيست، بلكه هايدگر است و بايد به آثار او توجه كنيم. بيژن عبدالكريمي در كتاب هايدگر در ايران، عامل تغيير جهت فرديد را تاثيرپذيري او از هانري كربن مي‌داند.

خنده در خانه تاريك

نويسنده در همين‌ جا متوقف نمي‌شود، زمان را ورق مي‌زند و به ويژگي‌هاي فكري، اجتماعي و سياسي دوران پساكمونيسم مي‌پردازد. او معتقد است كه تغيير با سقوط يك حكومت حاصل نمي‌شود، دموكراسي چيزي نيست كه خودش بي‌هيچ زحمت و تلاش از راه برسد. با سقوط حكومت كمونيستي در اروپاي شرقي، جامعه به دموكراسي نرسيد، چراكه تا ساختارهاي ذهني رشد كرده توسط ايدئولوژي كمونيستي از بين نمي‌رفت، تحول واقعي و اصيل رخ نمي‌داد شايد قدرت سياسي طي يك ‌شب جابه‌جا مي‌شد، اما موقعيت ذهني ناشي از كمونيسم به اين راحتي‌ها از ناخودآگاه جمعي مردم زدوده نمي‌شد؛ زندگي سپري‌ شده با ترس به اين راحتي فراموش نمي‌شد.

رقص ايمان در ميدان نبرد

۲.۳- تائوئيسم و كنفوسيانيسم: جنگ به عنوان شكست هارموني- تائوئيسم و كنفوسيانيسم هر دو بر هماهنگي و اجتناب از درگيري تاكيد دارند. لائوتسه در تائو ته چينگ (فصل ۳۱) مي‌نويسد: «سلاح‌ها ابزار شومي هستند و جنگ نشانه شكست هارموني است.» او جنگ را نتيجه عدم تعادل طبيعي و اجتماعي مي‌داند و حاكمان را به ديپلماسي و اصلاح اخلاقي تشويق مي‌كند. كنفوسيوس نيز در آنالكت‌ها (كتاب ۱۲: ۷) مي‌گويد: «حكومت خوب از جنگ جلوگيري مي‌كند.» اين دو مكتب جنگ را آخرين راه‌حل و نشانه ناكامي در اداره جامعه م

روشنفكر آدم حسابي

متاسفانه من آقاي رحيمي را هيچ ‌وقت از نزديك نديدم. در سال 1381 كه او رخ در نقاب خاك كشيد، خيلي جوان بودم و مثل حالا روزنامه‌نگار انديشه نبودم و راهي به ده روشنفكران نداشتم. تازه داشتم سر از تخم در مي‌آوردم و در ميان روشنفكران پر سر و صداي آن زمان، نامي از مصطفي رحيمي نبود. نام او را فقط به عنوان مترجم پشت جلد كتاب‌هايي از سارتر و كامو و برشت و ديگران مي‌خواندم. آن زمان كيستي مترجم براي ما خيلي مهم بود. مثل حالا دست زياد نبود و مترجمان سرشناس و مشهور كه بتوان به كارشان اعتماد كرد، اندك بودند. براي ما كه مي‌خواستيم كتاب‌هاي نويسندگان مشهور فرانسوي را با ترجمه‌هاي دقيق و شسته رفته بخوانيم، نام مصطفي رحيمي يكي از همان اندك‌ها بود. قديمي‌ترها و با سوادترها مي‌گفتند اگر ديديد كتابي را مصطفي رحيمي ترجمه كرده، بي‌حرف پيش آن را بخوانيد. انصافا هم ترجمه‌هاي مصطفي رحيمي، مثل ترجمه‌هاي كساني چون ابوالحسن نجفي و احمد سميعي گيلاني و نجف دريابندري و شاهرخ مسكوب بود. نثر فارسي‌تر و تميز و قابل فهم و بدون غلط.

مولف: صلاح الدین الجورچی

در میان اسلامگرایان، "گروه" ستون فقرات وجود و قدرتشان را تشکیل می‌دهد. سازمان به خودی خود هدف و ابزار رسیدن به حکومت است و از جایگاه محوری در طرح‌ها و سبک زندگی‌شان برخوردار است تا جایی که برخی از آنها اسلام و گروه را به یکدیگر وابسته دانسته و باور پیدا کردند که اعتقاد به وفاداری به سازمان آنقدر مهم است که می‌تواند یکی از شروط حفظ وابستگی اسلامی باشد.
در بخش‌های بعدی، تلاش می‌کنیم تا به بررسی فرضیه‌های سابق در این رابطه بپردازیم و درباره محتوا و دلالت‌های آن بحث کنیم.
حکومت اسلامی؛ بین خیال و واقعیت:

بمباران سنگین دمشق،

از نظر مقام‌های رژیم سوریه، استقرار نظام تازه و کنترل کشور بدون توافق با اسرائیل ناممکن خواهد بود. سکوت در برابر تجاوزهای دامنه‌دار اسرائیل و تأکید بر دشمنان مشترک (ایران و حزب‌الله) نیز در راستای پیگیری این ایده بوده است. از دیگر سو، مقام‌های آمریکایی نیز به این توهم دامن زده بودند که دادن تضمین‌های امنیتی به اسرائیل، شناسایی این رژیم و همکاری علیه محور مقاومت، گره کار سوریه را باز کرده و سیطره جولانی بر سوریه را تضمین خواهد کرد. اما اشکال این تصور ساده‌انگارانه این بود که راهبرد صهیونیستی-غربی برای تجزیه سوریه و‌ منطقه را جدی نگرفت. اگر زمانی عادی‌سازی رابطه با دمشق‌ یک آرزوی بزرگ برای اسرائیل بود، امروز اولویت آن تجزیه سوریه در راستای هویت‌های مذهبی و‌ قومی است.

انجمن‌ها با ابراز تأسف و محکو‌م‌کردن تجاوزگران،

زنده‌باد به خودمان! رفتاری که این روزهای بعد از حملات به تهران و شهرهای دیگرمان داشتیم، واقعا بهتر و منطقی‌تر از آنی بود که انتظار داشتیم. رفتاری خردمندانه و مدنی و... . رفتاری صمیمی همراه با مهر و صبوری. زنان و مردان از کوچک و بزرگ، در گرو‌ه‌های مجازی درخشیدند و روحیه پرستاری و محبت خود را در مقابل بلای جنگ و تخریب و خون‌ریزی به همه سرایت دادند.

ثبيت و افزايش اين سرمايه ايجاد شده در گروی تغيير رفتار عمومي حاكميت است

اكنون ما در اين مقطع نيازمند افزايش سريع و جدي قدرت ملي خود هستيم كه بسيار فراتر از بحث جنگ‌افزار و توان نظامي است. مجموعه حاكميت بايد با درايت و تدبيري سريع، رويكردي متفاوت نسبت به جامعه را در پيش بگيرد و از اين مسير امتياز تقويت قدرت ملي را براي مقاطع و مخاطرات احتمالي دريافت كند. خلاصه اينكه ما در اين جنگ هم به واسطه فعاليت‌هاي گسترده خيانتكارانه زنگ خطر ادامه رويكرد عمومي فعلي را شنيديم و هم با رفتار متين عامه مردم پيام ضرورت اعتماد و اطمينان به اين جامعه را دريافت کردیم.