مسلمانان به مناصب بالای وزارتی رسیدهاند، نقش شهردار را در شهرهای مهم سیاسی و جمعیتی اروپا بر عهده گرفتهاند و نفوذ قابل توجهی بر انتخابات محلی و ملی دارند. در همین حال، روایتهای عربی ـ چه رسمی و چه غیررسمی ـ درباره این حمایت و پشتیبانی نهادی که در قلب اروپا و هسته آن قرار دارد، همچنان به سردی زمستان لندن یا پاریس باقی مانده است.
« بعد سوم: تمام تلاش انسانهاي روشن و آگاه براي اين است که از جهل، جاهليت، تاريکي، فريب، بيسوادي، انحطاط و خرافهپرستي بيرون بيايند، (در حاليکه) همه (تلاش) قدرتهاي ضد انساني براي اينست که انسان را بنام دين، بنام هنر، بنام فلسفه، بنام فرهنگ، بنام تبليغات و بنام رسانههاي گروهي از آزاد انديشيدن که هدفش رسيدن به روشنايي، رسيدن به حقيقت و رسيدن به آگاهي است، باز بدارد و انسان را بوسيله فکر و دين، در اشکال گوناگون، به انحطاط و جمود، شخصيتپرستي، ملاپرستي، بتپرستي، فتيشپرستي و مجسمهپرستي و ...(بکشاند):اتعبدون ما تنحتون ـ او مي سازد و ما ميپرستيم!
با توجه به این احتمالات دشوار، دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. ژوئن گذشته، میانجیگری پاکستان ـ که بعدها قطر نیز به آن پیوست ـ به تهیه «یادداشت تفاهم اسلامآباد» انجامید؛ یادداشتی که توقف موقت خصومتها را رقم زد و هر دو طرف را به تلاش برای بازگشت به مذاکرات ترغیب کرد. اخیراً، رئیسجمهور مسعود پزشکیان اعلام کرده است که اگر واشنگتن به انجام تعهدات قبلی خود بازگردد، ایران نیز آماده پیروی از آن است.
طرف آمریکایی مواضع تناقضآلود دارد. از یک طرف بر ادامهٔ فشار تا فروپاشی امنیت و اقتصاد کشورمان تأکيد میکنند و از طرف دیگر هدف از فشارها را وادارسازی سران جمهوریاسلامی برای بازگشت به میز مذاکره میدانند سران
در طرف ایرانی به رغم اصرار دائمی بر لزوم وحدت و انسجام اجتماعی از سوی مقامهای مسئول، صدای واحدی در بارهٔ جنگ به گوش نمیرسد.
آنچه اکنون در آمریکا رخ میدهد، پیامدهای منفی برای اسرائیل دارد و سناریوهای آینده میگویند حمایت از اسرائیل مشروط به معیارهای سیاسی و حقوق بشری خواهد شد و کمک به اسرائیل به موضوعی انتخاباتی تبدیل میشود، نه صرفاً بخشی از سیاست خارجی. شکاف نسلی در حال عمیقتر شدن است؛ زیرا جوانان کلیشه غالب را شکستهاند و درک بیشتری از آرمان فلسطین پیدا کردهاند و حمایت بیشتری از آن نشان میدهند.
طنز ماجرا اینجاست که این تحول در زمانی رخ میدهد که اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به آمریکا نیاز دارد. هرچه جنگها گسترش یابند، رویاروییهای منطقهای عمیقتر شوند و افق سیاسی مناقشه فلسطین و اسرائیل تیرهتر شود، نیاز اسرائیل به حمایت آمریکا بیشتر میشود. اما با افزایش فاصله میان سیاستهای اسرائیل و آنچه بخشهای روبهرشد آمریکاییها با منافع و ارزشهای ایالات متحده سازگار میبینند، حفظ این حمایت دشوارتر میشود.
در بخش های سوم و چهارم، این پژوهش به مسئله اصلی، یعنی بازخوانی و صورت بندی »اپوزیسیون ایرانی« خواهد پرداخت؛ باز
نگری که میکوشد فراتر از تکرار تجربه های فرسایندۀ و از دلِ نقد گذشته، امکانهای تازه ای برای همگرایی، مسئولیت پذیری و
بازسازی افق سیاسی ایران جست وجو کند. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل،
میان آزادی خواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.
با وجود شدت گرفتن این موج اسلامهراسی، در همین دوره نامزد افغانتبار، عایشه وهاب، پیروز شد؛ در حالی که «ایپک» بهشدت از رقیب او حمایت میکرد. با این حال، مواضع وهاب در حمایت از غزه و مسئله فلسطین، پایگاه رأیدهندگان را به سوی او کشاند.
در واقعه 18 تیر 1378 زندهیاد مهندس عزتالله سحابی همراه با زندهیادان دیگری چون دکتر رضا رئیسطوسی و محمد بستهنگار در محل کوی دانشگاه حاضر شده و با دانشجویانی که بهشدت آسیبدیده و مجروح شده بودند وارد گفتوگو شدند. از دانشجویان خواستند که در کوی دانشگاه بمانند و اعتراض کنند ولی دامنه اعتراضات را به خیابان نکشند. برخی از دانشجویان به مهندس گفتند چه کسی به تو فرمان داده که بیایی و ما را آرام کنی؟ ایشان بهآرامی پاسخ داد که: پنجاه سال تجربه سیاسی -راهبردی و احساس مسئولیت مرا فرمان داده تا به اینجا بیایم و مصلحت امروز را یادآور شوم.