بزرگترین مجموعه جغرافیایی جهان تبدیل میکند؛ حتی بزرگتر از چین با مساحت ۵۷۰٬۲۷۲٬۰۰۰ کیلومتر مربع. همچنین برخی از مهمترین تنگهها و آبراههای جهان را شامل میشود و ۲.۵ میلیون سرباز فعال در این پنج کشور خدمت میکنند.
عاقلانه است بگوییم فیفا در نهایت یک مرجع جهانی یا دولت مستقل نیست؛ بلکه نهادی است که توسط دولتهای فعال در نظام بینالمللی اداره میشود؛ نظامی مبتنی بر منافع و توازن قوا. بنابراین سخن گفتن از استقلال مطلق، توهمی بیش نیست.
اهمیت دیگر این حملات، نه فقط در تعداد کشتهها و زخمیها، بلکه در این واقعیت نهفته است که ایران ـ بنا بر ارزیابی پنتاگون ـ اکنون نیروهای آمریکایی را مستقیماً هدف قرار میدهد، نه از طریق شبهنظامیان وفادار به خود در منطقه، بهویژه در عراق.
برای قبول مقام نخستوزیری تنها در صورتی اعلام کرده که شاه کشور را ترک کند و روح الله خمینی نیز با نخستوزیری او موافقت داشته باشد؛ امری که نشاندهنده پیچیدگی و چندگانگی بحران مشروعیت سیاسی در واپسین ماههای حکومت پهلوی است.
پس از این مراودات، اما سیاست کهنه کار استعمار همزمان همه راههای نجات شاه را در بوته آزمایش قرار داده و قبل از نهایی شدن و تعیین تکلیف نخست وزیری سنجابی به سراغ رقیب او بختیار می شتابد و در فاصله کمتر از ۲۴ساعت بعد از ملاقات شاه با سنجابی، در حالی که سنجابی در تدارک ارتباط با خمینی بود، خبرگزاریها خبر نخست وزیری شاپور بختیار را اعلام می کنند. سنجابی میگوید به محض شنیدن خبر به بختیار زنگ زده و «گفتم خبرگزاری فرانسه خبر از نخست وزیری شما میدهد. و بختیار می گوید خب، چه اشکالی دارد؟ گفتم اشکال مطلب
دریچهای برای دیپلماسیدر همین حال، علیرغم بیاعتمادی گسترده، دیپلماسی هنوز به هیچ وجه از بین نرفته است. اگرچه برخی از چهرههای سیاسی ایران از احتمال رویارویی نظامی دیگری در افق میترسند، اما حمایت قابل توجهی از دیپلماسی هنوز در داخلایران وجود دارد.
گسترش نفوذ پادکستهای روگان و تاکر کارلسون نشاندهنده انتقال مرکز تأثیرگذاری از کنگره و تلویزیون به پلتفرمها و رسانههای خصوصی است. مصاحبه ونس نشان میدهد که روند سرمایهگذاری در نسل جوان کمتر با نهادهای جمهوریخواه مرتبط است و بیشتر به رسانههای سنتی، اتاقهای فکر و سرویسهای اطلاعاتی بدبین است؛ و به برنامهای سیاسی نزدیک میشود که توان نامزدی برای ریاستجمهوری را دارد.
آنچه در این موارد مشاهده کردیم ــ و این افراد از وزن روانی آن بیاطلاعاند ــ این است که بسیاری از مواضع سیاسی آنان، بهویژه درباره اسلامگرایان اخوانالمسلمین، در مرحله پس از جدایی میان همسویی با مواضع اخوان و فاصله گرفتن از آنها در نوسان است. این ناهماهنگی با همان تأثیرات روانی مرتبط است؛ زیرا برای این افراد آسان نیست که از اثرات دوره آگاهی تحریفشدهای که تجربه کردهاند، رهایی یابند. یکی از نشانههای این امر، خلط میان دین و دینداری ــ یعنی اسلام و اسلامگرایی ــ در چارچوب مفهومی یا تخیل عضو اخوان است. اما در مرحله فاصلهگیری سازمانی و نظری، همان عضو سابق بهتدریج درمییابد که دینداری جدیدش لزوماً نمایانگر اسلام نیست و مهمتر آنکه دینداری گروه تنها نمایانگر خود گروه است، نه اسلام و مسلمانان.
اثرات روانی همراه فردِ جداشده از سازمان اسلامگرا، همچنان نتیجه همان آگاهی تحریفشدهای است که در مرحله پیشین تجربه کرده است.
به گفته منابع نزدیک به احمدینژاد، انگیزههای او مالی نبوده، بلکه سیاسی بوده است. او پس از محرومیت از شرکت در انتخابات آینده و از دست دادن ایمان به رژیم، به دنبال بازگشت به قدرت بود. این منابع همچنین اشاره کردهاند که او در جلسات خصوصی انتقادات شدیدی از رهبری رژیم، از جمله خامنهای، مطرح کرده و تمایل خود را برای برقراری روابط با اسرائیل در صورت بازگشت به قدرت ابراز کرده است.
این حملات تنها به زندانبانان و اعضای پلیس اشغالگر محدود نمیشود؛ بلکه ایتامار بنگویر، وزیر افراطی امنیت ملی، شخصاً در آنها مشارکت کرده و با یورش به سلول برغوثی، تهدیدهای لفظی وحشیانهای علیه او صادر کرده است؛ صحنههایی که بهطور علنی در رسانهها منتشر شد. چند هفته بعد نیز برغوثی هنگام انتقال از زندان ریمون به زندان مجدو، بهشدت توسط زندانبانان مورد ضربوشتم قرار گرفت؛ حملهای که موجب بیهوشی او، شکستگی چهار دنده و جراحات سر شد.
▪️اما مسئله، فقدان آن چیزی است که او نمایندگی میکرد. جامعه ایران در کنار بحرانهایی چند، با نوعی بحران وجدان سیاسی مواجه است؛ بحرانی که در آن اعتبار جای خود را به شهرت، مسئولیت جای خود را به هیجان و خیر عمومی جایش را به منافع گروهی میدهد. اکنون بحران اعتماد و میل به خشونت، نه یک رخداد مستقل، بلکه یکی از پیامدهای طبیعی فرسایش وجدان سیاسی است.