برای مثال، چهرههای روشنفکری مانند نجیب محفوظ و فرج فوده در مصر به دلیل حمایت از آزادی و تکثرگرایی فکری، هدف حملات گروههای تندرو اسلامگرا قرار گرفتند. ترور فرج فوده در سال ۱۹۹۲ نمونهای بارز از افراطگرایی فکری برخاسته از اسلام سیاسی است. او از جدایی دین و سیاست و آزادی اندیشه دفاع میکرد و همین امر او را هدف خشونت اسلامگرایان قرار داد.
نزدیک به هشتاد سال از تشکیل دولت اسرائیل میگذرد و یهودیان با وجود برتری نظامی قاطع خود و با وجود قراردادهای صلح با مصر و اردن، علاوه بر قراردادهای ابراهیمی، هرگز از صلح پایدار در آنجا برخوردار نبودهاند. روشن شده است که اسرائیلی ها بدون راه حل عادلانه برای فلسطینی ها هرگز از صلح برخوردار نخواهند شد.
ناکامی شورا در ایفای نقش خود و کنار گذاشته شدن آن از مدیریت بحرانها و جنگها، موجب افزایش نظامیگری در روابط بینالملل شده است. سیاستهای قدرتهای بزرگ و افزایش تعداد درگیریها ـ چه میان کشورها و چه جنگهای داخلی ـ باعث شده هیچ مرجع بینالمللی قابل اعتمادی برای حلوفصل سیاسی اختلافات یا بازدارندگی کشورهای متجاوز وجود نداشته باشد. در نتیجه، تمایل کشورها به استفاده از نیروی نظامی در اختلافات خود افزایش یافته است؛ بهویژه در اختلافات مرزی یا اقتصادی. این روند در گسترش مسابقه تسلیحاتی نیز بازتاب یافته است؛ بهطوری که جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۳ تریلیون دلار برای تسلیحات هزینه کرد و تعداد درگیریها در دهه گذشته افزایش یافت؛ از جمله جنگ ایران، جنگ اوکراین و درگیریهای هند و پاکستان، ارمنستان و آذربایجان و دیگر موارد.
گزارش سازمان ملل با عنوان «انرژیهای تجدیدپذیر: برای آیندهای امنتر و مرفهتر» توضیح میدهد که انرژیهای تجدیدپذیر در مقایسه با سوختهای فسیلی ۵۰ درصد ارزانتر هستند و یکی از موتورهای رشد اقتصادی به شمار میروند. این گزارش نشان میدهد که این بخش در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۶ میلیون فرصت شغلی ایجاد کرده که سهم چین بیش از ۷ میلیون فرصت، یعنی ۴۶ درصد، بوده است. افزون بر این، گذار به انرژی پاک وابستگی به واردات سوخت را کاهش میدهد؛ وارداتی که ممکن است در معرض خطرات و نوسانات ناشی از درگیریهای ژئوپلیتیکی قرار گیرد. این دقیقاً همان کاری است که چین انجام داده و ادامه میدهد تا از تبدیل واردات انرژی متعارف به باری استراتژیک جلوگیری کند؛ باری که میتواند روند انباشت قدرت، از جمله قدرت نظامی، را محدود کند.
در مقابل، ایران صحنه را تقریباً بهصورت معکوس ارائه خواهد کرد: مقاومت در برابر قدرت آمریکا و اسرائیل، وادار کردن واشنگتن به عقبنشینی از محاصره، جلوگیری از دستیابی آمریکا به اهداف نهایی جنگ و حفظ عناصر اساسی قدرت ایران. بنابراین هر دو طرف همزمان با اعلام پیروزی ظاهر خواهند شد؛ پدیدهای که در جنگهای خاورمیانه بیسابقه نیست و اغلب به توافقهایی ختم میشود که به هر طرف اجازه میدهد روایت خود را تدوین کند.
شهردار جوان پس از آزادی توانست اتهام «توطئه» را—چه اخلاقی، چه انسانی و چه سیاسی—بیاعتبار کند؛ اتهامی که دستگاههای امنیتی و قضایی تلاش کرده بودند به او نسبت دهند و تجربهاش در مدیریت شهری را لکهدار کنند. اما اکنون این تجربه، همراه با «مشروعیت مبارزاتی و زندان»، میتواند به او کاریزما و اعتبار سیاسی تازهای ببخشد و در صورت تمایل، راه را برای ورود دوبارهاش به عرصه سیاست هموار کند.
در این وضعیت، نبود توافق رسمی با تفاهمهای تاکتیکی نانوشته جایگزین میشود. ایران سطح مشخصی از غنیسازی را حفظ میکند و در مقابل، واشنگتن با چشمپوشی از برخی صادرات، بخشی از اثر تحریمها را موقتاً کاهش میدهد. این وضعیت پرهزینه اما برای جلوگیری از رویارویی نظامی مستقیم ترجیح داده میشود.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد. پس از آزادی بخشی از بازداشتشدگان، ناوگان بار دیگر سازماندهی شد و کشتیهای جدیدی از ترکیه به آن پیوستند تا تلاش دیگری برای رسیدن به غزه انجام دهند. با این حال، اشغالگران اسرائیلی حمله دومی را در نزدیکی آبهای قبرس آغاز کردند و صدها فعال—از جمله زنان، مردان، روزنامهنگاران، پزشکان و وکلا—را بازداشت کردند.
به نظر میرسد پیمان ابراهیم بخشی از تلاش برای ایجاد «معنای سیاسی» برای جنگ است، نه صرفاً پروژهای دیپلماتیک. هرچه اثبات یک تغییر استراتژیک قاطع در داخل ایران دشوارتر شود، نیاز به ارائه نتایج ملموس منطقهای که بتوان آن را بهعنوان شاهد موفقیت به افکار عمومی آمریکا عرضه کرد، بیشتر میشود.
دیدگاه غالب گروههای جهادی این است که توجیه جهاد، کفر است؛ به این معنی که کافی است کسی کافر باشد تا ما علیه او جهاد کنیم. دیدگاه دیگر این است که توجیه جهاد، تجاوز است. این بدان معناست که شما فقط با کسانی که به شما حمله میکنند، میجنگید. کسانی که این دیدگاه را داشتند شامل سفیان الثوری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن الحسین، ابن شبرمه و عطاء بن رباح بودند. با این حال، این دیدگاه به عنوان یک دیدگاه حاشیهای ارائه شد و بنابراین از ابهام رنج برد، در حالی که دیدگاه مخالف مورد پذیرش قرار گرفت و کاملاً تثبیت شد.