در مقابل، ایران صحنه را تقریباً بهصورت معکوس ارائه خواهد کرد: مقاومت در برابر قدرت آمریکا و اسرائیل، وادار کردن واشنگتن به عقبنشینی از محاصره، جلوگیری از دستیابی آمریکا به اهداف نهایی جنگ و حفظ عناصر اساسی قدرت ایران. بنابراین هر دو طرف همزمان با اعلام پیروزی ظاهر خواهند شد؛ پدیدهای که در جنگهای خاورمیانه بیسابقه نیست و اغلب به توافقهایی ختم میشود که به هر طرف اجازه میدهد روایت خود را تدوین کند.
شهردار جوان پس از آزادی توانست اتهام «توطئه» را—چه اخلاقی، چه انسانی و چه سیاسی—بیاعتبار کند؛ اتهامی که دستگاههای امنیتی و قضایی تلاش کرده بودند به او نسبت دهند و تجربهاش در مدیریت شهری را لکهدار کنند. اما اکنون این تجربه، همراه با «مشروعیت مبارزاتی و زندان»، میتواند به او کاریزما و اعتبار سیاسی تازهای ببخشد و در صورت تمایل، راه را برای ورود دوبارهاش به عرصه سیاست هموار کند.
در این وضعیت، نبود توافق رسمی با تفاهمهای تاکتیکی نانوشته جایگزین میشود. ایران سطح مشخصی از غنیسازی را حفظ میکند و در مقابل، واشنگتن با چشمپوشی از برخی صادرات، بخشی از اثر تحریمها را موقتاً کاهش میدهد. این وضعیت پرهزینه اما برای جلوگیری از رویارویی نظامی مستقیم ترجیح داده میشود.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد. پس از آزادی بخشی از بازداشتشدگان، ناوگان بار دیگر سازماندهی شد و کشتیهای جدیدی از ترکیه به آن پیوستند تا تلاش دیگری برای رسیدن به غزه انجام دهند. با این حال، اشغالگران اسرائیلی حمله دومی را در نزدیکی آبهای قبرس آغاز کردند و صدها فعال—از جمله زنان، مردان، روزنامهنگاران، پزشکان و وکلا—را بازداشت کردند.
به نظر میرسد پیمان ابراهیم بخشی از تلاش برای ایجاد «معنای سیاسی» برای جنگ است، نه صرفاً پروژهای دیپلماتیک. هرچه اثبات یک تغییر استراتژیک قاطع در داخل ایران دشوارتر شود، نیاز به ارائه نتایج ملموس منطقهای که بتوان آن را بهعنوان شاهد موفقیت به افکار عمومی آمریکا عرضه کرد، بیشتر میشود.
دیدگاه غالب گروههای جهادی این است که توجیه جهاد، کفر است؛ به این معنی که کافی است کسی کافر باشد تا ما علیه او جهاد کنیم. دیدگاه دیگر این است که توجیه جهاد، تجاوز است. این بدان معناست که شما فقط با کسانی که به شما حمله میکنند، میجنگید. کسانی که این دیدگاه را داشتند شامل سفیان الثوری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن الحسین، ابن شبرمه و عطاء بن رباح بودند. با این حال، این دیدگاه به عنوان یک دیدگاه حاشیهای ارائه شد و بنابراین از ابهام رنج برد، در حالی که دیدگاه مخالف مورد پذیرش قرار گرفت و کاملاً تثبیت شد.
در طول تاریخ، علمای بزرگ وجدانها را بیدار کردهاند، نه آنکه کولرهای فکری باشند که گرمای مسائل مهم را خنک میکنند. آنان میدانستند جهانی که بیش از حقیقت، از جایگاه خود میترسد، بهتدریج معنای میراث نبوی را از دست میدهد، حتی اگر متون را حفظ کند و نامش زینتبخش سکوها و صفحههای نمایش باشد.
برای اسرائیل، موضوع تنها به مخالفان مستقیمش محدود نمیشود؛ بلکه شامل اردن نیز میشود. اردنی که از سال ۱۹۹۴ با اسرائیل «پیمان وادی عربه» را دارد، اکنون تحت فشارهای شدید سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفته است؛ از باجخواهی مالی و اقتصادی گرفته تا تهدید طرحهای آوارگی و «وطن جایگزین»، تضعیف قیمومیت هاشمی، به حاشیه راندن نقش اردن و اعمال محدودیتهای دیپلماتیک و امنیتی. این فشارها دربارهٔ مصر نیز صدق میکند؛ کشوری که قرارداد صلحش با اسرائیل به سال ۱۹۷۹ بازمیگردد، اما اکنون با فشارهایی شدید روبهروست؛ از کنترل محور فیلادلفیا و مسئلهٔ آوارگان گرفته تا تهدیدهای صریح مقامات اسرائیلی. جدیدترین نمونهٔ آن، اظهارات جاسوس آمریکایی، جاناتان پولارد، بود که اسرائیل او را از زندان آزاد کرد و او خواستار آمادگی برای جنگ با مصر و ترکیه شد.
در سال ۲۰۲۱، نفتالی بنت، نخستوزیر وقت اسرائیل، بهجای حمله مستقیم، استراتژی «کشتار آهسته» را برای تضعیف تدریجی ایران دنبال کرد؛ مشابه تاکتیکهایی که اتحاد جماهیر شوروی را در جنگ سرد فرسوده کرد.
نتانیاهو پس از بازگشت به قدرت در ۲۰۲۲، طرح جنگ با ایران را از سر گرفت. او از سال ۲۰۰۹ طرحهایی برای حمله نظامی آماده کرده بود و منتظر چراغ سبز آمریکا بود. با دریافت این چراغ سبز از ترامپ، جنگ را آغاز کرد و تصور داشت ظرف چند هفته رژیم ایران سقوط میکند.
یاسین الحافظ مشکل و تراژدی ما را خلاصه می کند، به عنوان نوستالژی سنتی و گذشته ای که از یک سو از ما دورتر و دورتر می شود و نفس نفس زدن محدود پس از معاصر که از ما فراتر می رود و ما را بیشتر و بیشتر در هم می شکند. از سوی دیگر، ما تعادل را از دست می دهیم و آگاهی ما از نیازهایمان قطع می شود. در زمانی که دنیای سنتی در حال فروپاشی است و ارزشهای منسوخ آن در حال پژمرده شدن است، ما به جای آن جوامع مدرن پیشرفتهای نساختهایم که همگام با زمانه باشند و ارزشها، عقلانیت و نظم خود را برای ما به ارمغان بیاورند تا نیازهای مدرن ما را برآورده کنند.