مشکل در این واقعیت نهفته است که ما در واقع میراثی غنی و قابلتوجه داریم؛ اما صرفاً از آن چنان سخن میگوییم که گویی گذشتهای باشکوه است که هرگز تکرار نخواهد شد، بهجای آنکه آن را بدون تکریم یا در نظر گرفتن حقیقت مطلق و غیرقابلانکار، تحقیق، بررسی و تفسیر مجدد کنیم. ملتهای زندهای که پیشرفت کرده و توسعه یافتهاند، از گذشته و تاریخ خود فرار نمیکنند؛ بلکه میکوشند آن را درک کنند. آنان اشتباهات خود را پاک نمیکنند، بلکه از آنها درس میگیرند. آنان چهرهها و نمادهای خود را بت نمیسازند، بلکه آنها را در بافت تاریخی و انسانی خود قرار میدهند.
مشکل در این واقعیت نهفته است که ما در واقع میراثی غنی و قابلتوجه داریم؛ اما صرفاً از آن چنان سخن میگوییم که گویی گذشتهای باشکوه است که هرگز تکرار نخواهد شد، بهجای آنکه آن را بدون تکریم یا در نظر گرفتن حقیقت مطلق و غیرقابلانکار، تحقیق، بررسی و تفسیر مجدد کنیم. ملتهای زندهای که پیشرفت کرده و توسعه یافتهاند، از گذشته و تاریخ خود فرار نمیکنند؛ بلکه میکوشند آن را درک کنند. آنان اشتباهات خود را پاک نمیکنند، بلکه از آنها درس میگیرند. آنان چهرهها و نمادهای خود را بت نمیسازند، بلکه آنها را در بافت تاریخی و انسانی خود قرار میدهند.
هفتم. جامعه حقوقی به ویژه وکلای دادگستری همواره خود را پیشگام در عرصه اجتماعی میدانند و برای احقاق حقوق شهروندان تلاش میکنند. انتظار این است که همانگونه که یک دانشآموخته «مهندسی» در چند دهه خدمات علمی و عملی به نظام حقوقی داشته است، در این روزگار قدردان و پشتیبان او باشند.
تورم سبب میشود افق زمانی افراد جامعه بهشدت کوتاه شود. در یک فضای تورمی، برنامهریزی بلندمدت، پسانداز و سرمایهگذاری بر روی رشد فردی و حرفهای معنای خود را از دست میدهند. تورم مزمن، عدم قطعیت دائمی ایجاد میکند که تعاملات روزمره میان شهروندان را دشوار میکند. از اجارهنامههای مسکن گرفته تا قراردادهای کاری پتانسیل تبدیلشدن به یک نزاع را پیدا میکنند. افراد احساس میکنند در یک «بازی با مجموع صفر» قرار دارند که در آن، سود یک نفر مستلزم زیان مستقیم دیگری است.
علاوه بر این، وقتی به دلیل شرایط تورمی، درآمد حاصل از دستمزد و کار مولد در برابر رشد قیمت داراییها بیارزش میشود، انگیزه برای یادگیری، مهارتآموزی و ارتقای کیفیت کار بهشدت افت میکند و جامعه به سمتی سوق داده میشود که در آن سوداگری و دلالی و حتی گاهی کلاهبرداری منطقیتر از تولید به نظر میرسد.
دولتی که برچسب مسیحی یا اسلامی دارد، نفیِ مسیحی یا اسلامیِ دولت است و بههیچوجه تحقق سیاسی مسیحیت یا اسلام نیست... و نه تحقق جوهر دین؛ یعنی روح انسانی که در دین ساکن است و در آن نفوذ میکند. دولت مسیحی یا اسلامی، دولتی ناقص است و دین، تکمیل و تقدیس نقص آن است. در این حالت، دین لزوماً به ابزاری تبدیل میشود و دولت به «دولت ریاکاری» بدل میگردد.
«رید برودی» وکیل حقوق بشر و دادستان سابق پروندههای جنایات جنگی میگوید حتی اگر آمریکا مدعی شود حمله نتیجه «اشتباه» یا اطلاعات قدیمی بوده، این موضوع لزوماً مسئولیت حقوقی آن را از بین نمیبرد؛ زیرا طرف حملهکننده موظف است پیش از حمله، ماهیت هدف را بهطور معقول و با اطلاعات بهروز بررسی کند.
در همان رقابتهای قایقرانی، کیمیا زارعی و زینب نوروزی در ماده دو نفره سبکوزن به مدال طلا رسیدند؛ آن هم با فاصلهای بیش از پنج ثانیه از تیم هنگکنگ که قهرمان جهان بوده است. زینب نوروزی با این مدالها به پرافتخارترین بانوی ایرانی تاریخ بازیهای آسیایی تبدیل شد.
جنگ طلبان [علیرضا نبویان و دیگران] میگفتند، "پزشکیان و قالیباف میخواستند کودتا کنند، و به همین دلیل سرلشگر رضایی دبیر شورایعالی امنیت شد،" ولی حال خود رضایی نیز از مذاکرات با همان شرطهای قبل حمایت کامل میکند."
با این حال، ارقام و حقایق ارائهشده توسط منبع، تصویر روشنی را ترسیم میکند: دورهٔ اوجگیری عمدهٔ اسلام سیاسی در مغرب دیگر به همان شکلی که بیش از یک دهه پیش بود، وجود ندارد؛ در حالی که تجربیات حکومتداری و مبارزهٔ سیاسی به باری تبدیل شده است که احزاب مذهبی دیگر نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.