محمد سهیمی

در این موارد، این حمله‌ها و جنایات مردم را برنمی‌انگیزد تا در حمایت از مهاجمان [آمریکا و اسرائیل] به خیابان‌ها بیایند. برعکس، این رویدادها نشان می‌دهند که چگونه کسانی که از راه دور جنگی را هدایت می‌کنند، ممکن است قربانیان خود را صرفاً توده‌ای از اجساد انسانی ببینند که فاقد چهره، نام و سرگذشت هستند؛ مرگ این افراد به عنوان هزینه‌ای ضروری و ناچیز در جنگِ یک فرد [ترامپ یا نتانیاهو یا هردو] علیه ایران تلقی می‌شود.
روایت‌ها و تصاویرِ کشتار شهروندان عادی، معمولاً کشوری را که دچار تفرقه شده، در برابر تهاجم خارجی متحد می‌سازد. چنین وقایعی به درستی‌ خاطرات [هجوم آمریکا به] عراق، لیبی و افغانستان را زنده می‌کنند. اگر هدف از این اقدامات تشویق مردم به «قیام و مبارزه» بوده است، به نظر می‌رسد که نتیجه‌ای کاملاً معکوس به بار آورده‌اند.

طارق علی،

در حالی که ارتش آمریکا و متحدانش در سرزمین‌های خارجی با بمب و پهپاد پیش می‌رفتند، دولت‌هایشان در داخل نیز جنگی علیه آزادی‌های مدنی به راه انداخته بودند. از گوانتانامو تا «واحدهای مدیریت ارتباطات» فوق‌امنیتی در زندان‌های آمریکا، از برنامه‌های مخفی نظارتی تا ممنوعیت ورود مسلمانان در دوران دونالد ترامپ، ایالات متحده ساکنان مسلمان خود را زیر نظر گرفته و هدف قرار داده است.

از این منظر می‌توان سه موضع را در کنار یکدیگر قرار داد:

چهارم: سخنان نتانیاهو در سازمان ملل نشان داد که در برابر مسیر دیپلماتیک در حال شکل‌گیری، هنوز یک منطق قدرتمند برای ادامه جنگ و دفاع از اقدام نظامی وجود دارد. بنابراین پایان جنگ را نباید روندی خطی و قطعی تصور کرد.

ابراهیم غرایبه:مترجم علی سرداری

اذعان به شکست تجربهٔ اسلام‌گرایی سیاسی به معنای موافقت با زوال یا انقراض آن‌ها نیست. اصطلاح دقیق‌تر، شکست است، نه زوال؛ و این به دلایل زیادی بازمی‌گردد. این دلایل، علاوه بر فقدان تجربهٔ سیاسی، شامل دخالت دادن اصول مقدس و تغییرناپذیر در حوزهٔ تغییر انسانی، تحمیل تفاسیری که دین نمی‌تواند تحمل کند، و فراتر بردن آن از حدود دستورات خدا می‌شود. این یادآور آیه است: «و می‌گویند که آن از جانب خداست، در حالی که از جانب خدا نیست» و نسبت دادن قداست به تجربیات تاریخی بشر.

کیوان حسینی‏

‏شارپ که از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مبارزه خشونت‌پرهیز است، استدلال می‌کند که روی‌آوردن به مبارزه مسلحانه، مخالفان را وارد میدانی می‌کند که حکومت‌های سرکوبگر معمولا در آن برتری دارند و جلوی همراه شدن فراگیر جامعه با انقلاب را می‌گیرد؛ وضعیتی که برای پیروزی انقلاب می‌تواند به عاملی کلیدی تبدیل شود.

m✍️ کورش احمدی

برخلاف ادعاهایی که در سالهای اخیر مطرح شده، کمپانی نفت انگلیس و ایران که بر پایه یک امتیاز استعماری انحصاری شکل گرفته بود، نه خصوصی بود، نه شفاف، نه رقابتی. دولت انگلیس طی قراردادی محرمانه در می ۱۹۱۴، ۵۱ درصد از سهام کمپانی را خرید و کنترل کامل آنرا به دست آورد. این قرارداد که بدون اطلاع شریک ایرانی منعقد شد و محتوای آن هنوز بعد از ۱۱۰ سال فاش نشده، کمپانی را در جهت تبدیل شدن به یک تشکیلات اقتصادی-سیاسی-امنیتی مانند کمپانی هند شرقی و ... سوق داد. این تحول با روشن شدن اهمیت نفت و تصمیم به نفت‌سوز شدن ناوگان نظامی و تجاری انگلیس رخ داد.

عبدالوحید کنعان نویسنده فلسطینی :مترجم علی سرداری

با وجود تلاش‌های اخوان المسلمین و برخی جنبش‌های اسلامی میانه‌رو برای فاصله گرفتن از اندیشه‌های سید قطب، نفوذ فکری او همچنان در برخی جریان‌های افراطی مشاهده می‌شود. اندیشه‌های وی همچنان موضوع بحث و مناقشه در میان پژوهشگران و فعالان سیاسی است و پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان با پیامدهای فکری و سیاسی این ایدئولوژی در جنبش‌های اسلامی معاصر مواجه شد.

کمیل اونگوریانو نویسنده

دربارهٔ دجال، را تحلیل می‌کند. پویو گفت‌وگویی میان صداهای مترقی و محافظه‌کار به صحنه می‌آورد، بی‌آن‌که تضمین‌های متناظرِ آن‌ها را وارد کند؛ یعنی توسل به پیشرفت تاریخی از یک سو و نظم سنتی از سوی دیگر. سونیا آریباس و ایرنه بایه کورپاس در مقالهٔ «چیزی کاملاً دیوانه‌وار و خارق‌العاده»، اثر پیچیدهٔ شارلوت سالومون، هنرمند آلمانیِ یهودی‌تبار (۱۹۱۷–۱۹۴۳) را تفسیر می‌کنند؛ هنرمندی که در بیست‌وشش‌سالگی در آشویتس به قتل رسید. تمرکز مقالهٔ آنان بر شیوهٔ مواجههٔ این هنرمند با حافظه، عشق، بحران خودکشی و آفرینش هنری در زمانه‌های آشفته است.

ناهید مطیع

در حالی که بسیاری از کارآفرینان مرد تمرکز خود را روی بزرگ کردن عدد «ارزش‌گذاری شرکت» برای جذب سرمایه‌های بعدی می‌گذارند، زنان در استارتاپ‌های کوچک و متوسط بیشتر روی جریان تقاضای مشتری ها، نقدینگی وسود خالصِ انتهای ماه تمرکز دارند. این واقع‌گرایی آن‌ها را در برابرموج های ناگهانی و تکان های بازار محافظت می کند.