بحثی آزاد و بیپیرایه درباره فرضیات پیرامون «نهادهای دینی» در جهان اسلام ضروری است. بخش مهمی از این بحث باید به واسا زاد این فرضیات و پیوند دوباره آنها با ریشههایشان اختصاص یابد، تا هیچ مرجع تجویزی بر ذهن پژوهشگر تحمیل نشود. همچنین باید به کسانی که آنقدر تحت تأثیر نظام نهادی قرار گرفتهاند که دیگر نمیتوانند اسلام را بیرون از این نهادها تصور کنند، توجه کرد.
در این زمینه، اظهارات لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه، درباره تنگه هرمز و احتمال اعمال ترتیبات جدید بر جریان انرژی جهانی، پرسشهای زیادی را برانگیخته است. چنین اظهاراتی ممکن است صرفاً نظرات شخصی یا واکنشهای رسانهای نباشند، بلکه میتوانند بازتابدهنده دیدگاههایی گستردهتر در برخی محافل تصمیمگیری آمریکا درباره آینده منطقه و شکل توازن اقتصادی و استراتژیک آن باشند.
بنابراین، حلقه مفقوده در وضعیت کنونی ممکن است درک این باشد که اسرائیل در ازای پذیرش تفاهمات فعلی چه دریافت کرده یا چه وعدههایی گرفته است. تغییر چشمگیر میان شعارهای اولیه و نتایج نهایی بهندرت بدون وجود محاسبات عمیقتر یا مخاطرات آینده رخ میدهد.
این تلاشها با دشواریهای فراوانی روبهروست؛ بخشی از آن ناشی از جنگ اخیر و آسیبهای اقتصادی و حملات نظامی است که کشورهای خلیج در معرض آن قرار گرفتند، و بخشی دیگر ریشه در شکایتهای قدیمیتر این کشورها از دخالت و نفوذ فرامرزی ایران دارد.
از مشهورترین آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد: • بازگشت به خویشتن • تشیع علوی و تشیع صفوی • انسان و اسلام • مسئولیت روشنفکر
شریعتی در این آثار به پرسشهای هویت، استعمار، عدالت و رنسانس پاسخ میداد و الگویی از روشنفکر متعهد ارائه میکرد. او از همان ابتدا دریافت که نبرد اصلی در عرصه آگاهی آغاز میشود؛ ایدهها مقدم بر نهادها هستند و ساختن فرد مقدم بر ساختن دولت است. از این رو، سخنرانیها و نوشتههای او به یکی از مهمترین جریانهای فکری تبدیل شد که روحیه انقلابی ایران را پیش از ۱۹۷۹ تقویت کرد.
تداوم تولید فکری پس از انقلاب
دوگانگی دانش/قدرت، در زمان استعمار مستقیم یا کلاسیک، در درجه اول در استفاده از علوم انسانی و اجتماعی آشکار شد، به ویژه علم اومانیسم برای درک ویژگی های فرهنگی و عوامل اجتماعی شدن به منظور برچیدن و تغییر شکل با توجه به مرجع استعمارگر. امروزه این دوگانگی بیشتر در عرصه های هوش مصنوعی و خزانه های داده مشهود است، جایی که الگوریتم های کنترل کننده به روغن واقعی قدرت تبدیل شده اند. بنابراین شاهد تشدید درگیریها میان کشورهای بزرگ در این زمینه هستیم.
دوران کلاسیک درگیری مستقیم به پایان رسیده است و با دوران سلطه از طریق اطلاعات، داده ها و شبکه ها جایگزین شده است. شاید آنچه امروز در برابر چشم و گوش ما بین ایالات متحده و چین در حال رخ دادن است نمونه بارز این واقعیت باشد این یک مبارزه عمیق بر سر این است که چه کسی دانش را در اختیار دارد، زیرا دانش به قدرتمندترین ابزار برای کنترل و بازتولید قدرت تبدیل شده است.
نتانیاهو که در ابتدای سال جاری در مصاحبه با The Economist اعلام کرده بود اسرائیل در حال اجرای طرحی برای دستیابی به «استقلال دفاعی» از آمریکا طی ده سال است، بهخوبی میداند که در صورت درگیری با واشنگتن، این طرح ممکن است زودتر از بین برود؛ بنابراین میکوشد از این سناریو اجتناب کند.
تنها زمانی که رئیسجمهور ترامپ با محاصره بنادر ایران پاسخ داد، رهبران تهران به اجتنابناپذیری پایان جنگ پی بردند. غرور آنها پیشتر مانع مذاکره شده بود، اما با قطع آخرین منبع درآمد باقیمانده، ایران ناچار به بازگشت به میز مذاکره شد.
یادداشت تفاهم حاصل از این مذاکرات، تنها چند روز پیش علنی شد و از سوی همه طرفها با انتقاد روبهرو شده است. تندروهای ایرانی از هرگونه توافق با «شیطان بزرگ» خشمگیناند. در سوی دیگر، منتقدان راست افراطی در آمریکا نمیفهمند چرا دولت ترامپ حتی باید لغو تحریمها یا آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران را در نظر بگیرد.
به نظر میرسد شراکت استراتژیک میان دو طرف در خطر نیست، اما دولت فعلی آمریکا معتقد است که این دوره نشاندهنده عدم پایبندی اسرائیل به تعهدات است و هیچ احترامی برای انتخابهای سیاسی آمریکا قائل نیست. آمریکا معتقد است آرامش در لبنان برای جلوگیری از گسترش رویاروییها ضروری است. همچنین دولت آمریکا تلاشهای قابل توجهی در تفاهم اخیر با ایران انجام داده، در حالی که اسرائیل میکوشد این روند را تضعیف کند؛ حتی با وجود اینکه جامعه بینالمللی و دولت لبنان برای موفقیت توافق فشار میآورند. با این حال، ادامه این بحران بر روابط آمریکا و اسرائیل تأثیر منفی خواهد گذاشت، اما نمیتوان از فروپاشی اتحاد میان آنها سخن گفت. احتمال اصلاح مواضع اسرائیل و اجرای آنچه از آن خواسته شده، طبق توافق با ترامپ، حداقل در دوره کنونی وجود دارد.
الشریع از اشاره به جنایات جنگی «حزبالله» در سوریه طی سالهای جنگ در کنار رژیم بشار اسد غافل نشد، اما تأکید کرد که ورق را برای حزب و همه «ستمگرانی» که علیه سوریه، کشور و مردم آن مرتکب جنایت شدهاند، برمیگرداند. او افزود که تنها جنگهای سوریه جدید، جنگ علیه فقر و انواع ناتوانیهای زندگی، اقتصادی و توسعهای است و بازسازی سوریه، نبرد اصلی با بالاترین اولویت محسوب میشود.
برخی تخمینها نشان میدهد که توافق ابراهیم بهجای گسترش، وارد مرحله «بازتعریف» خواهد شد. بهجای شرطبندی بر یک اتحاد امنیتی مستحکم با اسرائیل، ممکن است به چارچوبی محدود برای همکاری اقتصادی، فناوری و اطلاعاتی تبدیل شود، در حالی که از تبدیل آن به یک محور نظامی آشکار علیه ایران اجتناب شود. برخی تحلیلهای غربی نیز معتقدند کشورهای خلیج فارس در کوتاهمدت تعمیق این توافق را در اولویت قرار نخواهند داد و در عوض برای ترتیبات منطقهای باثباتتر که ریشههای بحران با ایران را برطرف کند و آزادی کشتیرانی و امنیت انرژی را تضمین کند، فشار خواهند آورد.