در طرف ایرانی، پاکستان از روابط نزدیکی که ارتشهای دو کشور در سالهای اخیر ایجاد کردهاند، بهره برده است. از آنجا که ارتش ایران با تمام اجزایش در شرایط کنونی دست بالا را دارد، اسلامآباد مطمئن بود که با حزب قوی و راست تهران طرف است؛ بنابراین با اطمینان ورقهای خود را رو کرد.
این الگو، پس از انقلاب نیز، در قالبی متفاوت اما با منطقی مشابه، در جمهوری اسلامی بازتولیدشد. از این منظر، مسئلۀ اصلی در ایران معاصر، نه صرفاً تغییر رژیمها، بلکه تداوم یک منطق
اقتدارگرایانه در اشکال مختلف است. این نکته، برای فهم بحث بازگشت سلطنت اهمیت اساسی دارد،زیرا نشان میدهد که مسئله، تنها انتخاب میان دو نظام سیاسی نیست، بلکه انتخاب میان دو نوع
منطق حکمرانی است.
2. ورشکستگی اخلاقی؛ اپوزیسیونی در خدمت متجاوز در این میان، رفتار جریانی موسوم به «سلطنتطلب» در خارج از کشور، لکهی ننگی بر پیشانی سیاست ایرانی است این جماعت که ظاهراً شعار «ایرانپرستی» سر میدهند، اکنون تمام تخممرغهای خود را در سبد کسی گذاشتهاند که همان شکوه باستانی را تهدید به نابودی میکند.
در این مرحله، قطب کتاب «در سایه قرآن» را پس از اصلاحات اساسی و بازنگریهای گسترده برای همسو کردن آن با دیدگاههای تثبیتشدهاش ــ که نشاندهنده تغییر کامل بسیاری از باورهای او در طول زندگیاش بود ــ دوباره منتشر کرد.
از آن سال تاکنون این پرسش باقی مانده است که آیا واشنگتن مذاکراتی مشابه توافق با کره شمالی را با ایران خواهد پذیرفت یا نه. آمریکا همچنان به توصیفی ثابت پایبند بود که مانع مذاکره با ایران میشد. این دستورالعمل، ایران را دولتی اقتدارگرا، ضد دموکراتیک، دشمن حقوق بشر، تهدیدی برای همسایگانش در خلیج عربی و مانعی بزرگ برای صلح خاورمیانه معرفی میکرد
ایالات متحده هنوز بزرگترین برتری نظامی را دارد، اما دیگر قادر نیست به تنهایی تمام پیامدهای جنگهای بزرگ را تحمل کند. و چین، علیرغم ظهور اقتصادیاش، جایگزینی برای سیستمی که شکل داده و از آن بهرهمند شده نیست، بلکه شریکی است که مجبور است تا حد لازم از آن محافظت کند تا آن را تغییر شکل دهد. در پس زمینه این صحنه، سایر قدرتهای منطقهای و بینالمللی، از خلیج فارس گرفته تا اروپا، در حال مانور برای تأمین منافع خود در چارچوب موازنههایی هستند که برای کنترل هر حزب یا گروه واحدی بسیار محدودکننده شدهاند.
چند سال پیش، اینبار در فلسطین ۴۸، نبردی سخت با مقامات اشغالگر درگرفت تا شهرداری تلآویو ـ یافا را وادار به توقف بولدوزرهای گورستان «الامانوس» کنند؛ جنایتی که قرار بود بر اساس مصادره اموال «شورای عالی اسلامی» از سال ۱۹۵۲ انجام شود. در خود یافا نیز، اشغالگران بخشهایی از گورستان «قیشلا» را که قدمت آن به دوره ممالیک میرسد، مصادره کردند؛ همچنین گورستان «تاسو» که با قراردادهایی نامعتبر فروخته شد، و گورستان «جاماسین» که برای گسترش محله یهودیان با بولدوزر تخریب شد؛ و گورستان «شیخ مؤنس» که بر ویرانههای آن یک مجموعه دانشگاهی ساخته شد.
فشارهای اقتصادی نیز با نیاز روزافزون به تأمین مالی جنگ ـ که بدهی فدرال را افزایش میدهد ـ تشدید میشود. دولت فدرال هماکنون سالانه نزدیک به یک تریلیون دلار بهره بدهی پرداخت میکند. ترامپ به دنبال افزایش تقریباً ۵۰ درصدی بودجه نظامی برای سال مالی جدید است؛ اقدامی که نگرانیها درباره خارج شدن بدهی از کنترل را افزایش داده است. در سطح عمومی، نارضایتی گستردهای نسبت به جنگ وجود دارد، زیرا قیمت بنزین بهشدت افزایش یافته است؛ بهویژه با نزدیک شدن تعطیلات تابستانی. میانگین قیمت بنزین در آمریکا یکشنبه گذشته به ۴.۴۵ دلار در هر گالن رسید؛ افزایشی ۳۵ سنتی در یک هفته.
در مقابل، آمریکا با فشارهای سهگانه سیاسی، اقتصادی و نظامی مواجه است. مهمترین فشار سیاسی از سوی کنگره و متحدان واشنگتن است که بهشدت از محاصره جاری آسیب دیدهاند. نزدیک شدن انتخابات میاندورهای نیز موضوع رویارویی با ایران را به خیابان سیاسی آمریکا میکشاند و بحث درباره امکانپذیری جنگ و نقش نتانیاهو در کشاندن واشنگتن به آن را تشدید میکند؛ بهویژه با انتشار گزارشهایی درباره روحیه پایین سربازان و شرایط نامناسب زندگی آنان در کشتیها و پایگاهها که محبوبیت ترامپ را کاهش داده است.
به تصویر کشیدن روحانیت ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) به عنوان دو نیروی جداگانه - یکی سرکوبگر و دیگری افراطی - ۴۵ سال شواهد را که ثابت میکند آنها همیشه یک پروژه واحد با اهداف یکسان بودهاند، پاک میکند. این به رژیم ایران کمک میکند تا وقایع را طبق شرایط خود تنظیم کند. این به تهران خدمت میکند، نه به حقیقت.