علی محمود :مترجم علی سرداری

آمریکا و ایران.. سناریوهای پس از تفاهم نامه

و سپس تفاهم بر سر مذاکرات پرونده‌های جنجالی… نبرد پوچ آمریکا و ایران به نقطه‌ای رسیده است که سناریوهای بد همچنان روی میز باقی مانده‌اند. دلایل متعددی وجود دارد و احتمال درگیری همچنان مطرح است. این نبرد بی‌حاصل به جایی رسیده که دستیابی به تصویری از یک پیروزی صریح برای هر دو طرف دشوار شده است؛ همان‌گونه که هر یک از آن‌ها در یک یادداشت تفاهم، حداقل سطح اجماع در فقه پروتکل‌های بین‌المللی را پذیرفته‌اند؛ راه نجاتی که «حفظ آبرو» می‌کند و تصویری از پیروزی ارائه می‌دهد که بتوان به مردم آمریکا یا ایران عرضه کرد. اما حقیقتی باقی می‌ماند که هر دو طرف آن را انکار می‌کنند: آمریکا پیروز نشد و ایران نیز تسلیم نشد.
به نظر من، امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران—even اگر بتواند جنگی را که در فوریه گذشته آغاز شد متوقف کند—به درگیری میان دو طرف پایان نخواهد داد. پس از آن، نبردی مذاکره‌ای آغاز می‌شود که کمتر از جنگ نخواهد بود. دورهٔ شصت‌روزهٔ تعیین‌شده در یادداشت تفاهم نیز قادر به حل مسائل باقی‌مانده و پرونده‌های خارداری که عامل آغاز جنگ بودند نخواهد بود؛ منظورم پروندهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران، تحریم‌ها، وجوه مسدودشده و آنچه «تسلیحات ایران در منطقه» نامیده می‌شود است.
مذاکراتی که طی دو ماه گذشته با حمایت مصر، پاکستان و برخی کشورهای منطقه انجام شد، به دلیل نبود اعتماد متقابل، اختلاف مواضع و زیاده‌خواهی‌ها، شاهد تلاش‌های سخت و پیچیده‌ای برای نزدیک کردن دیدگاه‌های دو طرف بود. افزون بر این، حضور اسرائیل در خط مذاکرات و تلاش مداوم آن برای خنثی‌سازی روند گفت‌وگوها با هدف ادامهٔ جنگ، شانس دستیابی به راه‌حل‌های قاطع و صلح‌آمیز را کاهش داد و به تقویت افراط‌گرایی آمریکا در ارائهٔ راه‌حل‌ها کمک کرد؛ تا جایی که ترامپ در آغاز مذاکرات از ایران خواست «تسلیم شود.»
بدیهی است که روز پس از امضای تفاهم‌نامه—که قرار شد از راه دور و به‌صورت الکترونیکی انجام شود، زیرا طرف ایرانی از نشستن در یک قاب عکس با آمریکایی‌ها امتناع کرد—با چالش‌های دشوار و تنش‌های شدید همراه خواهد بود؛ نشانه‌ای روشن از تداوم بی‌اعتمادی. انتظار می‌رود نبرد مذاکره میان آمریکا و ایران با تنش و کشمکش همراه باشد؛ زیرا هر یک از چهارده بند یادداشت تفاهم مستلزم مذاکراتی سخت و پیچیده برای دستیابی به اجماعی قابل قبول برای هر دو طرف است. این امر در شرایطی رخ می‌دهد که افراط‌گرایان در آمریکا و ایران معتقدند آنچه مورد توافق قرار گرفته، پاسخگوی مطالبات ضروری مردم نیست؛ به‌ویژه در ایران که بخش بزرگی از جریان‌های تندرو با ارائهٔ هرگونه امتیاز یا عقب‌نشینی از دستاوردهایی مانند برنامهٔ هسته‌ای و مدیریت تنگهٔ هرمز مخالف‌اند.
در پروندهٔ هسته‌ای—که عامل اصلی درگیری بود—ایران درخواست آمریکا برای تحویل مواد بسیار غنی‌شدهٔ خود را رد می‌کند و تنها کاهش سطح غنی‌سازی در خاک خود را پیشنهاد می‌دهد. همچنین توقف کامل غنی‌سازی را نمی‌پذیرد و آن را «حق حاکمیتی غیرقابل انکار» می‌داند. ایران همچنین آزادسازی ۱۲۵ میلیارد دلار وجوه مسدودشدهٔ خود را شرط توافق می‌داند؛ در حالی که آمریکا این درخواست را رد کرده و تنها آزادسازی بخشی از این دارایی‌ها را مشروط به پاسخ ایران به مطالبات مطرح‌شده پیشنهاد می‌کند.
موضوع سوم اختلاف، توقف تأمین مالی و حمایت ایران از آنچه «تسلیحات ایران در منطقه» خوانده می‌شود—به‌ویژه حزب‌الله—است. ایران بر ادامهٔ حمایت خود اصرار دارد و حتی مسیر لبنان را به مذاکرات پیوند می‌زند و پایان جنگ اسرائیل علیه لبنان و خروج ارتش اسرائیل از جنوب لبنان را شرط توافق می‌داند؛ موضوعی که اسرائیل با آن مخالفت می‌کند. اسرائیل با اجرای برنامه‌ای سیستماتیک برای شعله‌ور نگه‌داشتن جبههٔ لبنان از طریق تخریب و آوارگی، عملاً در پی ناکام گذاشتن توافقی است که نتانیاهو با آن مخالف است؛ زیرا معتقد است این توافق او را به اهداف اعلام‌شدهٔ جنگ—از جمله سرنگونی رژیم ایران و برچیدن برنامه‌های موشکی و هسته‌ای—نمی‌رساند.
بنابراین، مواضع دو طرف همچنان دور از هم است، دیدگاه‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند و پرونده‌ها در هم تنیده‌اند. انتقال این مسائل از میدان نبرد به میز مذاکره به معنای خوش‌بینی بیش از حد نسبت به دستیابی به راه‌حل نهایی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد روزهای پس از دورهٔ تفاهم، آبستن دشواری‌ها و بحران‌های شدیدی خواهد بود که کل منطقه را دوباره بر لبهٔ پرتگاه قرار می‌دهد. با این حال، همین توقف جنگ پوچ، دستاوردی است که باید به میانجیگران نسبت داد؛ جنگی که هزینه‌های سنگینی برای کشورهای عربی و جهان داشت و امنیت ملی اعراب را تهدید می‌کرد. توقف آن یک دستاورد استراتژیک مهم برای منطقه و جهان به شمار می‌رود. تنگهٔ هرمز بلافاصله باز خواهد شد، تردد از سر گرفته می‌شود و تجارت جهانی به حالت عادی بازمی‌گردد. بازار انرژی نیز پس از اعلام یادداشت تفاهم نفس راحتی کشید؛ قیمت نفت بلافاصله از ۹۵ دلار به ۸۹ دلار سقوط کرد—بزرگ‌ترین کاهش از مارس گذشته—و انتظار می‌رود با نهایی شدن تفاهم، به ۸۰ دلار نیز برسد.
با این حال، واقعیت این است که این جنگ—صرف‌نظر از نتایج مذاکرات—پیامدهایی جدی برای منطقه خواهد داشت. کشورهای عربی به‌ویژه باید بازنگری فوری و جدی در عوامل تعیین‌کنندهٔ امنیت ملی عرب داشته باشند؛ عواملی که در جریان جنگ به‌شدت تهدید شدند. کنترل روابط خلیج–ایران و خلیج–آمریکا ضروری شده است، به‌ویژه پس از آنکه سرزمین‌های عربی در خلیج به میدان جنگ تبدیل شد. همچنین نمی‌توان از نقش بدخواهانهٔ اسرائیل در منطقه—پیش و پس از جنگ—چشم پوشید؛ نقشی که با هدف گسترش نفوذ خود به زیان کشورهای عربی و بی‌ثبات‌سازی منطقه دنبال شده است. این امر مستلزم موضعی قاطع برای بازدارندگی این رژیم اشغالگر و وادار کردن آن به عقب‌نشینی از غزه، لبنان و سوریه و توقف دامن‌زدن به درگیری‌هاست.
در نهایت، حساب‌کشی مردم آمریکا از ترامپ دربارهٔ این جنگ نیز سناریویی محتمل در مرحلهٔ پس از توافق است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ترامپ از سوی جریان‌های تندرو در دولت آمریکا و مخالفان دموکرات متهم شده است که کشور را بر اساس اطلاعات گمراه‌کننده وارد جنگی کرده که نتوانسته به اهداف اعلام‌شدهٔ خود—از جمله سرنگونی رژیم ایران و حذف کامل برنامهٔ هسته‌ای—برسد. آمریکا در جنگی که نتانیاهو آن را به واشنگتن تحمیل کرد گرفتار شد، خساراتی بالغ بر صد میلیارد دلار متحمل شد و امنیت متحدانش در منطقه آسیب دید. این نتایج ممکن است به کیفرخواستی سیاسی علیه ترامپ تبدیل شود که مخالفانش در انتخابات میان‌دوره‌ای از آن بهره‌برداری خواهند کرد؛ به‌ویژه با توجه به کاهش محسوس محبوبیت او در نظرسنجی‌ها.
این‌گونه بود که آمریکا و ایران به تفاهمی از راه دور رسیدند… توافقی که من تحقق آن را دور می‌بینم. بگذارید نتیجهٔ این جنگ پوچ، حقیقتی باقی بماند که هر دو طرف آن را نادیده می‌گیرند—و پیامدهای خود را خواهد داشت..
منبع الاهرام

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.