بهروز ورزنده

نامه سرگشاده به مسئولان بنیاد فریدریش ناومان

درباره «جایزه آزادی ۲۰۲۶» و انتخاب رضا پهلوی برای دریافت آن به نمایندگی از ملت ایران
مسئولان محترم بنیاد فریدریش ناومان،
تصمیم بنیاد شما برای اختصاص «جایزه آزادی ۲۰۲۶» به مردم ایران و مبارزات آنان برای آزادی،
دموکراسی و حقوق مدنی، اقدامی قابل احترام است.
با این حال، دقیقاً به دلیل اهمیت و ارزش نمادین این جایزه، شیوه‌ای که بنیاد برای اعطای آن برگزیده است،
پرسش‌های جدی و اساسی ایجاد می‌کند.
بنیاد تأکید کرده است که این جایزه نه به یک فرد، بلکه به مردم ایران تقدیم می‌شود. با این حال، در همین
چارچوب، بنیاد خود رأساً تصمیم گرفته است رضا پهلوی را به‌عنوان دریافت‌کننده امانی جایزه از جانب
مردم ایران تعیین کند. به نظر من، این اقدام، از نظر مبنا و مشروعیت چنین نمایندگی‌ای، محل پرسش جدی
است.
بنیاد در توضیح این انتخاب، رضا پهلوی را «شناخته‌شده‌ترین شخصیت اپوزیسیون ایران» معرفی کرده و بر
این اساس او را برای دریافت امانی جایزه برگزیده است.
پرسش من این است: آیا در اتخاذ این تصمیم، تصویری کامل و چندجانبه از شخصیت سیاسی رضا پهلوی،
مواضع او و جریان سیاسی پیرامون او مورد بررسی قرار گرفته است؟
مایلم تأکید کنم که چنین انتخابی را نمی‌توان به‌عنوان انتخابی مورد اجماع مردم ایران تلقی کرد. جامعه ایران
جامعه‌ای متکثر است و درباره گذشته، حال و آینده سیاسی کشور دیدگاه‌های بسیار متفاوتی وجود دارد.
رضا پهلوی نیز، به‌عنوان فرزند آخرین شاه ایران و چهره اصلی جریان سلطنت‌طلب، برای بخشی از
ایرانیان نماد امید و برای بخشی دیگر نماد بازگشت به نظامی اقتدارگراست. بنابراین شناخت او تنها بر پایه
مواضعی که در دفاع از آزادی و دموکراسی بیان می‌کند، نمی‌تواند تصویری کامل از او به دست دهد؛
سخنان، عملکرد سیاسی، نوع مواجهه با مخالفان، نگاه او به قدرت و نیز رفتار جریان سیاسی پیرامون او،
همگی باید در این ارزیابی مورد توجه قرار گیرند.
به همین دلیل، من به‌جای آنکه صرفاً نسبت به تصمیم بنیاد اعتراض کنم، ترجیح می‌دهم چند مقاله از
نوشته‌های خودم را در اختیار شما بگذارم؛ نوشته‌هایی که از زاویه‌ای انتقادی به رضا پهلوی و جریان
سلطنت‌طلب معاصر می‌پردازند.
هدف من تحمیل یک دیدگاه به بنیاد نیست. برعکس، امیدوارم این نوشته‌ها امکان آن را فراهم کنند که پیش از
برگزاری مراسم، دیدگاه‌های انتقادی دیگری نیز در کنار تصویری که تاکنون از این جریان در اختیار بنیاد
قرار گرفته است، مورد توجه قرار گیرد.
جایزه‌ای که به نام مردم ایران اعطا می‌شود، به باور من باید بازتاب‌دهنده تکثر جامعه ایران نیز باشد؛
جامعه‌ای که در آن جمهوری‌خواه، مشروطه‌خواه، چپ، لیبرال، ملی‌گرا و بسیاری گرایش‌های دیگر درباره
آینده کشور دیدگاه‌های متفاوتی دارند.
از این رو، از مسئولان بنیاد محترمانه درخواست می‌کنم در نحوه اعطای این جایزه و نقشی که برای رضا
پهلوی به‌عنوان دریافت‌کننده امانی آن در نظر گرفته شده است، یک بار دیگر تأمل کنند و نوشته‌های
پیوست را نیز در ارزیابی خود مورد توجه قرار دهند.
احترام واقعی به مردم ایران، به نظر من، تنها در حمایت از مبارزه آنان برای آزادی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه
در احترام به حق آنان برای تعیین آزادانه آینده سیاسی و نمایندگان خود نیز معنا پیدا می‌کند.
شاید در نهایت، تجلیل از مردم ایران و مبارزات آنان برای آزادی، بیشترین معنای خود را زمانی پیدا کند که
این ملت متکثر در قالب یک فرد واحد خلاصه نشود.
با احترام،
بهروز ورزنده
نویسنده و تحلیلگر سیاسی
30.09.2026
فهرست مقالات ارسالی:
۱- نقدی همه‌جانبه بر رضا پهلوی و مدعیان سلطنت در تبعید
۲- رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند
۳- چگونه آگاهانه مردم ایران را به مسلخ فرستادند
3- سلطنت‌طلبی معاصر و نشانه‌های بازگشت فاشیسم

مطالب مرتبط

احمد_زیدآبادی

برای ورود به مترو، باجه‌هایی برای دریافت کارت در ازای پرداخت ۹۵ روبل در هر ایستگاهی وجود دارد که عمدتاً زنان پشت آنها نشسته‌اند. در عین حال می‌توان یک قطعه اسکناس را وارد دستگاهی کرد و علاوه بر دریافت کارت، باقیماندهٔ آن را تحویل گرفت.

کوروش احمدی

▪️نکته مهم در طرح ایران این بود که مطابق آن آمریکا باید صرفا در ازای بازگشائی تنگه هرمز (حتی اگر قرار بود که مطابق نظر آمریکا انجام شود) بخش مهمی از اهرم‌های مذاکراتی خود را واگذار کند. اگر چه مشابه همین گزاره در یادداشت تفاهم هم مطرح بود و آمریکا در آن سند لغو کامل تحریم نفت و محصولات پتروشیمی ایران و آزاد کردن سپرده های ایران و چند امتیاز مهم دیگر را صرفا در ازای بازگشائیی تنگه هرمز پذیرفته بود، اما در شرایط کنونی، ترامپ مدعی است که آمریکا خود راسا و در عمل اقدام به بازگشائی تنگه کرده است.

محمد بوفطاس:مترجم علی سرداری

مشکل در این واقعیت نهفته است که ما در واقع میراثی غنی و قابل‌توجه داریم؛ اما صرفاً از آن چنان سخن می‌گوییم که گویی گذشته‌ای باشکوه است که هرگز تکرار نخواهد شد، به‌جای آنکه آن را بدون تکریم یا در نظر گرفتن حقیقت مطلق و غیرقابل‌انکار، تحقیق، بررسی و تفسیر مجدد کنیم. ملت‌های زنده‌ای که پیشرفت کرده و توسعه یافته‌اند، از گذشته و تاریخ خود فرار نمی‌کنند؛ بلکه می‌کوشند آن را درک کنند. آنان اشتباهات خود را پاک نمی‌کنند، بلکه از آنها درس می‌گیرند. آنان چهره‌ها و نمادهای خود را بت نمی‌سازند، بلکه آنها را در بافت تاریخی و انسانی خود قرار می‌دهند.

مطالب پربازدید

مقاله