علي العسبلي :مترجم علی سرداری

یکی از پیچیده‌ترین جلوه‌های این واقعیت، چیزی است که در شکل مدرن خود «دموکراسی» نامیده می‌شود. دموکراسی، به‌جای آنکه تجلی اراده آزاد باشد، به عرصه‌ای مرکزی برای مهندسی همان اراده تبدیل شده است. اکثریت، که قرار است نماینده اراده جمعی باشد، در نتیجه بسیج و دستکاری دقیق، به مجموعه‌ای از «گروه‌ها» تبدیل می‌شود که از طریق مدیریت جریان اطلاعات، برانگیختن ترس‌ها و جعل امیدها کنترل می‌شوند.

علی سرداری

ایده‌هایی که از مسیر شک عبور نکرده‌اند، همیشه در معرض تهدید باقی می‌مانند، هرچقدر هم که محکم به نظر برسند؛ زیرا از درون ساخته نشده‌اند، بلکه از بیرون تحمیل شده‌اند. نه از تجربه، بلکه از تکرار برخاسته‌اند. بنابراین همیشه به کسی نیاز دارند که از آنها محافظت کند، از آنها دفاع کند، مانع نزدیک شدن دیگران به آنها شود. اینجاست که انسان، بی‌آنکه متوجه شود، از موجودی در جستجوی حقیقت به نگهبان یک ایده تبدیل می‌شود.

عماد الشدياق :مترجم علی سرداری

این سکوت ظاهری خلیج فارس نشان‌دهنده تمایل به جذب ضربات و جلوگیری از کشیده شدن به یک رویارویی گسترده‌تر است، اما در واقع می‌تواند پیامدهای مهمی برای تصویر این کشورها در منطقه داشته باشد. متحدان و دشمنان به‌طور یکسان نظاره‌گرند: چه کسی تلافی می‌کند، چه کسی سکوت می‌کند، چه کسی از خود محافظت می‌کند و چه کسی زیر چتر حمایتی آمریکا می‌ایستد. پس از پایان جنگ، نفوذ کشورها تنها با ثروت و سرمایه‌گذاری سنجیده نخواهد شد، بلکه با توانایی آنها در حفاظت از تأسیسات خود و بازداشتن مهاجمان نیز ارزیابی می‌شود. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه این آزمون بیشتر خواهد شد.
در این میان، اقتصاد به‌عنوان بُعدی پیچیده‌تر ظاهر می‌شود. اگر جنگ گسترش یابد و زیرساخت‌های نفتی و مالی خلیج فارس آسیب ببیند، پیامدهای آن محدود به قیمت انرژی یا حمل‌ونقل دریایی نخواهد بود. ارزیابی فزاینده‌ای وجود دارد که سرمایه‌های خلیج فارس نیز ممکن است بخشی از پیامدهای جنگ شوند؛ چه از طریق خسارات مستقیم، چه از طریق ضرورت تغییر مسیر سرمایه‌گذاری‌ها برای ترمیم خسارات و مهار شوک اقتصادی. اگر چنین شود، بخش‌های حساس

مصطفی عنتر : مترجم علی سرداری

به همین دلیل است که می‌بینیم بسیاری از جوامعی که به سوی آینده حرکت کردند، این مسیر را نه با گسستن از ریشه‌های خود، بلکه با تکیه بر آنها پیمودند. چین حافظه فرهنگی خود را در قالب پروژه‌ای جهانی مانند «کمربند و جاده» بازآفرینی کرده است؛ تصویری که جاده تاریخی ابریشم را به چشم‌اندازی اقتصادی و ژئوپلیتیکی معاصر تبدیل می‌کند و به پروژه، مشروعیتی نمادین می‌بخشد و آن را ادامه مسیری مبتنی بر ارتباطات و منافع مشترک معرفی می‌کند.
هند نیز تنوع فرهنگی و زبانی خود را به انرژی اجتماعی تبدیل کرده است که از قدرت نرم و پیشرفت فناوری آن حمایت می‌کند. این کشور مدلی سیاسی را برگزیده که تنوع را در ساختاری واحد جای می‌دهد و آن را با سرمایه‌گذاری گسترده در آموزش و فناوری همراه کرده است، بی‌آنکه ویژگی‌های تمدنی خود را در روند ادغام در اقتصاد دیجیتال جهانی از دست بدهد.

نصر الله نجات بخش

تئوری نوظهورِ سیاسی ولایت مطلقه فقیه بدعتی بود در اندیشه خمینی که با روایاتی مجعول در حوزۀ علمیۀ نجف ابداع شد، او حکومت ولایت فقیه را منحصر به خدا و حکمِ الله می داند و قانون اسلام یا فرمان خدا را بر «همۀ افراد و بر دولت اسلامى واجب دانسته»(14) که تا ابد این قوانین را تابع قانون الهی هستند، او می گوید: «ولایت فقیه، ولایت و حکومت فرد نیست، بلکه حکومت الهى بر مردم است و فقیه صرفاً متخصص در شناخت احکام الهى و مسئول اجراى آن است و در عصر غیبت حضرت مهدى، باید به اجرا گذاشته شود و به هیچ عنوان نباید این احکام تعطیل شوند.»(15) براى اجراى احکام الهی، نیازمند شخصى است که ولایت داشته باشد و این ولایت باید به اذن خداوند باشد، «اگر فقیه عالِم و عادل بپاخاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتی را دارد كه پیامبر در امر ادارۀ جامعه داشته و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند.»(16) او معتقد بود که همه اختیارات پیامبر و امامِ معصوم به فقیه جامع‌الشرایط منتقل می‌شود و بدون تشکیل حکومت اسلامی، اجرای احکام اسلام ممکن نیست.

دکتر حسن بلوری برلین

اولین قدم برای توصیف دنیای "واقعی بیرون"، ارایه مفهومِ شیء فیزیکی است. قدم دوم، بازگویی فهم ما از این
مفهوم است که می‌باید تا حدِ امکان مستقل از ادراک حسی باشد. ۵ گزاره‌هایی که نه به‌طور مستقیم و نه به‌طور
غیرمستقیم در دسترس حواس ما نیستند، مانند گزاره‌های فضا و زمان، غیرقابل راست‌آزمایی و با ماهیت فیزیک در

بخش دوم

سپس زبان مشترک: بحث‌ها درباره اعتبار حدیث واحد یا دلالت یک امر شرعی، با استفاده از مفاهیم تثبیت‌شده‌ای (چون دلالت مفهومی، مصادیقی، کلیات پنج‌گانه و کیفیات منطقی) روشن‌تر شدند. رازی و طوسی نمونه‌هایی از
نظام‌مند کردن این مفاهیم در قالبی کلامی، فقهی بودند. نظارت درونی: منطق اجازه نقد مغالطات مقدس را بدون خروج از چارچوب شریعت فراهم کرد 29 و بالاخره، نوعی کنترل درونی : منطق اجازه می‌دهد سفسطه‌های دیندارانه مورد نقد قرار گیرند، بی‌آن‌که از عرصۀ شریعت خارج شویم. با این حال، کنشگران به‌دقت مرزها را حفظ کرده‌اند : حتی در نزد ابن‌رشد،

از شهر خدا تا حكومت مهدي (عج)؛ سير يك باور در تاريخ انديشه

حكومت جهاني مهدوي به معناي نابودي فرهنگ‌ها و زبان‌ها نيست، بلكه به معناي حذف تبعيض‌ها، بت‌هاي فكري و سدهاي ساختگي ميان انسان‌ها است. اين حكومت، كانون وحدت‌بخش براي همه اديان و ملت‌ها است. در حديثي از اميرالمومنين علي‌(ع) درباره حضرت مهدي (عج) آمده است: «يصلِّي عِيسي ابْنُ مرْيم خلْفهُ؛ عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي‌گزارد» (الملاحم و الفتن، ابن طاووس، ص ۱۶۴) . اين روايت، نماد آشتي و همكاري رهبران الهي و پيروان اديان بزرگ در زير چتر عدالت توحيدي است. در روايت ديگري از امام باقر (ع) آمده است: «... و لا يبْقي علي وجْهِ الْأرْضِ خرابٌ إِلّا عُمِر؛ و بر روي زمين هيچ ويرانه‌اي باقي نمي‌ماند مگر آنكه آباد مي‌شود» (الغيبه، نعماني، ص ۲۳۸) . طبيعي است كه اين آباداني، ضرورتا منحصر به آباداني مادي نباشد بلكه آباداني و رشد فرهنگي، اخلاقي و معنوي تمدن‌ها را نيز در برخواهد گرفت.

نصرالله نجات بخش

شخصیت‌هایی مانند ابویحیی البطریق، یعقوب بن اسحاق الکندی، ابن مقفع، نوبخت اهوازی و دیگران، شمار زیادی از آثار یونانی، سریانی، پهلوی و هندی را به عربی ترجمه کردند. این ترجمه‌ها به منبعی معتبر برای متکلمان مسلمان بدل شدند. برای مثال، ابن سیار نَظّام، متکلم معتزلی، و دیگر اندیشمندان این مکتب با مفاهیم و اصطلاحات فلاسفه یونان آشنا شدند. به‌واسطه بیت‌الحکمه، این اندیشه‌ها به‌طور گسترده‌ای منتشر شدند. مأمون با تأسیس
بیت‌الحکمه در نزدیکی کاخ خلافت در بغداد و با الهام از سنت جندی‌شاپور، مرکزی مهم برای فرهنگ و دانش پدیدآورد. در این مرکز، کتاب‌های علمی و فلسفی‌ای که مأموران مأمون از سرزمین‌های روم آورده بودند، به عربی‌ترجمه و آموزش داده شدند. به همین دلیل، دوران مأمون را عصر طلایی ترجمه و انتقال علوم نامیده‌اند.

عبدالرحمن حسنوی:مترجم علی سرداری

در عصر مدرنیتهٔ سیال، حس مسئولیت مشترک رو به زوال می‌رود؛ زیرا روابط انسانی تابع منطق سرعت و شکنندگی شده‌اند و ارزش‌هایی چون خیرخواهی، شفقت، همبستگی، دوستی، عشق و کار به پیوندهایی موقت و ناپایدار تبدیل می‌شوند. امانوئل لویناس، فیلسوف فرانسوی، خطر این دگرگونی را یادآور می‌شود و در کلیت و بی‌نهایت تأکید می‌کند که اخلاق از مواجهه با چهرهٔ دیگری برمی‌خیزد: «چهره مسئولیتی را بر من تحمیل می‌کند که نمی‌توانم از آن بگریزم.» اما در جهان سیال، این چهره به تصویری گذرا بر صفحهٔ نمایش یا عددی در آمار تقلیل می‌یابد؛ بُعد اخلاقی رابطه از میان می‌رود و دیگری به کارکرد یا وسیله‌ای بدل می‌شود.