علي  در محراب عبادت شهید  شد  به دليل عدلش

اگر قرار باشد فقط يك شاخص براي اميرالمومنين تعيين كنيم، بايد بگوييم: «علي مرد عدالت است.» يعني علي (ع) به وسيله عدالت شناخته شده است. نقل است در روزي مانند اين روزها كه علي(ع) ضربت مي‌خورد و شهيد مي‌شود، هاتفي ندا مي‌دهد: «علي (ع) در محراب عبادت شهید شد به دليل عدلش.» افراد و جرياناتي كه تحمل عدالت علي را نداشتند درصدد از بين بردن اين مرد الهي افتادند. علي(ع) شخصيتي است كه هم در 23 سالي كه در ركاب پيامبر بود و هم 4 سال و 8 ماه حاكميت‌شان، الگويي ارايه مي‌كند كه فرزندان آدم براي همه تاريخ مي‌توانند با افتخار عظمت انسان را فرياد بزنند. در اميرالمومنين صفات مختلفي است كه در همه انسان‌ها جمع نمي‌شود، به همين دليل ايشان را جمع اضداد مي‌دانند. يعني صفاتي كه در انسان‌هاي مختلف وجود دارد و برخي ضد ديگري هستند، همه در وجود اين انسان متعالي جمع شده است.
اعتماد

توانا بود هر كه دانا بود سيروس شايق:

خاستگاه‌هاي شكل‌گيري طبقه متوسط ايراني كجاست؟ اين طبقه يا گروه يا قشر اجتماعي، چگونه شكل گرفت و چطور توانست در نزاع گروه‌ها و طبقات، دست بالا را بيابد؟ سيروس شايق پژوهشگر تاريخ معاصر و مطالعات اجتماعي، در كتاب خواندني و مهم «توانا بود هر كه دانا بود» بر موضوع دانش انگشت تاكيد گذاشته و نشان مي‌دهد كه چگونه نخبگان اين طبقه توانستند با به دست گرفتن علم مدرن و نهادهاي مربوط به آن به سكانداران قطار پيشرفت جامعه ايران به معنايي كه از اين مفهوم در نظر داشتند، بدل شوند. مارال لطيفي پژوهشگر علوم اجتماعي اين كتاب را ترجمه كرده است. مدرسه ترديد در نشستي با حضور مولف و مترجم اين كتاب و ابراهيم توفيق و مهدي يوسفي به نقد و بررسي اين كتاب پرداخته است. حسين شيخ رضايي مديريت اين جلسه را به عهده داشت. آنچه مي‌خوانيد گزارشي از مباحثي است كه در اين جلسه مطرح شد.

‌ یعنی این اعتراضات همان شکافتن است؟

من مسئله را فراتر از جنسیت و حتی سن می‌بینم. با وجود اینکه آغازگر و نماد این جریان یک «زن» بود و «زنان» نیز فعالانه در آن حضور داشتند، یا همه می‌گفتند که نوجوانان کم‌سن و سال در خیابان‌ها هستند و حضور بیشتری دارند. اگر بخواهم میدانی را توصیف کنم که این اعتراضات در آن رخ داد و کم‌وبیش در داخل و خارج ادامه پیدا کرد، با آن برخورد و تحلیل شد و همه اینها... اول باید بگویم که الگوهای فرهنگی مشترکی در حال تکرارشدن است.

تاريخ مقاومت‌هاي خشونت‌پرهيز به ويژه در قرن بيستم، تاريخي باشكوه است.

اما شايد بتوان گفت، مهم‌ترين قله‌ها در تاريخ مبارزه‌ها و مقاومت‌هاي بدون خشونت، نخست گاندي و سپس مارتين ‌لوتركينگ بودند كه انديشه‌ها، روش‌ها و شيوه مبارزه آنها براي بسياري الهام‌بخش بود. اين دو، آموزگاران و مبارزان بزرگي بودند كه عدم‌ خشونت را به عنوان يك اصل و آيين در زندگي خود قرار دادند و با نگرشي اخلاق‌گرايانه، قدرت مبارزه بدون خشونت را به جهانيان نشان دادند. شخصيت‌هايي كه اخلاق و سياست را جدا از هم تعريف نمي‌كردند و به تعبير مري كينگ: « هر دو، آيين رواداري و گفت‌وگو را تبليغ مي‌كردند و با آن مي‌زيستند.» خوشبختانه ما در كتاب «مهاتما گاندي و مارتين لوتركينگ: قدرت مبارزه عاري از خشونت» اثر «مري كينگ» كه با ترجمه شهرام نقش‌تبريزي منتشر شده است، مي‌توانيم با بخشي از ديدگاه‌هاي اين دو شخصيت بزرگ و ستودني آشنايي يابيم كه بسيار مغتنم است.

اندیشمندان و چهره های فرهنگی

احمیده النیفر در این متن تلاش می‌کند نشان دهد که پدیده‌ای به نام روشنفکر عربی در تقابل و واکنش به نقش معرفتی-اجتماعی فقیه شکل گرفته است و از آنجایی که فقیه در ساختار عربی اسلامی، واسطه بین نظام اجتماعی و نظام ارزشی بوده، تقابل روشنفکر با او یک تقابل رادیکالِ معرفتی-سیاسی است. در ادامه او بیان می‌کند که اگرچه روشنفکری عربی در بدو امر ماهیّتی انتقادی داشته است اما به تدریج با کنارگذاشتن فقیه و به دست آوردن قدرت در ساختار سیاسی، کارکرد انتقادی خود را از دست داده و معنای اصلاح و نوسازی را در انحصار و احتکار خود قرار داده است.

مهمترین تصویر بازرگان، تصویر یک رجل سیاسی است

سارا شریعتی نوشت: عنوان بحث من، یک قرن روشنفکری دینی در آزمون قدرت است. نخست نگاهی به یک قرن روشنفکری دینی در زندگی مهندس بازرگان خواهم داشتکه چهره ی شاخص اولین نسل این نحله است و در بخش دوم بحثی در این مورد که چطور پروژه فکری بازرگان به طور خاص و روشنفکری دینی به طور عام در کشورهای اسلامی، در آزمون قدرت و شرایط اورژانس سیاسی، یا به سایه می رود (همچون در نمونه سید جمال) یا ناتمام می ماند (همچون در نمونه ی علی عبدالرازق) یا حتی تغییر مسیر می دهد (در نمونه ی رشید رضا یا سید قطب).

در مقابل فقدان رویکرد سیاسی و اتخاذ آرایش جنگی

وضعیت سیاسی ‌امروز ایران به گونه‌ای رقم خورده است که به نظر می اید تحلیل منسجمی درباره وضعیت موجود بین نیروهای سیاسی وجود ندارد؛ تحلیلی که از دل آن بتوان یک استراتژی که افق روشنی در پیش روی نیروها و جامعه بگذارد، وجود ندارد. در شرایط کنونی نیروهای سیاسی دچار چه وضعیتی هستند که نه‌ می‌توانند جامعه و نه نیروهای دیگر را به یک اقناع تحلیلی از شرایط برسانند؟ این عدم وفاق تحلیلی از کجا نشات‌ می‌گیرد؟

گفتاري از مصطفي ملكيان

نوع يك: اميد به امر مطلوب ممكن‌الوقوع
 گاهي اميد به رويدادي در آينده است كه اين رويداد اولا مطلوب است و ثانيا اين رويداد امكان وقوع دارد يعني ممكن‌الوصول است، اگرچه صعب‌الوصول است و به آساني قابل تحقق نيست. يعني چهار ابزار من يعني علم و تجربه و قدرت تفكر و عمق فهم من مي‌گويد اين رويداد محال و ممتنع نيست، اما تحققش دشوار است. ما معمولا در كاربرد اميد به اين معنا از آن توجه داريم. 

او «ایران» را قومی و نژادی نمی‌بیند، چشم‌انداز او به‌درستی چشم‌اندازی مبتنی بر اندیشه است

مهم‌ترین درسی که موافقان و مخالفان می‌توانند از طباطبایی بیاموزند، زندگی توأم با اندیشه‌ورزی مداوم و پیگیر است. برای طباطبایی، پژوهش و نگارش شغل نیست، بلکه هویت و سبک زندگی او عجین با اندیشه‌ورزی است، از همین‌رو خود وی به بهترین وجه ممکن تجلی و تبلور اندیشه‌هایش است» (بستانی، 1395، 179-180) در پایان باید بگویم، فقدان ایشان، برایم سخت و جانکاه است. طباطبایی، یکی از کم‌نظیرترین انسان‌هایی بود که می‌شد در این زمانه دید. من چه بخت‌یار بودم که نزدیک به دو دهه دوستشان بودم. به روشنی به‌خاطر دارم که در نخستین دیدار، در آخرین روز آذر 1382، در دفتر انتشارات نگاه معاصر، چنان با من برخورد کردند که گویا سال‌هاست که مرا می‌شناسند. ایشان سرحلقه معرفت و دانش و دانایی و فرهیختگی بود و معیاری درست برای اندیشیدن. بدون طباطبایی روزگار برای ما سخت‌تر و تحملش چندان آسان نخواهد بود. روان آن مرد بزرگ شاد و افسوس که نتوانستم آن‌چنان حقشان را ادا کنم و امیدوارم بتوانم در کنار دیگر دوستانش، راه دشواری را که آغاز کرده بودند، به جای درست و مقبولی برسانیم، آن‌چنان که او آرزو داشت... .‌ بستانی، احمد (1395)، «ملاحظاتی درباره روش‌شناسی تاریخ‌نگاری طباطبایی»، در: فیلسوف سیاست: جشن‌نامه جواد طباطبایی، سرویراستار حامد زارع، تهران، نشر فلات.

یا از نظرگاه این جریان‌ها ایران چندملتی است؟

پایه‌ای‌ترین موضوع، در هر نوع کنشگری سیاسی فعالیت در چارچوب ترمینولوژی و واژه‌ها و مفهوم‌شناسی سیاسی در جهان امروز است. اساس سیاست در دنیای امروز بر پایه مناسبات دولت–ملت تعریف می‌شود. به عبارت دیگر مناسبات درونی در هر کشوری و مناسبات خارجی آن کشور تابعی از نوع مناسباتی است که میان ملت و دولت برقرار است. بر این مبنا مبرهن است که دولت‌های ملی بنیان مناسبات سیاسی در دنیای امروز را تشکیل می‌دهند. تعریف مناسبات میان ملت و دولت گاه البته با چالش‌هایی روبه‌رو است. گروهی با این دست از مفاهیم در جهان امروز سر ناسازگاری دارند. مارکسیست‌های جهان‌وطنی که در پی استقرار دیکتاتوری پرولتاریا یا حکومت جهانی کارگران بوده و هستند، ازجمله این جریان‌ها هستند. امت‌گرایان نیز که خواهان حکومت دینی جهانی هستند و مناسبات دولت و ملت و وجود ملت‌ها را مانعی در برابر تحقق مدینه فاضله جهان‌وطنی دینی می‌دانند، در برابر ملت‌ها مقاومت می‌کنند. نمونه اخیر این گروه را می‌توان در القاعده یا داعش دید. البته گروهی دیگر از نیروهای سیاسی در دنیای امروز هستند که مخالفان سرسخت مناسبات دولت–ملت بر پایه همبستگی ملی هستند. این گروه قوم‌گرایان افراطی هستند که تجزیه کشورها و نپذیرفتن تک‌ملتی بودن یک کشور خاص را در کانون توجه خود قرار داده‌اند. بخشی از این گروه‌ها در ذیل رویکرد استالینی «مسئله ملی» ساختار فعالیت خود را ساماندهی کرده‌اند. در ایران هم هر سه جریان نمونه‌هایی دارند.