نخست بايد ديد كه مقصود شما از واقعيتهاي عيني جامعه در عرصههاي سياسي و اجتماعي چيست؟ كدام واقعيتها عينياند و كدام عيني نيستند. اگر مراد شما از واقعيتهاي عيني، امور روزمره سياسي و اجتماعي بيحاصل است كه البته استاد ديناني نه به آنها پرداخته است و نه تمايلي براي پرداختن به آنها در ايشان مشاهده ميشود.
طلا جایزه بگیر
تقریبا روزی نیست که خبر یک موفقیت بینالمللی در ورزش زنان را نشنویم. کاری به این ندارم که تلویزیون، ورزش زنان را نشان میدهد یا نه، این قدرت از چراغ بیرون آمده، چنانکه دیروز هم خبر رسید که خانم آتوسا گلشادنژاد بهترین کاتاکای زن جهان شده؛ در بین تمام کاتاکاهای زن جهان و نهفقط در وزن خودش. حالا نمایندگان مجلس نامه 155 امضایی بنویسند، فایده ندارد. روزی که امام با تدبیر فرمان نهضت سوادآموزی را داد و یادگیری و سواد را یک فریضه دینی اعلام کرد، مسیر قدرتمندشدن زنان را هموار کرد. اگر کسانی به دنبال بازگشت به گذشتهاند الان دیگر خیلی دیر است
اگر موافق باشيد در ادامه برخي از انتقادهاي رايجي را كه در سالهاي اخير از جامعهشناسي و جامعهشناسان ايراني صورت گرفته، مرور كنيم يكي از اين انتقادها كه شايد مهمترين آنها باشد، جدايي و دوري جامعهشناسي ايراني از متن زندگي و انتزاعي بودن آن باشد. منتقدان ميگويند جامعهشناسان ايراني در برج عاج نشستهاند، فاصلهاي با جامعه دارند. چقدر با اين انتقاد همراه هستيد و علت شكلگيري اين ديدگاه در ميان عموم را چه ميدانيد؟
سلاطين و شاهزادگان عثماني اغلب ذوق و قريحه فارسيسرايي داشتند. زبان ديواني سلجوقيان و عثمانيان به كل فارسي بود. كتاب منشات متعلق به ديوان عثماني در دوره سلطان محمد فاتح است كه به اهتمام پژوهشگر ترك، نجاتي اوغال به سال ۱۹۵۶ در استانبول منتشر شد و در آن ميتوان اسناد ديواني عثمانيان را بررسي كرد. برخي اساسا فتح قسطنطنيه را يك فتح ايراني ميدانند؛ فتحي كه بر اثر آن قلمرويي جديد براي زبان فارسي باز شد و نخستين بيت آن را سلطان محمد فاتح سرود. تا سال ۱۳۱۱ كه به دستور مصطفي كمال (آتاتورك) نهضت زدودن واژگان فارسي از زبان عثماني به وجود آمد، زبان تركي عثماني مزين به گنجينه واژگان پارسي بود با اين همه اما هنوز واژگان فارسي در زبان تركي امروزين نيز نقش مهمي را ايفا ميكنند. البته پيش از آن - در اواخر قرن ۱۷ - عثمانيها، زبان پارسي را به عنوان زبان دربار و اداري امپراتوري خود رها و تركي را جايگزين آن كردند. زبان فارسي در عرصههاي مختلف ادبيات، تاريخنگاري و شعر در اين دوره تاثيرات عميقي برجاي گذاشت. علاوه بر اين، زبان فارسي در ديوانهاي دولتي و در ارتباطات ديپلماتيك استفاده ميشد و حتي بسياري از افراد در دربار سلطنتي عثماني براي نوشتن و مكاتبات رسمي از فارسي بهره ميبردند.
بعد یکی پیدا میشود در همین مجلس شورای اسلامی، در همان لایحه بعدا قانونشده ولی ابلاغنشده عفاف و حجاب یک بند عجیب میگنجاند که دوربینهای انرژی اتمی هم در خدمت کنترل حجاب باشد و آن هم وقتی که اینهمه هک در سیستمهایمان را پیشازآن تجربه کردیم و فقط وقتی جنگ 12روزه شد، دوربینهایی را که برای کنترل حجاب بانوان به کار میرفت، فهمیدیم که چه اشتباهی کردیم، هنوز طلبکارند و بیرون از مجلس هم، همراهان همانها، دست برنمیدارند و میگویند 80 هزار نفر را برای ادامه همان راه به خیابانها خواهند فرستاد. بعد به جایش چه میبینیم؟
با خرید این دمنوش گیاهی کبدت رو پاکسازی کن! با تخفیف محدود
مریکا بهعنوان قدرتمندترین کشور در نظام بینالمللی، اعتبار خاص خود را دارد و ترامپ نیز اقتدار ویژهای دارد. رهبران عرب با دقت رفتار رهبران اروپایی با ترامپ را بررسی کردند؛ رفتاری مبتنی بر ستایش و تجلیل از هر آنچه او میگوید، با این باور که این رویکرد به تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد. اما آنان فراموش کردند که موضع ترامپ در قبال غرب با موضع او در قبال مسائل امت عرب تفاوت دارد.
اين روزها كم نيستند تبليغات شركتهاي بزرگ فناوري كه وعده جاودانگي را در آينده نه چندان دور ميدهند، مدعي هستند كه ميتوانند مرگ را شكست دهند، ذهن را در فضاي ديجيتال ذخيره كنند و برخي خواص شايد براي هميشه زنده بمانند. اما آيا زندگي بدون مرگ همچنان زندگي است؟ آيا انساني كه نميميرد، انسان ميماند؟ به عقيده من بخشي از آنچه ما را تعريف ميكند، همين فناپذيريمان است، همين آگاهي از پايان است كه به لحظاتمان معنا ميبخشد.
با اين وجود يادمان باشد كه فاشيسم از درون دموكراسي و كشورهايي برخاسته كه نهادهاي مدني و آزاد داشتهاند ليكن فاشيستها توانستهاند به نحوي آنها را سركوب يا در كنترل بگيرند و از مسيراصلي خارج نمايند. در هر صورت خطر شكلگيري يك راهبرد جديد فاشيستي براي جهان دور از ذهن نيست و اگر كشورها در مقابل هژموني آقاي ترامپ نايستند، ممكن است جهان آينده شاهد جنگ جهاني ديگري باشد كه در آن كشورهاي بسياري درگير آن گردند. متاسفانه اتحاديه اروپا عليرغم داشتن برخي توانمنديها تاكنون نشان داده كه همچنان پيرو برادر بزرگتر خود است و در حال باج دادن ميباشد و حتي به صداي اعضاي خود مانند فرانسه نيز وقعي نمينهد...
اسلامگرایان امروز هیچ شباهتی به حکومت اشراف شهری سنی در دوران استقلال (و گاه دهه ۱۹۵۰ و دوباره پس از جدایی از مصر برای یکسالونیم) ندارند. دلیلش این است که اسلامگرایان کنونی اساساً فرقهگرا هستند و غریزهای افسارگسیخته برای تمرکز قدرت در دست خود دارند. آن دسته از اسلامگرایانی که چنین نیستند، نه میتوانند و نه میخواهند نیروهای پراکنده زیر دستشان را سازمان دهند و کنترل کنند. آنها در مقام یک دولت، یک قدرت عمومی سازمانیافته ظاهر نمیشوند. همین امر به گروههای مسلح مدنی مخالفشان مشروعیت میبخشد. این گروهها همان اپوزیسیون عینیاند که بدون تغییر اقتدار مدنی موجود قادر به تغییر نخواهند بود.
لذا مساله «وحدت اسلامي» صرفا يك مقوله انتزاعي يا شرعي نيست، بلكه علاوه بر اينكه اين مساله يك ضرورت ديني و تكليف شرعي است، يك امر كاملا عقلي و عملي بر اساس منافع جمعي همه ما آحاد، اقوام و ملتهايي است كه در اين منطقه يك زيست جمعي را تجربه ميكنيم و از قضا اين زيست جمعي چندين قرن تاريخ و تجربه را هم در پشتوانه خود دارد.