شرایط خطیر، نیازمند تصمیمهای بزرگ است و تصمیمهای بزرگ نیز نیازمند تغییر پارادایمها و نگرشها. با اعلام آتشبس و خاتمه موقت درگیریها، لازم است حرکت در مسیر تغییر نگرش و گفتمان، چه در داخل و در نسبت با افراد و جریانهای وطندوست و چه در خارج و در نسبت با کشورها و نهادهای بینالمللی معقول و صلحطلب آغاز شود.
1404/04/04
با ارزیابیِ موقعیتِ تاریخیِ تمدن-و-فرهنگِ ایرانزمین
توانِ مقاومتِ ملی در برابرِ چنین تهدیدهایِ خطیری علیه صلح و امنیتِ منطقهٔ خاورمیانه، نیازمندِ تقویتِ روحیهٔ همبستگیِ ملی در دفاع از موجودیتِ کشور و تمامیتِ ارضیِ آن است، و نیز، برساختنِ زیرساختهای دفاعیِ قوی، ممانعت از نفوذِ قدرتهای متخاصم به درون، اجتناب از طرحِ شعارهای غیرواقعیِ افراطی در صحنهٔ خارجی و سرانجام، تغییرِ سیاستِ داخلیِ تضییق و تحدیدِ حقوق-و-آزادیهای شهروندی و پذیرش تنوع آراء و سلیقههای سیاسی-و-اعتقادی.
1404/03/30
...تجربه دولتهای حاکم بر اسرائیل و فهرست بلند ترورها و خیانتهای آنان در نسلکشی فلسطینیها بهخوبی سیمای منفور آنان را نشان میدهد.
روزهای گذشته سرزمین عزیز ایران مورد تهاجم گسترده و وحشیانه رژیم جنایتپیشه صهیونیستی قرار گرفت و تعدادی از عالیترین فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هستهای و شهروندان عادی و بیدفاع کشور به شهادت رسیدند و بخشی از مراکز مهم پدافندی، صنعتی و مسکونی و... آسیب دیدند و خسارتهایی به مام وطن وارد شد.
همیشه در ایران بهطور خاص دوگانههایی وجود داشته و وجود دارد و یکی از این دوگانهها این است که اگر میخواهید دانشمند و اندیشمند برجستهای شوید بگویید که به سیاست کاری ندارم یا وقتی دانشمند میشوید که از سیاست فاصله گرفته باشید یا متقابلاً وقتی به سیاست ورود پیدا میکنید. چون دنبال فهم سریع و حل سریع مسئله میگردد او هم کار علمی را با کنش سیاسی خودش مغایر میبیند. در کنار این دو گریز یک گریز سومی هم وجود دارد و آن هم این ست که در جامعه کار کنید. وقتی به سیاست میرسید در کجا باید قرار گیرید.
1404/03/21
مشهور است آنها كه در جواني چپگرايند و سر در پي عدالت و برابري دارند، وقتي پا به سن ميگذارند،
تعلقاتش زيادتر ميشود و براي خودش دم و دستگاهي بههم ميزند. طبيعي است كه دلش نميخواهد هر چه بافته، با يك تغيير انقلابي رشته شود. به علاوه حالا ميفهمد يك من ماست چقدر كره دارد و حاضر نيست آنچه به كد يمين و عرق جبين يا از هر طريق ديگري كسب كرده، با ديگران به اشتراك بگذارد. اين ميشود كه به سمت راستگرايي و محافظهكاري گرايش پيدا ميكند و ميكوشد عقايد و باورهايش را با اين وضعيت جديد هماهنگ و منطبق كند. خلاصه كه وقتي ديديد، يكي كه در جواني چپ آرمانخواه راديكال بوده، حالا در ميانسالي و پس از آن راست محافظهكار مدافع وضع موجود شده، خيلي با او بحث نكنيد و منتظر شنيدن استدلالهاي عميق و اساسي نشويد، به اين هم توجه كنيد كه وضعيت مادي و عيني زندگي او چه تغييري كرده، خلاص.
1404/03/17
متن نهم: رویارویی با پدیده سلفیگری فکری و پیامدهای آن
پدیده سلفیگری ـ که منحصر به سلفیگری اهل سنت نیست، بلکه شامل سلفیگری شیعی نیز میشود ـ معمولاً فضایی خفقانآور پدید میآورد که علم در آن مجال تنفس ندارد.
اگر اکنون نگاهی به وضعیت علمی خود، بهویژه در حوزههای علمیه بیندازیم، مشاهده میکنیم که بسیاری از گوشهوکنار این نهادها گرفتار نوعی سلفیگری خفقان آور؛ چه در عرصه علمی و چه در سطح مدیریتی هستند
گمان ميكنم اين گفتوگو درباره يك بحث نظري راجع به ماهيت مدرنيته است. در جامعهشناسي مدرن، يك سنت بسيار قوي وجود داشته كه مدرنيته را با عقلانيت برابر ميداند يا به تعبير ماكس وبر، با عقلاني شدن. ميتوان گفت عقلاني شدن از ديد وبر يا كالاوارگي و سرمايهداري در سنت ماركسيستي ويژگيهاي اصلي مدرنيته هستند. بنابراين از نظر وبر مدرن شدن يك جامعه به معناي بروكراتيزه شدن كامل آن است، به اين معنا كه افراد هدفگرا بوده و به شيوهاي حسابگرانه و مبتني بر رابطه وسيله - هدف به زندگي نگاه ميكنند. چرا؟ زيرا دين در برابر سكولاريزاسيون عقبنشيني كرده است و نياز به سازماندهي جامعه، بهويژه يك جامعه پيچيده، ايجاب ميكند كه همه چيز به طور حساب شده تنظيم شود.
مواضع او در سالهای اخیر، بهویژه حمایتش از ضرورت تدوین قانون اساسی جدید و تأکید بر عبور از ساختار ناکارآمد جمهوری اسلامی، او را در نقطهای قرار داد که حتی گفتوگو دربارهاش هم جرم تلقی میشود
تلاش براي ورود به جهان جديد
اين نقد، زمينه شكلگيري دانش جديدي در ميان متفكران عرب و شرقي به وجود آورد. شرقشناسي وارونه، بابي سعيد (saied;2004) و دانش غربشناسي (استغراب) حسن حنفي (1985)، وضعيت فكري در تعيين نسبت ما و غرب را با تحول جديدي روبهرو كرد. پرسشهايي از نوع ما و غرب و چالش سنت و مدرنيته، تلاشي براي خروج از سنت و ورود به جهان جديد تجدد مدرن بود. در قرن بيستم با برآمدن گفتمان پستمدرنيته، نقد مدرنيته و تأثير آن بر استثمار طبيعت و محيطزيست، سقوط اخلاقي انسان با توجه به تك بُعدي به عقل و نيازهاي مادي در زندگي و مسائل بيشتر، سبب شد تا احياء امر معنوي در بستر نقد مدرنيته در دستور كار فكري قرار گرفت.
سلسله صفويه در قرن دهم و يازدهم هجري حكومت كردند. آنان نه تنها مروج شيعه اثنيعشري بودند، بلكه همانند ساسانيان سرزمين ايران را براي اولينبار پس از قرنها يكپارچه كردند. بيشك مذهب شيعه عامل مهم اين همبستگي ملي در تقابل با حكومت رقيب يعني عثماني اهل تسنن بود. بعد از صفويه تقريبا تمامي حكومتها در ايران شيعه بودند و شيعه بودن يكي از عناصر هويتبخش و انسجامبخش ايران بوده كه اوج آن انقلاب اسلامي۵۷ به رهبري يك مرجع شيعه و همچنين حضور و همبستگي مردم در جنگ ايران و عراق بوده است. اگر چه جنگ به ظاهر بين دو كشور و بين ملت بود، اما وجود پيشانيبندها با نام امامان شيعه همچنين پرچمهاي درج شده با نام امامحسين (ع) و خواندن دايمي زيارت عاشورا و دعاي توسل نشان پررنگتري از همبستگي شيعي مذهب در جنگ ايران و عراق داشت.