انجمن‌ها با ابراز تأسف و محکو‌م‌کردن تجاوزگران،

زنده‌باد به این پختگی و خِرد درونی‌شده مردم‌مان

یادداشت
ترانه یلدا
به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، زنده‌باد به خودمان! رفتاری که این روزهای بعد از حملات به تهران و شهرهای دیگرمان داشتیم، واقعا بهتر و منطقی‌تر از آنی بود که انتظار داشتیم. رفتاری خردمندانه و مدنی و… . رفتاری صمیمی همراه با مهر و صبوری. زنان و مردان از کوچک و بزرگ، در گرو‌ه‌های مجازی درخشیدند و روحیه پرستاری و محبت خود را در مقابل بلای جنگ و تخریب و خون‌ریزی به همه سرایت دادند. آری، جنگی ناجوانمردانه آغاز شده است اما قرار نیست نابودمان کند. باید مراقب باشیم انسجام فکری و تمامیت ذهن جمعی‌مان را در هم نریزد.
در هفته‌ای که گذشت اختلال کم نبود. بسیاری فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به تعویق افتاد و همه همّ‌و‌غم‌ ما به سمت آرام‌سازی و بازگرداندن امنیت روانی به اطرافیان و مردم رفت. همه با آرزوی آرامش، سلامت و امنیت برای همگان به تسلی‌دادن به خانواده و گروه‌های همراه پرداختند. همه گروه‌ها و انجمن‌ها با ابراز تأسف و محکو‌م‌کردن تجاوزگران، با زبانی شیوا به طرفداری از تمامیت ارضی و وحدت و همبستگی ملت ایران پرداختند. نمونه جالب، «جامعه باستان‌شناسی ایران» بود که در بیانیه‌ای با احترام و خونسردی و با اشاره به اینکه اسرائیل، ایران و ایالات متحده آمریکا عضو کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، به‌ طور قانونی موظف به احترام و حفاظت از اموال فرهنگی هستند، درخواست کرد: یونسکو و دیگر نهادهای بین‌المللی حفاظت از میراث فرهنگی، از‌جمله سپر آبی بین‌المللی (Blue Shield International)، شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها (ICOMOS) و شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM)، اوضاع را به‌ طور دقیق زیر نظر گرفته و سازوکارهای اضطراری برای حفاظت از میراث فرهنگی ایران را فعال کنند؛ نهادهای دانشگاهی و فرهنگی سراسر جهان در دفاع از میراث فرهنگی ایران و علیه هدف‌گیری جان غیرنظامیان و اموال فرهنگی موضع‌گیری کنند و جامعه بین‌المللی به تعهدات خود طبق حقوق بین‌الملل پایبند باشند و اقدامات فوری و مؤثر برای جلوگیری از تشدید بیشتر درگیری و آسیب‌های جبران‌ناپذیر انجام دهند.

آنها با لحنی روشنگرانه نوشتند: میراث فرهنگی تنها متعلق به یک ملت نیست؛ بلکه میراثی مشترک برای تمام بشریت است. نابودی آن تجاوز به هویت، حافظه جمعی و بنیان‌های صلح به‌ شمار می‌آید.

ما خواهان اقدام فوری و هماهنگ بین‌المللی برای حفظ جان انسان‌ها، حمایت از میراث فرهنگی و دفاع از ارزش‌های حقوق بین‌الملل و انسانیت مشترک هستیم. همه جا گفته و نوشته شد که مردم ایران به میهن خود عشقی وصف‌ناپذیر دارند. این عشق مشروط به هیچ شرطی نیست و هیچ قید و محدودیتی ندارد. تاریخ چند‌هزار‌ساله ایران سراسر داستان پایداری ملت ماست. در این چند روزی که از حملات شدید اسرائیل متجاوز به شهرهای کشورمان می‌گذرد، مردم ایران به‌خوبی نشان دادند که قادرند صبور باشند و همبستگی خود را حفظ کنند. اکنون حمایت از منافع ملی و تمامیت ارضی در صدر اولویت‌ها قرار گرفته است. اما باید برای هر کاری در دوران جنگ برنامه عملیاتی داشت. البته برخی بر این عقیده‌اند که زمانی که فضا جنگی شود، سیاست‌ورزی عمومی تضعیف خواهد شد و همه تصمیمات بر مسائل حول بحران جنگ متمرکز خواهد بود. اما این امر مانع از آن نیست که مسئولان دولتی برنامه‌های تدارکاتی برای بقای جوامع شهری و محلی نداشته باشند یا در مسائلی که باعث شکاف بین خود و نگرش‌های مختلف موجود در جامعه شده است، تلطیف به خرج ندهند و در برخی مواضع و مقررات رسمی اجتماعی بازنگری نکنند. در‌واقع شرایط بحرانی به‌وجودآمده، یادآور می‌شود که زمان بازنگری در شیوه‌ها و سیاست‌های داخلی و خارجی نیز هست. مثلا در لابه‌لای پیام‌ها یکی بود که لبخند به لب می‌آورد: سردبیر شبکه خبری جماران فریاد اعتراض بر‌آورده بود که: ‌یک نفر در این کشور نیست که زیر بمباران بی‌امان دشمن، پیامک‌های حجاب را تعطیل کند؟! و به آنان که هنوز برای مردم پیام می‌فرستند که بیایید ماشین‌تان را بخوابانید، چون آدم بی‌حجاب در ماشین دیده شده، بگوید که این حرف‌ها زمانش الان نیست! چون باید به حفظ جان انسان‌ها فکر کنیم… .

به هر حال، روشن است که تقویت همبستگی و همدلی همگانی منجر به بالارفتن تاب‌آوری محلات در زمان جنگ خواهد شد. همچنین این روزها ضروری است که اعضای خانه‌‌های «دوام» برای تأمین عملی ایمنی و تاب‌آوری در سراهای محلات مستقر باشند. ظاهرا نهادهای موظف مانند سازمان‌های پدافند غیرعامل و مدیریت بحران فعال چندان فعال نیستند و به هشدارهای همیشگی اکتفا می‌کنند، درصورتی‌که باید برای تخریب‌های گسترده بر اثر جنگ آماده باشند و عملا برای سکنی‌دادن به مردم محلات شهری برنامه داشته باشند. می‌دانیم که از 20 سال پیش کلاس‌های آموزش و تربیت نیروهای محلی با هدف ایجاد آمادگی در برابر بلایای طبیعی (مانند زلزله و سیل) یا بلایای غیرطبیعی ( مانند جنگ) از طرف سازمان مدیریت بحران شهرداری و سازمان هلال احمر برگزار شده‌اند.

این سؤال نیز مطرح است که آیا شهرداری و وزارت راه وشهرسازی هنگام صدور جواز ساخت به ضرورت‌داشتن پناهگاه یا حداقل‌های ایمنی در پارکینگ‌ها و تونل‌های مترو و فضاهای چندمنظوره برای مواقع بحران تأکید داشته‌اند یا خیر؟ آیا مساجد و مدارس و دانشگاه‌ها و دیگر مکان‌های عمومی ما آمادگی پناه‌دادن به مردم را دارند؟

بدیهی است که در زمان جنگ نقش دولت و حکمروایی خوب شهری در برقراری ارتباطات حسنه با مردم شهرها اهمیت ویژه پیدا می‌کند. و چه فرصت خوبی است اکنون، که در این دوران پرآشوب شوراهای محلات شهرها و مردم توانای محلی که در چهار سال اخیر به حاشیه رانده شدند، دیگر بار به کمک طلبیده شوند!

مطالب مرتبط

عاصم امین :مترجم علی سرداری

علاقهٔ مارکس به اقتصاد از بینش تاریخی او جدا نبود؛ او ساخت اقتصادی را بنیانی می‌دانست که نظام‌های سیاسی، حقوقی و فرهنگی بر آن استوارند. توسعهٔ ابزار تولید و روابط تولیدی، تحولات عمدهٔ تاریخ را توضیح می‌دهد. از اینجا «ماتریالیسم تاریخی» پدید آمد که توسعهٔ جوامع را به تغییرات مؤثر در ساختار اقتصادی پیوند می‌دهد، بی‌آنکه تأثیر متقابل میان اقتصاد و سایر پدیده‌های اجتماعی را انکار کند.

تامر غزال:مترجم علی سرداری

ا این حال، از بین بردن این رکود ممکن است. تغییر واقعی زمانی آغاز می‌شود که روشنفکران و وبلاگ‌نویسان تصمیم بگیرند حاشیه را ترک کنند و به «مهندسان آگاهی» تبدیل شوند. شکستن این چرخه معیوب مستلزم گذار از «انتقاد از بحران» به «ایجاد جایگزین» است؛ با ساده‌سازی دانش، تبدیل فلسفه‌های پیچیده به ابتکارات انعطاف‌پذیر اجتماعی و ابزارهای توانمندسازی دیجیتال و مبتنی بر دانش که به جوانان و نسل نوظهور در زندگی روزمره‌شان کمک کند. وقتی عمق یک ایده با اراده برای اقدام عملی تلاقی می‌کند، سر و صدای زودگذر محو می‌شود و پایه‌های محکمی ساخته می‌شود؛ پایه‌هایی که سیاست و توسعه را وادار می‌کند با نبض واقعی خیابان همگام شوند.

عبدالرزاق دهنون:مترجم علی سرداری

اما انقلاب‌های مدرن اغلب موتورهای خود را به سمت نوعی جنون مخرب منحرف می‌کنند و امیدها برای تغییر رادیکال با افزایش هزینه‌های تغییر از میان می‌رود. آیا نقل‌قول معروف ضدانقلابی ژاک مالت دو بان حقیقت دارد که می‌گفت: «انقلاب، همچون زحل، فرزندان خود را می‌بلعد»؟
انقلاب‌ها در اصل با هدفی آغاز می‌شوند که در عمل اغلب خلاف آن پیش می‌روند. هانا آرنت می‌گوید: «متأسفانه آزادی در کشورهایی که هرگز انقلابی نداشته‌اند، بهتر حفظ شده است.» از این سخن می‌توان دریافت که انقلاب تنها نقطهٔ عطفی خطرناک است.

مطالب پربازدید

مقاله