ریشههای گروه «انصار بیت المقدس» به گروه «توحید و الجهاد» برمیگردد که چندین حمله علیه گردشگران در سینا انجام داد. اعضای آن بین سالهای 2004 تا 2006 درگیر درگیریهای خونینی با نیروهای امنیتی شدند. سپس نیروهای امنیتی موفق شدند اکثر هستههای آن را متلاشی کرده و اکثر رهبران و اعضای آن را کشته و دستگیر کنند.
بسیاری از حقایق همچنین حاکی از فرسایش فزاینده محبوبیت اسرائیل در آمریکا در تمامی طیف های سیاسی از جمله جنبش حامی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا است، مقالات متعددی در خبرگزاری ها، رسانه ها، مجلات و روزنامه ها نشانه های روشنی از این روند ارائه کردند.
وقتی این چهار نیرو کنار هم قرار گیرند — ارتشهای مصر و ترکیه، سرمایه عربستان، بازدارندگی هستهای پاکستان، و جمعیتی نزدیک به نیم میلیارد نفر — نقشه منطقه رنگ دیگری میگیرد.
این ترکیب، بازدارندگی نه یک شعار، بلکه یک واقعیت قابل لمس میشود.
علاوه بر همه این موارد، نباید حبسهایی را که رسانهها گزارش نکردهاند و نیز شمار بیسابقه فعالانی را که تصمیم گرفتهاند در تبعید بمانند یا به آن پناه ببرند، نادیده گرفت. در میان آنان میتوان به منصف مرزوقی، رئیسجمهور سابق، تقریباً همه نخستوزیران پیشین و شماری از وزرا، نمایندگان مجلس و بازرگانان اشاره کرد؛ کسانی که همگی با احکام زندان در پروندههایی روبهرو هستند که وکلا به اتفاق آرا آن را سیاسی و فاقد هرگونه تضمین برای محاکمه عادلانه یا قوه قضائیه مستقل میدانند. برخی از این افراد حتی در مأموریتهای کنسولی تونس در خارج از کشور از تمدید گذرنامه خود محروم شدهاند، در حالی که گذرنامه حقی قانونی است و نباید ابزار فشار قرار گیرد. همچنین نباید بدرفتاریهایی را که با زندانیان سیاسی میشود، مانند انتقال آنان به زندانهایی دور از محل سکونت خانوادههایشان ــ همانگونه که برای جوهر بن مبارک، استاد حقوق اساسی، رخ داد ــ از یاد برد.
متأسفانه پاسخ این است که این معادله اخلاقی نیست، بلکه صرفاً عملگرایانه است. ترور رهبران سیاسی یا نظامی، صرفنظر از جایگاه آنها، بر قیمت سوخت در پمپبنزینهای آمریکا تأثیری ندارد. اما هدف قرار دادن تأسیسات نفتی ایران میتواند آتشی عظیم در بازارهای جهانی انرژی شعلهور کند؛ آتشی که خاموش کردن آن دشوار خواهد بود.
در مقابل، دادههای موجود در زمین به سایر شهرکهای اسرائیلی اشاره دارند که نهتنها شاهد دفن تدریجی راهحل دو دولت بودهاند، بلکه سیاستهای استراتژیک گسترده اسرائیل را نیز تثبیت کرده و همچنان تثبیت میکنند. این سیاستها با تکهتکه کردن آنچه از قلمرو فلسطین بر روی نقشه تاریخی باقی مانده آغاز میشود، سپس به نابودی حضور فلسطینیان در ابعاد انسانی، اقتصادی و شهری گسترش مییابد و در نهایت در یهودیسازی سیستماتیک شهرها، روستاها و مناطق مختلف به اوج خود میرسد.
قرآن چشماندازی بنا مینهد که در آن قدرت با رحمت سازگار میشود؛ بهگونهای که قدرت به ابزاری برای جلوگیری از فساد در زمین تبدیل میشود، نه برای گسترش آن.
ایجاد صلح جهانی در پرتو قرآن، فرآیندی مداوم از «احیای» وجدان انسانی است تا در برابر پوچگرایی یا ناامیدی از اصلاح تسلیم نشود.
این رویکرد که وسواس زیادی برای دستیابی به پیروزیهای رسانهای دارد، در اعلامیه چند روز پیش ترامپ نیز دیده شد؛ جایی که او از تماس تلفنی میان نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، پس از اعلام آتشبس خبر داد. این اعلامیه البته تاریخ تهاجمات اسرائیل به لبنان، عملیات گسترده نظامی پیش از آن و اشکال مختلف جنایات اسرائیل را که پس از آن ادامه یافت، نادیده گرفت. همچنین محاسبات پیچیده سیاسی داخلی لبنان و وضعیت منطقهای و جهانی را نیز در نظر نگرفت. ترامپ چگونه میتواند همه این مسائل پیچیده را درک کند؛ مسائلی که شاید تنها توسط داماد لبنانیالاصلش، میشل بولوس ــ که پدرش را به عنوان فرستاده خود در خاورمیانه منصوب کرد ــ و دوستش توماس براک، سفیرش در ترکیه و فرستادهاش به سوریه، برای او خلاصه شده باشد.
تاریخ به ما آموخته است که امپراتوریهایی که ارزشهای اخلاقی خود را رها میکنند و شکوه خود را بر ویرانههای عدالت بنا میکنند، محکوم به فروپاشی هستند و این فروپاشی با از دست دادن مشروعیت اخلاقی در برابر قدرت مادی آغاز میشود . و امروز، کاخ سفید بخش زیادی از جایگاه اخلاقی خود را در نظر جهانیان از دست میدهد.
سناریوی سوم — و خطرناکترین — احتمال اشتباه محاسباتی است. تاریخ معاصر خاورمیانه نشان میدهد بسیاری از جنگهای بزرگ در نتیجه حادثهای محدود که از کنترل خارج شده، آغاز شدهاند. یک اشتباه محاسباتی یا واکنشی بیش از حد میتواند زنجیرهای از تشدید تنشها را رقم بزند که مهار آن بعدها بسیار دشوار خواهد بود.