حمد عبدالباسط الرجوب:مترجم علی سرداری

یکی از تحولات مهم این بحران، نقش‌آفرینی مصر و پاکستان به عنوان میانجی میان آمریکا و ایران بود. قاهره پوششی عربی برای ارتباط با تهران فراهم کرد و اسلام‌آباد کانالی ارائه داد که ایران آن را ضامن سیاسی و امنیتی قابل‌قبول می‌دانست.
پذیرش این میانجیگری از سوی ایران پیام روشنی داشت: واشنگتن دیگر تنها بازیگر انحصاری میز مذاکره نبود

پروین فهیمی

چطور می‌شود برنده‌ی صلح نوبل بود و از فردی که فراتر از اتهام، تقریبا محرز است که یک متجاوز جنسی به کودکان است و در جامعه‌ی خودش به عنوان یک فاشیستِ ضدمهاجر، ضدزن و ضد حقوق هم‌جنس‌گرایان شناخته می‌شود، درخواست کمک کرد؟
چگونه است که اساسا یک فعال حقوق‌بشر می‌تواند از نیرویی جنایتکار درخواست ترور کسانی دیگر را بکند؟ آیا برای حقوق بشری‌ها هم قاعده‌ي «هدف وسیله را توجیه می‌کند» صادق است؟!
چطور می‌شود برنده‌ی جایزه‌ی صلح بود و کنار کسی ایستاد که خودش و هوادارانش مدام از متجاوزان به کشورشان، از نیروهایی که بمب بر سر هم‌وطنان‌شان می‌ریزند، از کسانی که زیرساخت‌های کشور را نابود می‌کنند مدام تشکر کرد، جز آنکه به وعده و وعیدی برای به‌قدرت رسیدن روی جنازه‌های مردم، وجدان را فروخت؟

توفیق رباحی:مترجم علی سرداری

به این باید اقدام عربستان در پایان سال گذشته در یمن را افزود: اخراج امارات و خنثی کردن طرح‌های جدایی جنوب بر اساس دیدگاه استعماری «خاورمیانه جدید». مداخله قاطع عربستان چیزی فراتر از خرابکاری در طرح‌های امارات بود؛ آب سردی بود بر محاسبات اسرائیل (و به تبع آن آمریکا). مهم‌ترین این محاسبات، عادی‌سازی وعده‌داده‌شده از سوی رئیس شورای انتقالی جنوب، عیدروس الزبیدی، بود. او ماه‌ها پیش از تحولات جنوب یمن و حضرموت، در گفت‌وگو با رسانه‌های اماراتی وعده داده بود که کشور تازه‌تأسیس یمن جنوبی به توافقات ابراهیم خواهد پیوست. الزبیدی می‌دانست از او چه می‌خواهند؛ او به یمنی‌هایی که به‌شدت به صلح، عزت و خدمات ضروری نیاز دارند، وعده عادی‌سازی نداد، بلکه به اسرائیلی‌ها چنین وعده‌ای داد؛ به‌ویژه آنکه آنها در آستانه به رسمیت شناختن «جمهوری سومالی‌لند» و برقراری روابط کامل دیپلماتیک با آن بودند.

سامی المدنی:مترجم علی سرداری

در نهایت، به نظر من مهم‌ترین پیام گزارش سازمان ملل این است که حقوق بشر تجزیه‌پذیر نیست. نمی‌توان با نقض آزادی بیان از حق دسترسی به اطلاعات محافظت کرد، همان‌طور که نمی‌توان با لفاظی‌های طردکننده با سخنان نفرت‌انگیز مقابله کرد. معادله دشوار است، اما ناممکن نیست.

نصر الله نجات بخش

اختلاف بر سر جنگ و مداخله خارجی، شکاف میان سلطنت‌طلبان و جمهوری‌خواهان، و دشواری ایجاد رهبری مشترک تمرکز می‌کنند.⁴ در این سطح، «کنگره آزادی ایران» بیشتر چون آینه‌ای دیده می‌شود که بحران تاریخی اپوزیسیون ایرانی را بازتاب می‌دهد: اپوزیسیونی که از یک سو نیاز به همگرایی دارد و از سوی دیگر، هنوز نتوانسته تعریف مشترکی از هدف، ابزار، نمایندگی و حتی زبان سیاسی خود به دست دهد.

مروان قبلان:مترجم علی سرداری

حاکمان ایران (شاید به‌درستی) معتقدند که ترامپ از کشیده شدن به یک جنگ فرسایشی طولانی یا ورود به جنگ زمینی که یادآور ویتنام، عراق و افغانستان باشد، هراس دارد. اما ایران باید درک کند که شخصیت خودشیفته ترامپ، ترس او از دست دادن کنترل حزبش، باختن انتخابات میان‌دوره‌ای و نابود شدن «میراث» ریاست‌جمهوری‌اش ـ از جمله اینکه به‌عنوان کسی دیده شود که اعتبار آمریکا را بر باد داده و زوال آن را در بستر تحولات عمیق نظام بین‌الملل تسریع کرده ـ اجازه نخواهد داد بدون ارائه تصویری از یک پیروزی بی‌نقص از جنگ خارج شود؛ حتی اگر مجبور شود ایران را، همان‌طور که خود گفته، به «عصر حجر» بازگرداند. این ما را به مخمصه کنونی می‌رساند.

«نگاه القدس العربی:مترجم علی سرداری

در چنین فضایی، عبارت «این جنگ ما نیست و ما آن را آغاز نکرده‌ایم» که از سوی وزیر دفاع آلمان بیان شد، به نوعی فریاد اعتراضی در برابر سیاست‌های ترامپ تبدیل شده است؛ سیاست‌هایی که بسیاری از برجسته‌ترین متحدان اروپایی آمریکا را در موضوعاتی مانند تعرفه‌ها، گرینلند، مواضع مرتبط با اوکراین و تهدید به خروج از ناتو پس از درخواست افزایش بودجه نظامی، تحت فشار قرار داده است.

حسین مجذوبی:مترجم علی سرداری

بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، بزرگ‌ترین چالش پنتاگون از زمان جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود؛ زیرا مستقیماً ناوگان پنجم ــ دومین ناوگان مهم آمریکا پس از ناوگان هفتم که مسئولیت منطقه چین را دارد ــ را به چالش کشیده است. ناوگان پنجم، پس از انتقال کشتی‌های جنگی از منطقه چین به خلیج فارس، از جمله ناو یو‌اس‌اس تریپولی، اکنون بزرگ‌ترین ناوگان از نظر اندازه است. با وجود ناوهای هواپیمابر، ناوشکن‌ها، کشتی‌های تفنگداران دریایی و پشتیبانی هوایی، این ناوگان نتوانسته تنگه هرمز را بازگشایی کند و به حملات هوایی دوربرد علیه اهداف ایرانی روی آورده است.

حسین مجذوبی ، نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

نیروهای کماندویی برای باز کردن تنگه غیرممکن است و تصرف جزیره خارک اقدامی خودکشی‌آمیز خواهد بود؛ مشابه نبرد ایوو جیما ـ البته با نتیجه‌ای متفاوت ـ که دشوارترین نبرد تفنگداران دریایی آمریکا بود و بیش از ۶۸۰۰ کشته و ۱۹ هزار زخمی برجای گذاشت. دو هفته پیش، سناتور لیندسی گراهام گفت: «ما قبلاً ایوو جیما را فتح کرده‌ایم و اکنون هم می‌توانیم این کار را انجام دهیم»، که تلویحاً به امکان حمله به جزیره ایرانی اشاره داشت. این سخنان موجی از اعتراض برانگیخت، زیرا چنین حمله‌ای به معنای کشاندن تفنگداران دریایی به دامی مرگبار تلقی شد. همین شکست در باز کردن تنگه، کاخ سفید را به تهدید نابودی زیرساخت‌های ایران سوق داده است.

وائل قندیل:مترجم علی سرداری

اما آنچه واقعاً غیرقابل درک است، شور و شوق در تبلیغ جهنم ترامپ در کمپینی است که از نظر زمان‌بندی و چهره‌ها مشکوک به نظر می‌رسد و با زبانی نرم و نصیحت‌گونه، همان سخنانی را تکرار می‌کند که احمق کاخ سفید با بی‌ادبی، تکبر و خشونت بیان می‌کند. برخی از کسانی که ما را از «شوک پس از جهنم» می‌ترسانند، می‌گویند نتیجه جنگ قطعی است، شکستن استقامت ایران فقط مسئله زمان است و ایران شکست خورده است. سپس توصیه می‌کنند که از امید بستن به شکست تکبر آمریکایی–صهیونیستی دست برداریم تا بعداً پشیمان نشویم و بر زخم‌های خود گریه نکنیم.