سامح الهادی نایب‌رئیس ائتلاف عرب–آمریکایی در حزب دموکرات میشیگان:مترجم علی سرداری

این چهار نفر ترامپ را به دردسر می‌اندازند: گروه چهار نفره تغییر حزب دموکرات

زهران ممدانی – رشیده طلیب – ایلهان عمر – عبدالسید از راست: زهران ممدانی، رشیده طلیب، ایلهان عمر و عبدالسید (رویترز)
سه‌شنبه شب، ۴ اوت ۲۰۲۶، برای میلیون‌ها نفر در میشیگان و بسیاری دیگر در سراسر ایالات متحده و جهان، شبی معمولی نبود. همه چشم‌ها به انواع صفحه‌نمایش‌ها، از تلفن‌های هوشمند گرفته تا تلویزیون‌ها و سایر رسانه‌های خبری، دوخته شده بود و منتظر اعلام نتایج بودند.
پرسش اصلی این بود: چه کسی در انتخابات مقدماتی سرنوشت‌ساز ایالت میشیگان پیروز خواهد شد؟ آیا عبدالسید، با تمام دلالت‌های نامش و پیشینه و اهداف نامتعارف پشت مشارکتش در این رقابت ـ مشارکتی برخاسته از ضرورت و خواست تغییر ـ پیروز می‌شود؟ یا هیلی استیونز که نماینده جریان متفاوتی از رأی‌دهندگان، هواداران، محافظه‌کاران و ذی‌نفعان است؟وقتی نتایج بسیار نزدیک اعلام شد، برخی آن را شوکی غیرمنتظره دانستند، در حالی که برخی دیگر آن را روزی تاریخی و پیروزی‌ای سرشار از نمادگرایی و معنایی که مشخصه این کمپین انتخاباتی بود، توصیف کردند.رهبران احزاب، اهداکنندگان اصلی و شبکه‌های نفوذ پیش‌تر نقش مهمی در تعیین اینکه چه کسی شانس رقابت دارد، ایفا می‌کردند. اما امروز رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های جمع‌آوری کمک‌های مالی، قواعد بازی را تغییر داده و اتحادها را آشکار کرده‌اند.
! عبدالبرد
اگر یک اصل ثابت در علوم سیاسی وجود داشته باشد، این است که تغییر تنها اصل ثابت است. احزابی که در تفسیر تغییرات اجتماعی و سیاسی شکست می‌خورند، صرف‌نظر از سابقه طولانی یا نهادهای قدرتمندشان، به‌سرعت از رأی‌دهندگان جدا می‌شوند.
از این منظر می‌توان تحولاتی را که حزب دموکرات ایالات متحده پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۴ تجربه می‌کند، درک کرد. بحران درون حزب دیگر صرفاً به شکست انتخاباتی مربوط نمی‌شود، بلکه به پرسشی عمیق‌تر درباره ماهیت حزب بازمی‌گردد: آیا معیارهای سنتی برای تعیین نامزد برنده هنوز در چشم‌انداز سیاسی جدید معتبر هستند؟
انتخابات شهرداری نیویورک در سال گذشته، انتخابات مقدماتی امسال و انتخابات دیروز در میشیگان و چندین ایالت دیگر، تغییر آشکاری را در رابطه رأی‌دهندگان با سیاست نشان می‌دهد. در حالی که دونالد ترامپ و جمهوری‌خواهان در ارائه پیامی مستقیم و تهاجمی ـ دور از زبان سیاسی سنتی ـ موفق بودند، این گفتمان به بخش‌های وسیعی از رأی‌دهندگانی رسید که احساس می‌کردند نهادهای سیاسی دیگر بازتاب‌دهنده نگرانی‌های روزمره آنها نیستند. علیرغم جنجال پیرامون محتوای این پیام‌ها، وضوح و سادگی زبان، توانایی قابل‌توجهی برای گسترش آن فراهم کرد، حتی اگر بسیاری آن را منفی تلقی می‌کردند.
این تغییر، دموکرات‌ها را واداشته تا در استراتژی‌های خود تجدیدنظر کنند. مدل سنتی سیاستمدار منضبط، که بر لفاظی‌های معتدل و محتاطانه تکیه دارد، دیگر مانند گذشته موفقیت را تضمین نمی‌کند. جریان جدیدی در حزب، رویکرد متفاوتی پیشنهاد کرده است؛ شاید مشکل نه در جسارت گفتمان، بلکه در فقدان جسارت یا حتی گاهی بی‌پروایی آن باشد.
بازتعریف مفهوم پیروزی
سال‌ها، مفهوم نامزد پیروز دموکرات با توانایی جذب رأی‌دهندگان میانه‌رو، اجتناب از مواضع افراطی و دوری از مسائل تفرقه‌انگیز ـ به‌ویژه مسائل مربوط به اسرائیل ـ گره خورده بود. اما ظهور چهره‌هایی مانند زهران ممدانی، الکساندریا اوکازیو-کورتز، ایلهان عمر و رشیده طلیب، نشان‌دهنده تغییر این برداشت است.
این روند بر رویکردی مستقیم‌تر، حضور قوی دیجیتال، تحرک میان جوانان و تمرکز بر مسائلی که بر زندگی روزمره رأی‌دهندگان تأثیر می‌گذارد ـ مانند افزایش هزینه‌های زندگی، بحران مسکن، مراقبت‌های بهداشتی، عدالت اقتصادی و مالیات ـ تکیه دارد. این جریان بر این فرض استوار است که رأی‌دهندگان همیشه به دنبال میانه‌روترین نامزد نیستند، بلکه به دنبال نامزدی هستند که مشکلات و نارضایتی‌های آنها را با وضوح بیان کند.
البته این بدان معنا نیست که لفاظی جسورانه به تضمین مطلق انتخاباتی تبدیل شده است. حزب دموکرات همچنان شامل چندین جناح است و ماهیت رأی‌دهندگان از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است. با این حال، ظهور این جریان مترقی ثابت کرده است که جسارت سیاسی دیگر لزوماً یک مسئولیت انتخاباتی نیست؛ بحث درباره موضوعات تابو خطرناک نیست و پایگاهی از رأی‌دهندگان وجود دارد که رویارویی و شفافیت را منبع قدرت، نه خطر، و حتی منبع هیجان می‌دانند.
تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که یک جناح نه‌فقط بر حزب مسلط شود، بلکه پرسش‌هایی را که حزب مطرح می‌کند، زبانی را که به کار می‌برد و رأی‌دهندگانی را که به دنبال نمایندگی آنهاست، تغییر دهد. این همان چیزی است که اکنون در سیاست آمریکا رخ می‌دهد و نمود برجسته آن در حزب دموکرات دیده می‌شود.
وقتی سیاست خارجی به مسئله‌ای داخلی تبدیل شد
یکی از برجسته‌ترین نمودهای این تغییر، انتقال مسائل سیاست خارجی از حاشیه بحث‌های انتخاباتی به مرکز آنهاست. جنگ‌های اوکراین، غزه، لبنان و اخیراً ایران، و همچنین کمک‌های نظامی و اتحادهای بین‌المللی، دیگر مسائلی دور از دغدغه‌های شهروندان عادی آمریکایی نیستند؛ به‌ویژه هنگامی که با هزینه‌های دولت و اولویت‌های اقتصادی داخلی پیوند می‌خورند.
این موضوع در بحث پیرامون کمک‌های نظامی به اسرائیل و اوکراین کاملاً مشهود بود. پس از سال‌ها که انتقاد از این سیاست‌ها در حزب دموکرات محدود بود و به‌عنوان سلاحی در دست جمهوری‌خواهان استفاده می‌شد، اکنون صداهای بیشتری در هر دو حزب، مقیاس هزینه‌های خارجی را در مقایسه با چالش‌های داخلی آمریکایی‌ها زیر سؤال می‌برند.
این تغییر به معنای پایان حمایت سنتی از اتحادهای آمریکا نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییر در ماهیت پرسش‌های رأی‌دهندگان و ارتباط آنها با قانون‌گذاری است. همچنین بر لزوم اولویت‌دادن به مسائل داخلی پیش از تعهدات خارجی و این پرسش تأکید می‌کند که آیا سیاست خارجی می‌تواند از مسائل عدالت اجتماعی و منابع عمومی جدا باشد یا نه.
در این زمینه، گروه‌های لابی‌گری سنتی مانند کمیته امور خارجه به‌طور فزاینده‌ای برجسته شده‌اند..

مطالب مرتبط

نضال منصور:مترجم علی سرداری

مناقشات همچنان ادامه دارد، در حالی که گزارش‌های موثق نشان می‌دهد سند طرح صلح شامل ۱۲ بند اصلی است که در قالب پنج مرحله زمانی تنظیم شده است. در واقع، از زمان اجرایی شدن آتش‌بس، این طرح آزمونی واقعی برای صلح شکننده و آینده مبهم غزه بوده است.

رائد سلها :نترجم علی سرداری

او همچنین اشاره می‌کند که چهره‌های سنتی دموکرات که به حمایت از اسرائیل مشهورند نیز شروع به تعدیل لفاظی‌های خود کرده‌اند؛ از جمله رحم امانوئل که در سفر به تل‌آویو از سیاست‌های دولت نتانیاهو انتقاد کرد و پرسش‌هایی درباره ادامه حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از اسرائیل مطرح ساخت.

مروان قبلان :مترجم علی سرداری

در نهایت، هم ایران و هم ایالات متحده طوری رفتار می‌کنند که گویی در مسابقه با زمان هستند. از آغاز جنگ، ایران واکنشی عمل کرده و تنها پس از متحمل شدن حملاتی از سوی ایالات متحده، کشورهای همسایه را هدف قرار داده است. این وضعیت هفته گذشته تغییر کرد؛ زیرا ایران در دو جبهه دست به تشدید زد: نخست، با حمله به اردن و کویت بدون هیچ‌گونه تجاوز قبلی آمریکا؛ و دوم، با وارد کردن تنگه باب‌المندب به درگیری پس از اعلام محاصره صادرات نفت عربستان سعودی از بنادر دریای سرخ توسط حوثی‌ها.

مطالب پربازدید

مقاله

ترجمه: محمد الدخاخنی :مترجم علی سرداری