مروان قبلان :مترجم علی سرداری

آیا درگیری آمریکا و ایران به نقطه عطف رسیده است؟

اگر جزئیات روزانه رویارویی مداوم میان ایران و ایالات متحده ـ که رسانه‌های عربی ما را با آن بمباران می‌کنند ـ کنار گذاشته شود و بر اصول اولیه تمرکز کنیم، با الگویی ثابت از درگیری مواجه می‌شویم؛ الگویی که در چرخه‌های کوتاه و مکرر آشکار می‌شود و تنگه هرمز به برجسته‌ترین نقطه کانونی آن تبدیل شده است. این تغییر پس از آن رخ داد که ایالات متحده در دور نخست درگیری نتوانست به اهداف خود برسد: مطیع کردن رژیم ایران یا حتی سرنگونی آن، مطابق دیدگاه اسرائیل. ایران نیز با بستن تنگه پاسخ داد؛ اقدامی که به مؤثرترین (و شاید تنها) ابزار فشار آن بر دولت ترامپ تبدیل شد تا تلاش‌هایش برای تضعیف ایران، وادار کردن آن به تسلیم، و حتی در صورت امکان، خروج از جنگ با یک دستاورد قابل توجه ـ کنترل یکی از مهم‌ترین تنگه‌های جهان ـ را متوقف کند. این امر به ایران اجازه می‌دهد عناصر قدرتی را که در جنگ‌های پس از الاقصی از دست داده بود، دوباره بازیابد.
چرخه درگیری میان ایالات متحده و ایران از چندین مرحله تشکیل شده است که هدف نهایی آن جلوگیری از بازگشت به جنگ تمام‌عیار است. این چرخه با تشدید محاصره تنگه هرمز از سوی ایران برای افزایش قیمت انرژی، به‌ویژه در ایالات متحده، آغاز می‌شود. آمریکا خود را برای انتخابات میان‌دوره‌ای مهمی آماده می‌کند که در آن قیمت نفت عامل کلیدی تأثیرگذار بر تصمیم رأی‌دهندگان است. محاسبات تهران بر این فرض استوار است که شکست ترامپ در این انتخابات او را تضعیف می‌کند و می‌تواند دموکرات‌ها را به آغاز روند استیضاح سوق دهد؛ همان‌گونه که در دوره نخست ریاست‌جمهوری او انجام دادند. هرچند استیضاح ترامپ بعید است، حتی اگر دموکرات‌ها در سنا پیروز شوند، زیرا به اکثریت دو سوم نیاز دارد، ایران امیدوار است که از دست دادن کنترل کنگره، ترامپ را تضعیف کند و او را تا پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش ـ و روی کار آمدن دولت جدید، چه دموکرات و چه حتی جمهوری‌خواه به رهبری معاون رئیس‌جمهور جی.دی. ونس که نماینده اردوگاه «اول آمریکا» و گرایش‌مند به انزواگرایی و تمرکز بر امور داخلی است ـ درگیر نبردهای داخلی کند.
پاسخ ترامپ تلاش برای به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز و بازگشایی آن به روی ناوبری بین‌المللی است؛ چه از طریق دیپلماتیک (مانند تفاهم‌نامه اسلام‌آباد) و چه با زور، از طریق تأمین مسیر جایگزین در نزدیکی سواحل عمان. این اقدام به جریان آزاد منابع انرژی، کاهش قیمت‌ها، مهار تورم و کاهش نرخ بهره کمک می‌کند و در نتیجه پیروزی کوتاه‌مدت در انتخابات میان‌دوره‌ای را تضمین کرده و او را قادر می‌سازد دستور کار داخلی و اقتصادی خود را تا پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش بدون ترس از مانع‌تراشی کنگره تحت کنترل دموکرات‌ها دنبال کند.
در نهایت، هم ایران و هم ایالات متحده طوری رفتار می‌کنند که گویی در مسابقه با زمان هستند. از آغاز جنگ، ایران واکنشی عمل کرده و تنها پس از متحمل شدن حملاتی از سوی ایالات متحده، کشورهای همسایه را هدف قرار داده است. این وضعیت هفته گذشته تغییر کرد؛ زیرا ایران در دو جبهه دست به تشدید زد: نخست، با حمله به اردن و کویت بدون هیچ‌گونه تجاوز قبلی آمریکا؛ و دوم، با وارد کردن تنگه باب‌المندب به درگیری پس از اعلام محاصره صادرات نفت عربستان سعودی از بنادر دریای سرخ توسط حوثی‌ها.
به نظر می‌رسد ایران سرانجام دریافته است که رئیس‌جمهور ترامپ می‌کوشد تا انتخابات میان‌دوره‌ای زمان بخرد و قیمت نفت را پایین نگه دارد (در اینجا از حدود ۱۰۰ دلار سخن می‌گوییم). او از طریق استراتژی اطمینان‌بخشی به بازارها، اعلام روزانه مذاکرات در حال انجام و قریب‌الوقوع بودن راه‌حل، و همچنین تأمین نفت بازار از ذخایر استراتژیک ایالات متحده، در این امر موفق می‌شود. این امر تغییر رفتار ایران در هفته گذشته را توضیح می‌دهد؛ تغییری که با هدف افزایش قیمت نفت و افزایش فشار بر ترامپ برای پذیرش پیشنهادات ایران برای بازگشایی تنگه هرمز انجام شد. این موضوع نیز رفتار ترامپ را توضیح می‌دهد: او آخر هفته گذشته تهدید به حمله نظامی به ایران کرد، که باعث عقب‌نشینی ایران و کاهش دوباره قیمت نفت شد.
مشکل اکنون این است که این چرخه درگیری مسیر خود را طی کرده است؛ زیرا هر دو طرف احساس می‌کنند در مسابقه‌ای با زمان برای کسب امتیاز پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارند. برای ترامپ، باز کردن تنگه هرمز در حال حاضر قیمت‌ها را کاهش می‌دهد. به همین ترتیب، ایران دریافته است که زمان برای فشار آوردن بر ترامپ رو به پایان است. پس از پایان انتخابات میان‌دوره‌ای، او ـ صرف‌نظر از نتایج ـ از هرگونه فشار داخلی آزاد خواهد شد. به‌طور سنتی، حزب حاکم در آمریکا انتخابات میان‌دوره‌ای را می‌بازد، اما رئیس‌جمهوری که به دلیل شکست در کنگره توانایی تصویب سیاست‌های داخلی خود را از دست می‌دهد، معمولاً با تمرکز بر سیاست خارجی ـ که کنگره هیچ کنترلی بر آن ندارد ـ این شکست را جبران می‌کند.
مشکل ایران این است که اگر پیش از انتخابات با ترامپ به توافق نرسد، احتمالاً این موضوع به مسئله اصلی و شاید تنها موضوع مورد بحث او در باقی‌مانده دوره ریاست‌جمهوری‌اش تبدیل خواهد شد؛ زیرا او با هیچ محدودیت داخلی و انتخابات دیگری برای رقابت مواجه نیست..

مطالب مرتبط

إبراهيم نوار:مترجم علی سرداری

ایالات متحده پنج بازوی نظامی اصلی را در جنگ احتمالی با ایران به کار می‌گیرد که مسئولیت‌های آنان شامل دفاع از اسرائیل، انجام حملات علیه ایران و ایجاد چتر دفاعی برای نیروهای آمریکا در منطقه است:

ترجمه: محمد الدخاخنی :مترجم علی سرداری

اعداد به‌تنهایی کافی نیستند. هرچند این موضوع قابل توجه است، اما ارتباط بین شادی و دین نیاز به بررسی بیشتر دارد؛ زیرا به گفته محققان، «اعداد ثابت نمی‌کنند که شرکت در مراسم مذهبی مستقیماً مسئول بهبود زندگی مردم است.»

سلم عمران محقق متخصص در امور آسیا و خاورمیانه :مترجم علی سرداری

فعال‌سازی چارچوب‌های امنیتی مانند AUKUS — شامل استرالیا، بریتانیا و ایالات متحده — این نیات را از طریق مهندسی اتحادهای امنیتی ملموس نشان داد و محیط منطقه‌ای را به سمت تشدید بیشتر سوق داد.

مطالب پربازدید

مقاله

ترجمه: محمد الدخاخنی :مترجم علی سرداری