پرونده ایران چطور به شورای امنیت رفت؟

محمود، خبر خوش هسته‌ای، مکانیسم ماشه و چند ماجرای دیگر!

ملی مذهبی _  پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران درست ۲۰ سال پیش از سوی «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» در وین، به «شورای امنیت سازمان ملل متحد» در نیویورک ارجاع شد. آژانس می‌گفت با تداوم خودداری ایران از همکاری، در موقعیتی نیست که بتواند وظایفش را در برابر جمهوری اسلامی انجام دهد.

به گزارش ایران وایر، موضوع پس‌از آن به شورای امنیت رفت که شورای حکام در قطعنامه‌ای از «محمد البرادعی»، مدیرکل وقت آژانس خواسته بود یک گزارش جامع درباره وضعیت گذشته و حال برنامه اتمی ایران تهیه کند. این پرونده پس از توافق «برجام»، یعنی یک دهه گذشته، از زیر فصل هفتم منشور ملل متحد، یعنی تهدید صلح و امنیت جهانی خارج شد؛ اما با رای اخیر شورای امنیت، دوباره در حال بازگشت به وضعیت سابق است.

خامنه‌ای درخواست روحانی را رد کرد

پس از مشخص شدن برخی از تخلفات ایران در غنی‌سازی اورانیوم بدون اطلاع به آژانس، جمهوری اسلامی  در سال ۱۳۸۲ با سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان توافق کرد مدتی برای بازسازی اعتماد از دست‌رفته به این کشور و برطرف کردن ابهام‌های بازرسان آژانس، غنی‌سازی اورانیوم را تعلیق و تاسیسات مرتبط با آن را موقتا تعطیل کند.

توافق در کاخ سعدآباد تهران به دست آمد و وقتی «حسن روحانی» آن را اعلام کرد، وزرای سه کشور با «محمد خاتمی» دیدار کردند. روحانی در خاطراتش گفته است که مستقیم با دفتر «علی خامنه‌ای» از سعدآباد در تماس بود تا او را راضی به توقف موقت غنی‌سازی اورانیوم کند که آن زمان با چندین دستگاه محدود در مقیاس آزمایشگاهی انجام می‌شد.

در برابر این اقدام، سه کشور اروپایی متعهد شدند که جلوی ارسال پرونده ایران به شورای امنیت که ایالات متحده به‌دنبال آن بود، گرفته شود.

نزدیک به دو سال بعد، در پایان دوره ریاست‌جمهوری  خاتمی و در زمانی که «محمود احمدی‌نژاد» در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ به پیروزی رسیده بود، به درخواست علی خامنه‌ای، ایران در چند مرحله، فرایند غنی‌سازی اورانیوم را از سر گرفت.

حسن روحانی، مذاکره‌کننده ارشد ایران و دبیر وقت شورای‌عالی امنیت ملی که حدود یک دهه بعد با وعده حل بحران اتمی به ریاست‌جمهوری رسید، در خاطرات خود گفته است که از خامنه‌ای خواسته بود مدتی برای حل شدن بحران صبر کند، اما او این درخواست‌ها را نادیده گرفت.

اولین مرحله در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری خاتمی بود و به‌سرعت کار به شکستن مهر و موم تاسیسات و تولید کیک زرد در اصفهان رسید. شورای حکام آژانس در یک نشست اضطراری، از مدیرکل خواست یک گزارش جامع درباره برنامه‌های اتمی ایران آماده کند.

 گزارش ۱۵ صفحه‌ای البرادعی شهریور ۱۳۸۴ آماده شد و شورای حکام در دومین قطعنامه در کمتر از یک ماه اعلام کرد که با وضعیتی در پرونده هسته‌ای ایران مواجه است که رسیدگی به آن در صلاحیت شورای امنیت است، اما پرونده را به شورای امنیت نفرستاد تا بهمن همان سال.

فرصت های پی‌درپی به ایران

کشورهای طرف مذاکره ایران که آن زمان سه دولت اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان بودند، پس از شکستن تعلیق در کارخانه تولید کیک زرد در اصفهان، در انتظار بهبود عملکرد ایران بودند؛ اما به‌زودی در گزارش ماه آذر مدیرکل به شورای حکام مشخص شد که ایران فعالیت روی کیک زرد را هم آغاز کرده که اولین مرحله از غنی‌سازی اورانیوم است.

شورای حکام قطعنامه‌ای در این نشست صادر نکرد، اما وزیران خارجه آمریکا، روسیه، بریتانیا، فرانسه و چین که همراه با وزیر خارجه آلمان و نماینده اتحادیه اروپا در اجلاسی در لندن شرکت کرده بودند، با صدور بیانیه‌ای در نیمه بهمن اعلام کردند که مایلند اجلاس فوق‌العاده شورای حکام آژانس بین‌المللی در نشست خود در هفته پیش رو، موضوع فعالیت هسته‌ای ایران را به‌منظور رسیدگی به شورای امنیت گزارش کند.

«جک استرا»، وزیر خارجه وقت بریتانیا که تلاش زیادی برای بهبود روابط با جمهوری اسلامی کرد، هشدار داد که  ادامه بحران هسته‌ای باعث تحقير و انزوای بیشتر ایران می‌شود.

پیام جورج بوش به ایرانی‌ها

اجلاس اضطراری شورای حکام تشکیل شد و در قطعنامه با مرور همه خواسته‌های اجابت‌نشده خود از ایران و مجموع نگرانی‌های آژانس گفت: «از مدیرکل درخواست می‌کند که به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش دهد که این اقدامات از سوی شورای حکام از ایران خواسته شده و کلیه گزارش‌ها و قطعنامه‌های مربوطه آژانس را، به شورا ارسال کند.»

وزیران پنج کشور عضو دائم شورای امنیت تصمیم گرفته بودند که طرح رسمی این پرونده در شورای امنیت را تا بعد از اجلاس عادی شورای حکام در اسفند و دریافت گزارشی در تایید خودداری ایران از اجرای تعهدات خود، به تعویق بیندازند.

شورای امنیت در این مقطع با انتشار بیانیه و نه قطعنامه، تا اواسط بهار به ایران فرصت داد تا برنامه غنی‌سازی خود را معلق کند و به میز مذاکره بازگردد.

«جورج بوش»، رییس‌جمهور وقت آمریکا، آن زمان در پیامی خطاب به شهروندان ایران گفته بود: «پیام من این است؛ شما خوب می‌دانید که ما نمی‌خواهیم به شما بگوییم چگونه زندگی کنید، بلکه می‌خواهیم شما آزاد باشید. اما پیام ما  به دولت (ایران) این است که اگر می‌خواهید عضوی از خانواده بین‌المللی  باشید، باید از بلندپروازی خود در زمینه تسلیحات هسته‌ای دست بردارید.»

البرادعی عازم ایران و احمدی‌نژاد در راه مشهد

فرصت به‌سرعت سپری می‌شد. در ایران شعار «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست»، بیش از شعار سنتی جمهوری اسلامی یعنی «مرگ بر آمریکا» شنیده می‌شد. البرادعی، مدیرکل آژانس عازم ایران بود، اما پیش از سفر او، محمود احمدی‌نژاد در ۲۰فروردین۱۳۸۵ که به‌عنوان روز ملی فناوری هسته‌ای در ایران نام‌گذاری شده، خبری را اعلام کرد که هنوز ایران درگیر آن است.

متخصصان ایرانی در مقیاس آزمایشگاهی موفق به غنی‌سازی اورانیوم شده‌اند و بدین‌ترتیب، کشور به چرخه کامل تولید سوخت اتمی دست یافته است. ایران با ۱۶۴ ماشین در نطنز اورانیوم غنی‌سازی کرد و در مسیری کاملا خلاف جهت درخواست شورای امنیت حرکت کرد.

احمدی‌نژاد خبر موفقیت ایران در غنی‌سازی را طی سخنرانی در مشهد و در حالی اعلام کرد که از یک روز پیش‌تر وعده داده بود در ارتباط با فعالیت اتمی ایران، خبرهای خوبی برای مردم این کشور دارد.

پیشی گرفتن هاشمی رفسنجانی در اعلام موضوع

ساعاتی پیش از آنکه او موضوع را رسما اعلام کند، «اکبر هاشمی رفسنجانی» موضوع را حتی با جزییات بیشتری اعلام کرده بود: «ایران توانسته است با استفاده از ۱۶۴ دستگاه سانتریفیوژ اورانیوم، این عنصر رادیواکتیو را غنی کرده و برای مصرف به‌عنوان سوخت نیروگاه اتمی آماده کند.» اما هیچ نیروگاهی برای مصرف این سوخت در ایران وجود نداشت.

«غلامرضا آقازاده»، رییس وقت سازمان انرژی اتمی هم خبر داده بود که غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات نطنز، در سطح ۳.۵ درصد است.

بازرسان آژانس موضوع را بررسی کردند. البرادعی به ایران آمد و موضوع در گزارش او به شورای حکام درج شد. شورای حکام در جلسه خرداد۱۳۸۵ موضوع را بررسی و به شورای امنیت اعلام کرد که ایران نه‌تنها برنامه غنی‌سازی اورانیوم را تعلیق نکرده، که به آن سرعت هم داده است.

شورای امنیت پس‌از این، آماده تصویب اولین قطعنامه درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران شد.

قطعنامه ۱۶۹۶ بود که در مرداد۱۳۸۵، برابر با ژوئیه۲۰۰۶ تصویب شد و ایران را مستقیما به زیر فصل هفتم منشور ملل متحد برد؛ با جمهوری اسلامی کاری کرد که این حکومت پس از نزدیک به دو دهه، هنوز با شورای امنیت درگیر است.

دو نکته اساسی در این قطعنامه، دستور به جمهوری اسلامی ایران برای تعلیق کامل کلیه فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم است که سطح تحقیق و توسعه را هم شامل می‌شود و دیگری، تکلیف برای اعضای سازمان ملل متحد است.

دولت‌های عضو سازمان ملل متحد باید از انتقال هرگونه اقلام، مواد یا فناوری‌هایی که می‌تواند در برنامه اتمی و برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران استفاده شود، خودداری کنند. دامنه تحریم‌ها سال ۱۳۸۹ فراتر رفت و به بازرسی کشتی و هواپیماهای مرتبط با ایران هم رسید.

باوجود اینکه قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ۱۰ سال به ایران فرصت داد تا با رفع نگرانی‌های بین‌المللی، روند این پرونده را عادی و برای همیشه از زیر فصل هفتم منشور ملل متحد بیرون بیاید، اما دوباره در حال بازگشت به آن است. اگر این بازگشت قطعی شود، دامنه تحریم‌ها به وضعیت کنونی محدود نخواهد ماند و بیشتر و بیشتر خواهد شد.

«علی خامنه‌ای» بر پایان تعلیق غنی‌سازی اورانیوم اصرار داشت و «محمود احمدی نژاد» به‌طور مکرر اعلام می کرد که «خبر خوش هسته‌ای» خواهد داد. خبری که او از مشهد اعلام کرد، پرونده ایران را از وین به نیویورک، یعنی محل دائمی شورای امنیت برد.

مطالب مرتبط

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.

نگاه العدس العربی: مترجم علی سرداری

پس از آنچه رئیس ستاد ارتش ایالات متحده انتظار داشت اتفاق افتاد و ترامپ تهدیدهای گسترده ای برای بازگرداندن ایران به عصر حجر و نابودی کل تمدن“ صادر کرد، در نهایت آتش بس دو هفته ای اعلام کرد و مذاکرات با ایران را آغاز کرد، علیرغم شکست دور اول و اعلام محاصره دریایی علیه جمهوری، ترامپ بازگشت تا در مورد امکان دستیابی به توافق “ ظرف دو روز” صحبت کند، ونس اظهار داشت که مذاکرات “had پیشرفت قابل توجهی داشته است” و کشورش جنبه هایی را که در آن می تواند برخی امتیازات را انجام دهد روشن کرده است.