آمارها درباره سوءتغذیه چه می‌گویند؟

بحران خاموش امنیت غذایی در ایران

ملی مذهبی _ تازه‌ترین گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران به بحرانی خاموش اما عمیق در حوزه امنیت غذایی مبتلا شده است و در دهه‌های اخیر با وجود پیشرفت‌های نسبی در کاهش گرسنگی مطلق، همچنان با پدیده فقر غذایی در میان گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه کودکان، زنان و ساکنان مناطق محروم روبه‌روست.

این بحران خود را نه‌تنها در کمبود کالری بلکه در سوءتغذیه پنهان، یعنی کمبود ریزمغذی‌هایی مانند آهن، ید و ویتامین آ نیز نشان می‌دهد.

تازه‌ترین گزارش منتشرشده در روزنامه «شرق» حکایت از رشد نگران‌کننده فقر غذایی در ایران دارد؛ به‌گونه‌ای که تنها ۱.۷ درصد از خانوارها امکان مصرف روزانه پروتئین دارند و ۲۷ درصد کل خانوارها هیچ نوع پروتئینی مصرف نمی‌کنند.

در میان خانوارهای با اشتغال موقت، بیش از ۹۳ درصد و در میان بیکاران، نزدیک به ۹۵ درصد اصلاً پروتئین مصرف نمی‌کنند. این آمار هشداردهنده، نشان می‌دهد ایران در مقایسه با میانگین جهانی و کشورهای منطقه‌ای جایگاه مناسبی ندارد.

اختلاف طبقاتی شدید

در همین حال، اختلاف شدید طبقاتی در مصرف مواد غذایی نیز آشکار است. برای مثال، در حالی که خانوارهای دهک دهم (ثروتمندترین) روزانه ۱۱.۲ گرم گوشت قرمز مصرف می‌کنند، این میزان در دهک اول (فقیرترین) به تنها ۰.۲ گرم در روز می‌رسد.

مصرف شیر، لبنیات و حتی سبزیجات در دهک‌های پایین جامعه تقریباً به صفر رسیده است.

اثرات سوء بر کودکان؛ «۱۴.۵ میلیون کودک ایرانی درگیر سوءتغدیه»

در سال‌های اخیر، وضعیت سوءتغذیه در ایران به‌ویژه در میان کودکان به سطحی نگران‌کننده رسیده است. بر پایه گزارش روزنامه شرق و داده‌های رسمی، حدود ۱۴.۵ میلیون کودک ایرانی تا سال ۱۴۰۲ دچار درجاتی از سوءتغذیه بوده‌اند. این در حالیست که ۵۷ درصد جمعیت کشور نیز به‌نوعی با این معضل درگیرند.

در این گزارش تاکید شده که این شکاف فزاینده در مصرف مواد مغذی، سلامت اقشار ضعیف جامعه، به‌ویژه کودکان را تهدید می‌کند و می‌تواند منجر به اختلال رشد، تضعیف سیستم ایمنی، کاهش تمرکز و افت عملکرد تحصیلی و حتی بروز مشکلات روانی در کودکان شود.

این داده‌ها بیانگر گسترش سوءتغذیه پنهان در میان کودکان و احتمال بروز مشکلات رشدی، استخوانی و شناختی در نسل آینده است.

در این گزارش همچنین نسبت به تبعات اجتماعی و ملی این بحران هشدار داده شده و تأکید شده که تداوم این شرایط می‌تواند به تهدیدی جدی برای امنیت انسانی و پایداری اجتماعی کشور تبدیل شود.

جایگاه ایران در کجای نمودارهای جهانی قرار دارد؟

بر اساس گزارش شرق، وضعیت سوءتغذیه و مصرف پروتئین در کشور هر سال وخیم‌تر می‌شود. آمارها نشان می‌دهند‌ سال گذشته شهروندان ترکیه به‌طور میانگین ۵۰ درصد بیش از ایرانیان گوشت مصرف کرده‌اند.

مصرف لبنیات نیز به حدود ۷۰ تا۸۰ کیلوگرم در سال رسیده که فاصله قابل‌توجهی با میانگین جهانی ۲۵۰ کیلوگرم دارد. این شکاف جدی در تأمین نیازهای تغذیه‌ای مردم، به‌ویژه در دهک‌های پایین درآمدی، اثرات بلندمدتی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت.

بر اساس آمار سایت World Population Review که یک پایگاه داده‌ و اطلاعات آماری مستقل مستقر در ایالات متحده است، تخمین زده می‌شود که کشور هائیتی با نرخ سوء تغذیه تقریباً ۵۰.۴ درصدی بالاترین نرخ سوءتغدیه در جهان را دارد.

یمن نیز به داشتن نرخ بسیار بالای سوء تغذیه معروف است. تقریباً ۳۹.۵ درصد از کل مردم یمن از سوء تغذیه رنج می‌برند که به مشکلات قابل توجهی در این کشور دامن زده است.

بر همین اساس آمار سوءتغذیه در ایران ۶.۵٪ است. درست است که این آمار از صدر جدول فاصله دارد اما نکته قابل تامل، مقایسه ایران با کشورهای همسایه‌اش به ویژه ترکیه است.

در این آمار همه کشورهای توسعه یافته همچون کشورهای اروپایی مانند سوئیس و فرانسه آماری ۲.۵ درصدی را در پایین جدول نشان می‌دهند و در همین باره همسایگان ایران یعنی کشورهای ترکیه، کویت، امارات متحده عربی در کنار کشورهای توسعه یافته آمار ۲.۵٪ را در فاصله سال‌های ۲۰۱-۲۰۲۳ نشان دادند.

مطالب مرتبط

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.

نگاه العدس العربی: مترجم علی سرداری

پس از آنچه رئیس ستاد ارتش ایالات متحده انتظار داشت اتفاق افتاد و ترامپ تهدیدهای گسترده ای برای بازگرداندن ایران به عصر حجر و نابودی کل تمدن“ صادر کرد، در نهایت آتش بس دو هفته ای اعلام کرد و مذاکرات با ایران را آغاز کرد، علیرغم شکست دور اول و اعلام محاصره دریایی علیه جمهوری، ترامپ بازگشت تا در مورد امکان دستیابی به توافق “ ظرف دو روز” صحبت کند، ونس اظهار داشت که مذاکرات “had پیشرفت قابل توجهی داشته است” و کشورش جنبه هایی را که در آن می تواند برخی امتیازات را انجام دهد روشن کرده است.

مطالب پربازدید

مقاله