آتشبس در غزه از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ لازمالاجرا شد. صحنه آنجا از زمان آغاز جنگ و کشتار توسط مقامات اشغالگر اسرائیل توجه بینالمللی را به خود جلب کرده بود. اما با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این توجه بشردوستانه از رادار جهانی ناپدید شد و زیر بمباران موشکها و پهپادها دفن گردید. اکنون همه شرطها بر این است که غزه بتواند پنجرهای از امداد یا فضایی برای تنفس مردمش بیابد؛ فضایی که با غرش هواپیماها آلوده نشود. به نظر میرسید غزه نخستین بازندهِ تمام تحولات جاری باشد.
از زمان اجرایی شدن آتشبس، «طرح شورای صلح» آزمونی واقعی برای این صلح شکننده و آینده مبهم غزه بوده است.
بارقهای از امید زمانی پدیدار شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، چند روز پیش «طرح شورای صلح» برای پایان دادن به جنگ غزه ـ یا آنچه «نقشه راه» نامیده شد ـ را اعلام کرد؛ طرحی برای اجرای تعهداتی که جزء لاینفک توافق آتشبس بود. مشاجره رسانهای میان اسرائیل و جنبش مقاومت اسلامی (حماس) همچنان بر سر جزئیات ادامه دارد و گره اصلی، مسئله خلع سلاح یا حبس است. اسرائیل شرایط خود را دارد و میگوید مهمترین آنها عقبنشینی از خط زرد پیش از تکمیل خلع سلاح سبک و سنگین، تخریب تونلها و حضور یک نهاد نظارتی بینالمللی برای تأیید اجرای توافق است؛ در حالی که «حق» خود را برای اقدام نظامی در صورت مشاهده تهدید آینده محفوظ میدارد. در مقابل، حماس اصرار دارد که خلع سلاح باید با عقبنشینی تدریجی و همزمان اسرائیل همراه باشد.
گفته میشود شیطان در جزئیات است و اسرائیل معمولاً در حاشیهها و جزئیات سرمایهگذاری میکند، از آنها طفره میرود و هر مسئله را به یک مانور طولانی و خستهکننده تبدیل میکند. شواهد فراوانی در اینباره وجود دارد؛ بهویژه گذشت چندین دهه از توافقنامه اسلو (۱۹۹۳)، زمانی که نتیجه آن گسترش اشغال و تبدیل امید ایجاد کشور فلسطینی به یک رؤیای غیرممکن بود. در اینجا، توافق شاید در خطر فروپاشی نباشد، زیرا چارچوب سیاسی وجود دارد، اما اختلاف بر سر سازوکارهای اجرایی ادامه دارد؛ بهویژه اینکه اسرائیل در ده ماه گذشته هر زمان که خواسته حملات نظامی انجام داده و به ترور رهبران حماس ادامه داده است، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و این امر برای اشغالگران هزینهای ندارد.
چارچوب کلی نقشه راهی که شورای صلح غزه از آن سخن میگوید، شامل هفت بند اساسی است: توقف دائمی جنگ، عقبنشینی تدریجی اسرائیل بر اساس جدول زمانی، انتقال مدیریت نوار غزه به یک کمیته ملی انتقالی برای نظارت بر امور مدنی و امنیتی، نظارت بر بازسازی و اجازه ورود مصالح ساختمانی و کمکهای بشردوستانه به نوار.
مهمترین بند، خلع سلاح یا محدود کردن آن با شعار «یک مرجع، یک قانون و یک سلاح در داخل غزه» است. این امر مستلزم توقف فعالیتهای نظامی همه جناحهای فلسطینی و محدود شدن حمل سلاح به نیروهای امنیتی مجاز دولت جدید است.
دستیابی به این هدف، پایان کامل نقش دولتی و امنیتی حماس را ضروری میکند؛ زیرا حماس باید از اختیارات مدنی و نظامی خود دست بکشد و نیروهای بینالمللی برای کمک به اجرای توافق و تضمین پایبندی به آن وارد عمل شوند.
مناقشات همچنان ادامه دارد، در حالی که گزارشهای موثق نشان میدهد سند طرح صلح شامل ۱۲ بند اصلی است که در قالب پنج مرحله زمانی تنظیم شده است. در واقع، از زمان اجرایی شدن آتشبس، این طرح آزمونی واقعی برای صلح شکننده و آینده مبهم غزه بوده است.
سؤالات دشوار درباره شانس موفقیت نقشه راه همچنان باقی است؛ از جمله: آیا اسرائیل به عقبنشینی متعهد خواهد شد، بهویژه با نزدیک شدن انتخابات؟ چه کسی عملاً بر جمعآوری سلاحها نظارت خواهد کرد و سازوکارهای دستیابی به این امر چیست؟ آیا همه جناحهای فلسطینی ترتیبات مدنی و امنیتی آینده را خواهند پذیرفت؟ در صورت اجرای توافق، چه کسی بودجه بازسازی غزه را تأمین خواهد کرد؟ آیا نیروی بینالمللی میتواند بدون مأموریت گسترده سازمان ملل وظایف خود را انجام دهد؟
گزارشها و مراکز تحقیقاتی بینالمللی معتقدند جزئیات توافق ممکن است ویژگیهای جدید خاورمیانه را دوباره ترسیم کند؛ بهویژه اگر این جزئیات با مذاکرات جاری میان واشنگتن و تهران برای دستیابی به توافقی جدید مرتبط باشد. بنابراین، میان پیشرفتی که پس از جنگ با ایران در غزه رخ داد و تمایل آمریکا برای جلوگیری از تبدیل منطقه به عرصه درگیری آشکار، یک بند ناف نامرئی وجود دارد؛ امری که واشنگتن را واداشته برای پیشبرد پرونده غزه فشار بیاورد، بهویژه پس از کاهش توان ایران برای حمایت از متحدان منطقهای خود در پی ماهها جنگ و فرسایش نظامی و اقتصادی.
شانس صلح و توقف جنگ زمانی صفر به نظر میرسد که میبینیم لفاظیهای افراطگرایی و رادیکالیسم جامعه اسرائیل را فرا گرفته است.
خارج از چارچوب توافق، دو رویداد مهم وجود دارد که بر چشمانداز و سازوکارهای اجرای طرح صلح تأثیر میگذارند: نخست انتخابات اسرائیل در اکتبر آینده و دوم انتخابات فلسطین در نوامبر آینده. در تلآویو این پرسش مطرح است که آیا نتانیاهو میتواند این توافق را بهعنوان پیروزی قاطع خود عرضه کند یا اینکه ناتوانی و سردرگمی او پس از سالها جنگ آشکار خواهد شد، در حالی که حماس همچنان قادر به مذاکره و رد کردن است؟ در جبهه فلسطین، فتح و تشکیلات خودگردان چگونه این توافق را عرضه خواهند کرد؟ آیا حماس آن را پیروزی رویکرد خود و نشانهای از توانایی مذاکرهاش معرفی خواهد کرد؟ یا اینکه با صدای بلند به مردم فلسطین خواهد گفت: ما تسلیم نشدهایم، اسرائیل را مجبور به توقف جنگ کردیم، همچنان در حال مذاکرهایم و غزه را بازسازی خواهیم کرد؟
تمام پیامدهایی که درباره آنها سخن میگوییم، همچنان در چارچوب فرضیات باقی ماندهاند؛ زیرا سازوکارهای اجرای توافق همچنان محل مناقشه است. شانس حرکت رو به جلو در مسیر توقف جنگ و حرکت به سوی صلح زمانی صفر به نظر میرسد که میبینیم لفاظیهای افراطگرایی و رادیکالیسم جامعه اسرائیل را فرا گرفته و خون فلسطینیها به خواسته و سوختی برای مبارزات انتخاباتی خروشان در تلآویو تبدیل شده است.
منبع العربی الجدید
سامح الهادی نایبرئیس ائتلاف عرب–آمریکایی در حزب دموکرات میشیگان:مترجم علی سرداری
این تغییر، دموکراتها را واداشته تا در استراتژیهای خود تجدیدنظر کنند. مدل سنتی سیاستمدار منضبط، که بر لفاظیهای معتدل و محتاطانه تکیه دارد، دیگر مانند گذشته موفقیت را تضمین نمیکند. جریان جدیدی در حزب، رویکرد متفاوتی پیشنهاد کرده است؛ شاید مشکل نه در جسارت گفتمان، بلکه در فقدان جسارت یا حتی گاهی بیپروایی آن باشد.
- 1405/05/15