فرید دهدزی عضو هیات اجرایی رهبری جبهه ملی ایران

پیام قیام ملی سی‌تیر ایستادگی در مقابل مداخله بیگانه است

پیام قیام ملی سی‌تیر باور به اراده، استقلال و خودباوری است
پیام قیام ملی سی‌تیر باور به اراده، استقلال و خودباوری است
متن سخنرانی در آیین یادبود هفتادوچهارمین سالگرد قیام ملی سی‌تیر، در آرامگاه شهدای قیام سی‌تیر در ابن‌باویه شهرری.
وطن نام تو نام نامداران
همه فصل تو بادا نوبهار.
وطن سبزی، سپیدی، سرخگونی
مبادا دشمنت را جز زبونی.

با یک دل غمگین به جهان شادی نیست
تا یک ده ویران بود آبادی نیست.
تا در همه جهان یکی زندان است
در هیچ‌کجای عالم آزادی نیست.

سلام، شکستگان سال‌های سیاه، تشنگان استقلال، تشنگان آزادی، خواهران و برادرانم، سلام!
کشور عزیز ما در این یک‌سال و اندی، روزان و شبانی شوم و خوفناک را سپری کرده است.
در این یک‌سال سه تجاوز جنگی ددمنشانه را تجربه کرده‌ایم. هیچ نمی‌دانیم که روز و ساعت دیگر چه بر سر این مرز و بوم می‌آید!
ما هیچ‌گاه نباید مداخلات بیشرمانه مستمر هفتاد و سه ایالات متحده و غرب را فراموش کنیم. آمریکا از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سد بزرگی برای ایجاد حاکمیت ملی، جامعه مدنی و توسعه در ایران بوده است. به‌ویژه این جنایات آمریکا و شرکاء در ویران‌سازی ایران عزیز از ۹ اسپند، تاکنون را نباید فراموش کنیم. نه تنها نباید این تجاوز و تهاجم به خاک عزیز را فراموش کرد. بلکه دفاع دلاورمردانه‌ای را که از ایران عزیز شده، نباید فراموش کرد. تمامی نظام‌ها می‌آیند، می‌روند، آنچه که باید جاودان و پایدار بماند «ایران‌زمین» است. دفاع امر مقدس ملّی است. در هر دوره‌ای ایران نیازمند دفاع در برابر دشمنان قسم‌خورده است، در این تجاوز ناجوانمردانه، دلاورمردان ما نگذاشتند، خدایی‌ناکرده تکه‌ای از این سرزمین جدا شود، کریدورها و خود ایران‌زمین تحت اشغال قرار گیرد.
دعای ملت ایران بدرقه راه تمام دِلیرانی باد که از این آب و خاک جانانه دفاع کرده و می‌کنند.
جان فدای قدم نادره مردانی باد
که کم و بیش نگردند ز هر بیش و کمی.
واقعا روزان و شبانی خوفناک را سپری کرده و می‌کنیم. زمانی که حزب بعث عراق به سرکردگی صدام به ایران عزیز حمله کرد «اللهیار صالح» از شدت این درد بزرگ، دچار حمله قلبی شد و چندین ماه در بیمارستان تحت معالجه قرار گرفت و در نهایت ۱۲ فروردین ۱۳۶۰ جان به جان آفرین تسلیم کرد. همیشه با خود می‌اندیشیدم که صالح پیر بود و دیگر توان دیدن این رویدادهای خون‌بار و خانمان‌سوز را نداشت. اما بنده به عنوان یک جوان ۴۳ ساله، در این ماه‌ها بارها بدترین و سیاه‌ترین احساسات زندگی را تجربه کرده‌ام.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود.
بقول دکتر مصدق که می‌گفت: «چگونه می‌شود خون ایرانی در عروق کسی جاری باشد و مداخله اجنبی را در امور وطن تحمل کند.»
«دکتر کریم سنجابی» آن رادمرد ملی و مصدقی، در آیین یادبود اللهیار صالح در مسجد ارک تهران، در آن روزهایی که ملی‌گرایی و مصدقی بودن یک ناسزا بود و در نهایت چند روز با شبیخون هیات حاکمه، آن تاج افتخار را بر سر جبهه ملی ایران (خانه سیاسی دکتر مصدق) قرار دادند، گفت: «فاجعه خونین خرمشهر، پشت صالح را شکست. ما هم چون صالح به ملی و مصدقی بودن خود افتخار می‌کنیم. ملی بودن یعنی مقاومت در مقابل مطامع و تجاوزات خارجی و ملی بودن یعنی ایران‌دوستی و استقلال‌طلبی، و آزادی‌خواهی. صالح رفت و ما هم خواهیم رفت، اما آنچه که نمی‌میرد و همیشه جاویدان خواهد ماند، ایران‌زمین، ملت آزاد و سربلند ایران است.»
دکتر سنجابی که چند روز بعد در کنار یاران مصدقی خود، زیر یورش قرار گرفت (25 خرداد 1360)، اما پیشتر هنگامه تجاوز عراق، در سن هشتاد سالگی درخواست کرده بود: در اختیار وی تجهيزات نظامی قرار دهند، تا او بتواند در کنار دلاورمردان نیروهای مسلح از ایران دفاع کند. ایشان توانست بسیاری از نزدیکان خود را برای دفاع از ایران، در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. درود بر شرف آن زنان و مردان بی‌جانشین باد که دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ایران را امر ملی مقدسی می‌دانستند. دکتر مصدق و یاران او، جملگی اصل «آزادی» را بدون پاسداشت اصل استقلال، بی‌معنا می‌دانستند و پیوندی تفکیک‌ناپذیر بین دو اصل استقلال و آزادی قائل بودند. دکتر مصدق در سال‌گرد قیام ملی سی‌تیر به همین معنا اشاره کرد که «اگر زندگانی توأم با آزادی و استقلال نباشد، به قدر پشیزی ارزش نخواهد داشت.»
شوربختانه قدر دلیرمردان و رادزنانی مانند سنجابی، صالح و غیره دانسته نشد. این رجال و سرمایه‌های ملی، همانا حافظ و نگهبان ایران و وجود آنان مایه قوام و دوام ایران‌زمین محسوب می‌شد. چون قدر آنان دانسته نشد، اکنون گرفتار این مصائب و بلایا شده‌ایم.
امروز روز بزرگی در تاریخ ایران و جهان است. قیام ملی سی‌تیر ۱۳۳۱ اتفاقی نبود که یک روز در تاریخ رخ بدهد و اکنون که ما برای آن نکوداشت برگزار کنیم، گفتمان قیام ملی سی‌تیر همچنان درس‌آموز و سرمشق ما و تمامی ملل آزاده است. اکنون که با شما صحبت می‌کنم در کشورهایی که رکن اصلی کودتا بر علیه ایران بودند، در تظاهراتِ ضد جنگ بر علیه عملیات مداخله‌جویی‌ و ایران‌ستیزانه ترامپ و شرکاء، تصویر تابان و تابناک دکتر مصدق را در دستان خود گرفته‌اند و فریاد سر می‌دهند چرا باید این گونه در امور ایران مداخله‌ی جنایت‌کارانه صورت گیرد؟ چرا دست از سر ایران بر نمی‌دارید؟ همچنان گفتمان دکتر مصدق و پژواک قیام ملی سی‌تیر زنده است.
آن‌چنان کرد و از آن افزون که گفت
او بخفت و بخت و اقبالش نخفت.
کسانی‌که ۷۴ سال پیش یک‌دل و یک‌زبان فریاد زدند از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم: «یا مرگ یا مصدق». اکنون راهشان سرلوحه ملل بزرگ جهان قرار گرفته است.
۷۴ سال پیش، این آزادمردم برای این پای در میدان مبارزه نهادند که بگویند هر تحولی نه در مسکو، واشنگتن، لندن و تل‌آویو که در خود ایران و بدست مردم ایران رقم می‌خورد. آنان برای این پای در میدان مبارزه گذاشتند که اجازه مداخله به هیچ قدرتی ندهند و خود بنای حاکمیت ملی را رقم بزنند. در حالی‌که محمدرضاشاه به فرمان غرب، این رستاخیز بزرگ ملی را بر نتابید و جوانان و کودکان را با رگبار بی‌امان قساوت گزمگان خود، قصابی کرد. سرکوب مردم توسط شاه موجب شد که این قیام بزرگ چون کوهی، در مقابل آن مقاومت کند و آن قیام ملی عظیم پیروز شود. واقعا آن خانواده شوم در این صد و پنج‌سال، هر جنبش و قیامی را مستقیم و غیر مستقیم سرکوب کرده‌اند. اکنون گرگ‌زاده جنایت‌کار آنان جلوی هر جنبش مدنی را گرفته و در این یک‌سال، سه‌بار فراخوان حمله به ایران را داده است. با این‌کار نه تنها به دست اربابان خود، به ویران‌سازی ایران پرداخته بلکه بنیان‌های جامعه مدنی را نیز در ایران تضعیف کرده است. چند روز پیش با افتخار می‌گفت من بودم که آمریکا و صهیونیسم را برای حمله به ایران قانع کردم! تاریخ چنین «ایران‌نمایان بیگانه‌ای» را به خود ندیده است. امیدوارم چنین اندیشه‌هایی نه در ایران، بلکه در کل جهان برچیده شود.
قیام ملی سی‌تیر تبلور «اراده ملی» است. مردم ایران در ۷۴ سال پیش، مفهوم «اراده ملی» را متجلی کردند. این مفهوم بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ تمدن نهضت ملی ایران است. در این مفهوم فرد و افراد یک جامعه، تنها به توانایی و توانمندی خود باور دارند. آنان بر این باور هستند که تنها با اراده خود می‌توانند هر تحول، توسعه و به ویژه حاکمیت ملی را رقم بزنند. کسی که به اراده خود باور نداشته باشد، نه می‌تواند حاکمیت ملی را متحقق کند و نه باوری به حاکمیت ملی دارد. حاکمیت ملی ایران تنها با اراده و اراده‌های ملت ایران رقم می‌خورد. آن کسانی‌که آن‌چه خود دارند و آن اراده‌ای که درون خود دارند، از بیگانه تمنا می‌کنند. افراد ناتوان و بی‌اراده‌ای هستند که هیچ اختیاری از خود ندارند.
سرنوشت ملت را هیچ اراده‌ای جز اراده خود مردم تغییر نمی‌دهد. «انَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ».
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد جهد شما گامی چند.
در قرن هجدهم بریتانیا و روسیه بر این باور بودند که ملت ایران، مردمی عصر حجری، متوحش، ناتوان و بی‌‌اراده‌ای هستند. آنان اختیار هیچ چیزی را ندارند. تمامی امور آنان باید به دست ما باشد، صنایع آنان را ما باید اداره کنیم. به همین خاطر منابع و منافع ما را با تاراج می‌بردند. زیرا بر این باور بودند که ایرانی اختیار و اراده اداره صنعت نفت را ندارد. آنان حتی نمی‌توانند یک «لوله هنگ» را اداره کنند! صنعت نفت ما ملک طلق آنان بود. نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق پدید آمد، او قانون ملی شدن نفت را از مصوبه مجلسین گذارنید. به این معنا تنها ملت ایران هستند که صاحب منابع به ویژه نفت هستند. قانون ملی شدن نفت چنین بود؛ عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری از نفت نه در دستان انگلیس که تحت اراده ملت ایران است. همه دیدند که پس از ملی شدن نفت، چگونه کارگران، کارمندان و نخبگان ایرانی، با اراده خود عملیات نفت را به سرانجام رساندند.
طولی نکشید که آمریکا و بريتانيا، تحمل چنین اراده، استقلال و خودباوری را نکردند و با کودتای ننگینی به دست عوامل داخلی مزدور، از جمله آن خانواده پلید، این نهضت بزرگ را سرنگون کردند.
دکتر مصدق و نهضت ملی ایران نشان داد که ملت ایران نه تنها می‌تواند خود حاکمیت ملی و سرنوشت خود را به دست بگیرد، بلکه می‌تواند با اراده خود دیگر صنایع را بنیاد و اداره کنند. تاکنون همین صنعت نفت به‌رغم تحریم، مقتدرانه به دست‌ همین مردم ایران رونق و توسعه یافته است. دیدیم که بعدها صنایع فولاد، ذوب‌آهن و پتروشیمی چگونه بنیاد و توسعه یافت. حمله صهیونیسم و آمریکا به صنایع ما نشان داد که این صنایع مانند کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، خار چشم دشمنان چشم‌تنگ است. آنان نمی‌خواهند اراده آهنین و استقلال کشور را ببینند. آنان هنوز همان عقاید امپریالیستی در سرشان است که ملت ایران اراده اداره صنایع را ندارند و آن قدرت‌ها باید خود این صنایع را اداره کنند. اما زهی خیال باطل!
چون یادی از قیام ملی سی‌تیر شد، یاد آن کودتای ننگین هم بکنیم. اکنون همه فهمیدند که روی دیگر سکة تطهیر و عادی‌سازی «کودتای آمریکایی و انگلیسی»، تجویز حمله به ایران، از سوی همان سخنگویان فاشیسم بود.
شوربختانه سایه شوم و خوفناک تجاوز بی‌رحمانه آمریکا و شرکاء بالای سرمان است. آمریکا باید فکر تسلیم ملت ایران را از گوش خود بیرون کند و دست از عقاید مداخله‌جویانه و ایران‌ستیزانه خود بردارد.
علی‌رغم اینکه ما همواره باید از دفاع دلیرانه‌ای که از ایران‌‌زمین در مقابل دو ارتش بزرگ جهانی و البته شرکاء عرب آن یاد کنیم و قدردان و سوگوار جان‌هایی باشیم که در این راه مقدس، از میان رفتند. اما نسبت به عملکرد دولتمردان نیز سخن‌ها داریم.
ملت ایران افتخار دارد که در ۲۵۰ سال گذشته، هیچ جنگی را آغاز نکرده است. همواره غیر از خیانت رضاشاه در جنگ جهانی دوم در حمله متفین به ایران، تا پای جان از خاک پاک ایران دفاع شده است. دکتر مصدق در همین روز سی‌تیر 1331 نام وزارت جنگ را به «وزارت دفاع ملی» تغییر داد که به جهانیان نشان دهد، ما هیچ دشمنی و جنگی با هیچ کجای جهان نداریم و البته دفاع از ایران را امر مقدس ملی می‌دانیم. در گفتمان حاکمیت ملی دکتر مصدق، صلح جهانی، تعامل با تمامی جهان در چهارچوب عزت، عظمت و حقوق ملت ایران، بدون اندک مماشات و سازش با هر قدرتی یکی از اصول ملی‌گرایی است. در گفتمان دکتر مصدق سیاست خارجی باید بازتابی از سیاست داخلی و البته سیاست داخلی نیز باید برآمده از آمال و اراده حاکمیت ملی باشد.
جملاتی مانند این‌که «این جنگ ما نیست» و «نه به جنگ» نادرست است. زمانی که این‌گونه به کشور عزیز ما تجاوز و تهاجم شده است، باید تا بن دندان در مقابل آن ایستاد. البته این منافاتی با امر مذاکره ندارد. دولت وظیفه دارد، به هر صورت جنایات آمریکا و شرکاء را به گوش جهانيان برساند. در تمام محاکم بین‌المللی، سازمان ملل، شورای امنیت، دادگاه لاهه، بخواهد جلوی مداخلات، جنایات و تعرضات پی‌درپی آمریکا را بگیرد و با مذاکره و دیپلماسی زمینه‌های صلح پایدار را فراهم کند.
ما ضمن باور به دفاع از تمامیت ارضی، یکی از اصول فرهنگ و تمدن ملی را «صلح پایدار» و «صلح جهانی» می‌دانیم. ما با تمام حقوقی که از ما پایمال شده است و می‌توان از راه دیپلماتیک آن را دادخواهی کرد، خواستار روابط عادی و توأم با صلح جهانی با تمامی دنیا هستیم. تمدن ما منادی صلح بوده است. البته صلح با جهان متضمن صلح با آحاد ملت ایران است. از سویی نباید بهانه و دست‌آویز حمله، به خاک ایران عزیز را داد. همان‌طور که مداخله مستمر قدرت‌ها در امور ایران، منافی اصل استقلال است و آن را محکوم می‌کنیم، از این سو هم نباید مداخله‌ای در امور دیگر کشورها صورت بگیرد.
ما پشتیبان هر نوع توافق عزت‌مندانه و صلح پایدار هستیم. ‌اما یادمان باشد که توافق عمیق با ملت ایران، موجب پایداری وحدت ملی، امنیت ملی و جاودانگی ایران‌زمین می‌شود. هر چقدر شکاف‌ها بین ملت و دولت بیشتر باشد، دشمنان قسم‌خورده ایران، از این شکاف برای مداخله و به ویژه مداخله نظامی استفاده می‌کنند. باید حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان به رسمیت شناخته شود.
باید صدای مردم را شنید، در این تجاوز ما نیازمند وحدت تمامی آحاد ملت هستیم. همانا وحدت ملی در گروی حاکمیت جمهور مردم است.
ما هیچ راهی جز استقرار حاکمیت ملی و جمهوریت نداریم. از سویی تحقق جمهوریت و اعمال حاکمیت ملی، پاسخگوی تنوع و تکثر جامعه و شکاف نسلی خواهد شد. از سویی خود حاکمیت ملی، مانعی بزرگ برای مداخله‌های ایران‌ستیزانه دشمنان قسم‌خورده ایران است.
باید آزادی‌های بنیادین جامعه را به رسمیت شناخت. در فضای آزاد و استقرار آزادی است که استقلال ملی ایران تضمین می‌شود. از فقدان آزادی است که خلاء ایجاد می‌شود و البته چنین فاشیسم جنگ‌طلبانه‌ای بر می‌آید.
قیام ملی سی‌تیر نشان داد که مسائل ایران تنها در داخل ایران حل می‌شود، هرگونه مراجعه به بیگانه نقض استقلال ملی است. بدیهی است که رویدادهای دی‌ماه دردناک و خوفناک بوده است. اما کسانی‌که با این امر، پای مداخله به اصطلاح بشردوستانه به ایران را باز کرده و این اتفاق را دست‌آویز حمله به ایران و ویرانی ایران کردند، جنایت‌کاران جنگی هستند که باید در دادگاه‌های جهانی محکوم شوند. مسائل ایران تنها به خود ایران و مردم ایران ربط دارد. مسائل ما به هیچ بیگانه‌ای ربط ندارد. به‌ویژه کسان و قدرت‌هایی که دستشان در خون مردم ایران و جهان آلوده است. کسانی‌که ۷۴ سال پیش در این روز بزرگ (قیام ملی سی‌تیر) بنای کودک‌کشی را راه انداختند، اکنون کودکان، مردم و خاک ایران را چنین به آتش کشیدند، صلاحیت سخن گفتن درباره حقوق و جان انسان‌ها را ندارند.
مردم ایران نباید سکوت کنند. این جنایت بزرگی است که در حق ایران روا داشته‌اند. وقتی کاشانه‌ای نباشد، آزادی و حاکميت ملی هم ‌وجود نخواهد داشت. نباید پنداشت که ما «عاملیتی» نداریم. ما مالک و حاکم این سرزمین باستانی هستیم و باید در مقابل تجاوزات دشمنان قسم‌خورده ایران بیاستیم و هم باید در پی احقاق حقانیت و حاکمیت ملی خود باشیم.
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه‌ای هزاری، تو چراغ خود برافروز.

مطالب مرتبط

د. د. مهدی مبارک عبادالله :مترجم علی سرداری

اگر این قفل دوگانه عملی شود، پیامدهای اولیه آن جهشی تاریخی در قیمت نفت و گاز خواهد بود؛ جهشی ناشی از از دست رفتن بخش بزرگی از منابع خلیج فارس و افزایش بی‌سابقه هزینه بیمه دریایی، کشتیرانی و حمل‌ونقل. این افزایش‌ها مستقیماً بر قیمت مواد غذایی، دارو، مواد اولیه و کالاهای تولیدی اثر خواهد گذاشت و اقتصادهای بزرگ را وارد مرحله پیچیده‌ای از رکود تورمی خواهد کرد؛ مرحله‌ای که در آن رشد اقتصادی کاهش می‌یابد و تورم افزایش پیدا می‌کند.

د. نورالدين ثنيو:مترجم علی سرداری

تحلیل سیاسی و استراتژیک ممکن است ما را به رویکردی بین چهارده نکته مندرج در پروتکل اخیر ایران/آمریکایی و چهارده نکته مرتبط با اندرو ویلسون، رئیس جمهور ایالات متحده، در چارچوب جنگ جهانی اول سوق ندهد، و پیامدهای آن در کنفرانس صلح پاریس در سال 1919، جایی که این نکات چارچوب سیاسی بود که قدرت های پیروز در آن جنگ بر آن تکیه داشتند. با این حال، مقایسه با یا با وجود همه اینها اصرار دارد که حضور دولت ایران به عنوان طرف این توافق، امکان سیاسی و استراتژیک را برای دولتی از جنوب بزرگ فراهم می کند، به منظور کشف راحت جایگاه واقعی و توجه مناسب آن، به عنوان قوی ترین کشور مقاوم در برابر بی عدالتی، تجاوز و سرنوشت تاریک انسان و بشریت.

جمانة فرحات:مترجم علی سرداری

اگر در تمام عملکردهای دولت آمریکا—در دوره اول ترامپ و سپس دوره دوم او—وجه مشترکی وجود داشته باشد، آن سیاست «تخریب» است که گزینه مطلوب دولت ترامپ را تشکیل می‌دهد. این بدان معنا نیست که دولت در همه موارد قادر به اجرای برنامه‌های خود است؛ چه به این دلیل که برخی اقدامات با منافع بلندمدت آمریکا در تضاد است، و چه به دلیل عوامل دیگری که چنین روندهایی را مهار می‌کنند.

مطالب پربازدید

مقاله

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی