محمد سهیمی

پروفسور استیون والت، استاد دانشگاه هاروارد: برای آمریکا جنگ با ایران یک انتخاب است، ولی برای ایران جنگ “وجودی و حیاتی‌” است

پروفسور استیون والت، استاد دانشگاه هاروارد: برای آمریکا جنگ با ایران یک انتخاب است، ولی برای ایران جنگ “وجودی و حیاتی‌” است
دوستان سلام: برای فعالان سیاسی امریکایی و اشخاصی‌ مثل من که تحولات سیاسی آمریکا را از نزدیک دنبال میکنند، پروفسور استیون والت از دانشگاه هاروارد نیازی به معرفی‌ ندارند. ایشان استاد برجسته هاروارد، دارای کرسی استادی، تحلیل گر وبسایت بسیار مهم فارین پالیسی Foreign Policy, و دارای شهرت و اعتبار جهانی‌ است. ایشان به همراه پروفسور جان مرشایمر از دانشگاه شیکاگو، مقاله و سپس کتاب معروف “لابی اسرائیل” را منتشر کردند که براستی، به همراه کتاب “صلح، نه آپارتید” مرحوم جیمی کارتر مانند بمب نیرومندی در صحنه سیاسی آمریکا و جهان منفجر شد، و در حقیقت آغاز کننده مسیری شد که حال در آن هستیم که در طول آن اسرائیل و لابی آن روز بروز در آمریکا منفور تر میشوند.
پروفسور والت گفتگوی بسیار خوبی‌ با تاکر کارلسون، منتقد راستگرای جنگ داشتند که در زیر می‌بینید. مهمترین صحبت‌های ایشان از قرار زیر هستند:
“پروفسور والت و تاکر کارلسون
پروفسور والت تصویری از وضعیت کنونی جهان پس از جنگ‌های جاری آمریکا با ایران و روسیه ترسیم کرد. والت معتقد است حتی اگر این جنگ‌ها به‌طور رسمی پایان یابند، جهان خطرناک‌تر، بی‌ثبات‌تر و چندقطبی‌تر خواهد شد.
جهان پس از جنگ‌ها: خطرناک‌تر از قبل
پروفسور والت تأکید می‌کند که پایان جنگ‌های ایران و اوکراین، جهان را در وضعیت «بسیار خطرناک‌تری» قرار خواهد داد. روابط آمریکا با روسیه حتی پس از آتش‌بس بهبود نخواهد یافت و بی‌اعتمادی متقابل باقی می‌ماند.
چین به رشد اقتصادی و نظامی خود ادامه می‌دهد و نفوذ آمریکا را به چالش می‌کشد. قدرت‌های متوسط (مانند امارات در سودان) نیز فعال‌تر و گاه مخرب‌تر شده‌اند. نتیجه، یک جهان سه‌قطبی (آمریکا، چین، روسیه) با تنش‌های حل‌نشده است که در آن اعتماد به قضاوت آمریکا، به‌ویژه پس از جنگ با ایران، به‌شدت کاهش یافته است.
یکی از نکات کلیدی پروفسور والت، فرسایش هنجارهای بین‌المللی علیه ترور رهبران است. ترور رهبران ارشد ایران در ابتدای جنگ نه‌تنها به ظهور جناح‌های تندروتر منجر شد بلکه امکان مذاکره را تضعیف کرد و الگویی خطرناک برای سایر کشورها ایجاد کرد. هزینه‌های دفاعی جهانی در دو دهه اخیر تقریباً دو برابر شده و جهانی‌سازی در حال عقب‌نشینی است؛ حمایت‌گرایی و «وابستگی تسلیح‌شده» (مثل تحریم دلار یا کنترل تنگه هرمز) جایگزین آن شده است.
دلیل واقعی جنگ با ایران
پروفسور والت صراحتاً می‌گوید جنگ نه به خاطر تهدید فوری هسته‌ای ایران و نه به دلیل آمادگی تهران برای حمله نظامی آغاز شد. علت نزدیک‌تر، بازدید و توجیه بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید بود که ایران را «در آستانه سقوط» نشان داد و عملیات را سریع، ارزان و آسان جلوه داد.
ترامپ تصور می‌کرد با چند روز بمباران، رژیم فرو می‌ریزد و مشکل چهل‌ساله حل می‌شود. روابط خصمانه دیرینه و فشار نخبگان سیاست خارجی نیز نقش داشتند. ایران در گذشته تلاش‌هایی برای بهبود روابط کرده بود که رد شده بود.
چگونگی پایان جنگ ایران
این بخش از گفت‌وگو یکی از دقیق‌ترین تحلیل‌های پروفسور والت است. او جنگ را برای آمریکا یک «جنگ اختیاری» (war of choice) می‌داند، اما برای ایران «جنگ وجودی و حیاتی برای بقا». آمریکا به دنبال عملیات سریع و ارزان با هدف تغییر رژیم بود، اما ایران اراده بیشتری برای تحمل هزینه دارد و ابزارهایی مانند بستن تنگه هرمز در اختیار دارد که اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار می‌دهد.
پروفسور والت معتقد است پایان جنگ اساساً به تصمیم دونالد ترامپ وابسته است: «تا زمانی که او نگوید تمام شد، حتی اگر تیراندازی متوقف شود، در وضعیت جنگ باقی می‌مانیم.» ترامپ از نظر پروفسور والت در میان رؤسای جمهور اخیر بهترین توانایی را در «اعلام پیروزی و خروج» دارد. حتی اگر در واقعیت شکست باشد، می‌تواند موضوع را تغییر دهد و به موضوع دیگری بپردازد. با این حال این‌بار دشوارتر است چون شکست آشکارتر به نظر می‌رسد و نیازمند پذیرش ضمنی اشتباه است.
توصیه صریح پروفسور والت به ترامپ این است: اشتباه را بپذیر [حتی اگر آن را به گردن مشاوران بیندازد]، زیان را قطع کند و جلو برود. او هشدار می‌دهد که آمریکایی‌ها معمولاً پیامدهای منفی خروج را بیش از حد بزرگ می‌کنند. نمونه‌های تاریخی مانند خروج ریگان از لبنان یا خروج از ویتنام نشان می‌دهد که قطع زیان می‌تواند موقعیت آمریکا را در سایر نقاط جهان بهبود بخشد. پذیرش اشتباه گاهی حتی اعتبار بیشتری به رهبر می‌بخشد.
در مجموع، پیام اصلی پروفسور والت واقع‌گرایانه و محتاطانه است: آمریکا باید از جنگ‌های اختیاری پرهیز کند، زیان‌ها را به‌موقع قطع کند و منافع ملی واقعی خود را بر ملاحظات ایدئولوژیک یا لابی‌ها اولویت دهد. جنگ ایران نمونه‌ای کلاسیک از اشتباه محاسباتی است که هزینه آن هنوز به‌طور کامل پرداخت نشده است. پایان دادن به آن نیازمند شجاعت سیاسی برای پذیرش واقعیت است، نه ادامه مسیر شکست‌خورده.”

مطالب مرتبط

رائد سلها: مترجم علی سرداری

گراهام این پیشنهاد را نادیده گرفتن تاریخ طولانی اعتراضات مردمی فرانسه توصیف می‌کند و خاطرنشان می‌سازد فرانسوی‌ها برای یادگیری تظاهرات در خیابان‌ها نیازی به مهاجران ندارند؛ چرا که اعتراضات و اعتصابات، قرن‌ها بخش ثابتی از زندگی سیاسی فرانسه را تشکیل داده است.

بینی آدامچاک

شاهزاده‌ها با بی‌قراری نقشه کشیدند که چه‌طور آن‌ها هم می‌توانند مانند تاجران ثروتمند شوند. اما تنها چیزی که آن‌ها مالک آن بودند زمینی بود که دهقان‌ها در آن زندگی می‌کردند، و شلغم‌هایی که دهقان‌ها در زمین می‌پروراندند هرگز چنین پول زیادی نصیب آنان نمی‌کرد. پول بیش‌تر می‌توانست از پشم گوسفند به‌دست آید که در آن زمان در اروپا ارزشمند بود. و بنابراین شاهزاده‌ها تمام زیردستان خود را فراخواندند و به ایشان دستور دادند که از کشت شلغم دست بکشند و به جای آن در همه جا به پرورش گوسفند بپردازند.

#چشم‌انداز

نئولیبرالیسم با تقدیس رقابت و مسئولیت فردی، شکست‌های ساختاری نظام را به ناتوانی افراد نسبت می‌دهد. فقر به فقدان شایستگی، بیکاری به ضعف مهارت و محرومیت اجتماعی به انتخاب‌های شخصی تقلیل می‌یابد تا تضادهای طبقاتی از نظر پنهان بمانند. به این ترتیب، ایدئولوژی نئولیبرال با طبیعی جلوه دادن نابرابری، استثمار را از یک رابطه تاریخی و اجتماعی به ضرورتی ظاهراً اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند. جهانی‌سازی سرمایه نیز با گسترش آزادی جابه‌جایی سرمایه و تحمیل رقابت بین‌المللی بر نیروی کار، مناسبات وابستگی و نابرابری میان مرکز و پیرامون نظام جهانی را بازتولید می‌کند.