اگر هدف جنگ با ایران جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهای است، پس اسرائیل چه میشود؟ آمریکا یک کشور هستهای است و تنها کشوری در جهان است که از این سلاح استفاده کرده است. اما اسرائیل تنها کشوری است که بهصورت اعلامنشده سلاح هستهای در اختیار دارد و تحت هیچگونه کنترل بینالمللی نیست. هیچکس درباره برنامه هستهای آن سخن نمیگوید، بهویژه آنکه این کشور در وضعیت جنگی دائمی قرار دارد و جاهطلبیهای توسعهطلبانه در منطقهای دارد که بر لولهٔ توپ زندگی میکند.
مصر تنها کشوری است که با قاطعیت و پشتکار فراوان خواستار خالیسازی خاورمیانه از سلاحهای کشتار جمعی شده است. اما این فراخوان هرگز طنین لازم برای تبدیل شدن به یک خواستهٔ بینالمللی را پیدا نکرد. اکنون که جهان به بهانهٔ «دموکراتیک بودن» اسرائیل، چشمان خود را بر برنامه هستهای آن بسته و قوانین خود را در برابر آن نادیده میگیرد، باید پرسید: وضعیت کشوری که رهبرانش مرتکب جنایت علیه بشریت میشوند و نخستوزیر آن تحت تعقیب عدالت بینالمللی است، چگونه خواهد بود؟
اگر توازن قوا بتواند محدودیتهایی ذهنی برای استفادهٔ نظامی از سلاح هستهای ایجاد کند، اسرائیل با توجه به گسترش افراطگرایی و نژادپرستی در جامعهٔ خود، مشمول چه محدودیتهایی است؟ از آنجا که هیچیک از کشورهای اطراف اسرائیل چنین سلاحی ندارند، چرا اسرائیل باید بهتنهایی آن را در اختیار داشته باشد؟ اگر هند سلاح هستهای دارد، پاکستان نیز دارد و این برای هر دو طرف بازدارنده است. اگر آمریکا سلاح هستهای دارد، چین نیز دارد. اگر فرانسه و بریتانیا دارند، روسیه نیز دارد. اما وجود سلاح هستهای در دست یک دولت راستگرای افراطی و جامعهای نژادپرست، بدون بازدارندگی متقابل، موضوع را بهشدت خطرناک میکند.
بارها از مقامات ارشد دولت اسرائیل شنیدهایم که «گزینه هستهای» وجود دارد. برای نمونه، آمیچای الیاهو، وزیر میراث اسرائیل، در نوامبر ۲۰۲۳ گفت که پرتاب بمب هستهای به غزه یکی از احتمالات است و استفاده از چنین سلاحی میتواند یکی از راههای پایان دادن به درگیری باشد. در اکتبر ۲۰۲۳ نیز تالی گوتلیف، عضو حزب لیکود، اظهار داشت که اسرائیل باید موشک بالستیک «جریکو» با قابلیت حمل کلاهک هستهای را مستقر کند و آن را «سلاح روز قیامت» نامید.
از سال ۱۹۸۶، زمانی که مردخای وانونو، تکنسین مرکز تحقیقات هستهای دیمونا، شواهد قطعی و تصاویر اجزای سلاحهای هستهای اسرائیل را به روزنامه ساندی تایمز ارائه کرد، جهان در برابر این برنامهٔ خطرناک و فاجعهبار در سکوتی مزمن فرو رفته است. آمریکا نیز معتقد است که هیچ بحثی در کنگره درباره این موضوع باز نخواهد شد. توماس دینانو، معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات، در جلسهای در ۲۵ مارس ۲۰۲۶ گفت که نمیتواند به پرسشی درباره تواناییهای هستهای اسرائیل پاسخ دهد. از زمان برآورد اطلاعات ملی در سال ۱۹۷۴ که نتیجه گرفت اسرائیل واقعاً سلاح هستهای تولید کرده است، کل موضوع محرمانه مانده و هرگونه بحث درباره آن ممنوع بوده است. این گزارش حتی ۳۲ سال فوقمحرمانه باقی ماند، با وجود اینکه ارزیابی رسمی جامعه اطلاعاتی آمریکا بود.
در آغاز ماه مه، برخی اعضای کنگرهٔ آمریکا یادداشتی ارائه کردند و از وزیر خارجه، مارکو روبیو، خواستند درباره برنامه هستهای اسرائیل توضیح دهد. نکتهٔ عجیب این بود که این یادداشت بر اساس نگرانی دربارهٔ حضور سربازان آمریکایی در منطقه تنظیم شده بود: «خطرات اشتباه محاسباتی، تشدید تنش و استفاده از سلاح هستهای در این زمینه فقط فرضیات نظری نیستند. سربازان آمریکایی همچنان در سراسر منطقه مستقر هستند. کنگره مسئولیت دارد از توازن هستهای در خاورمیانه و خطرات تشدید تنش آگاه باشد.»
این یعنی قانونگذاران آمریکا بیشتر نگران امنیت سربازان خود هستند تا جلوگیری از نابودی منطقه. با این حال، این یادداشت میتواند نقطهٔ آغاز مهمی برای درخواست فوری خالیسازی منطقه از سلاحهای کشتار جمعی و الزام دولت اسرائیل به پایبندی به قوانین بینالمللی باشد.
این یادداشت پرسشهای مهمی را مطرح میکند:
اسرائیل چه تواناییهای هستهای دارد؟
چه نوع کلاهکها و چه وسایل حملی در اختیار دارد؟
• آیا اسرائیل توانایی غنیسازی دارد و سطح آن چقدر است؟
• آیا مرکز دیمونا مواد شکافتپذیر تولید میکند و میزان آن چقدر است؟
• آیا پلوتونیوم تولید میشود و چه مقدار؟
• آیا اسرائیل دکترین هستهای یا خطوط قرمز خود را به آمریکا اطلاع داده است؟
• آیا تضمینی برای عدم استفاده از سلاح هستهای ارائه کرده است؟
• آیا نشانهای وجود دارد که اسرائیل قصد استفاده یا استقرار سلاح هستهای در درگیری اخیر با ایران یا دیگر درگیریها داشته باشد؟
• خطرات احتمالی تشعشعات برای شهروندان و کارکنان آمریکایی در منطقه چیست؟
• چه شرایطی ممکن است اسرائیل را به فکر استفاده از سلاح هستهای سوق دهد؟
• برنامههای اضطراری آمریکا برای چنین سناریویی چیست؟
این پرسشها اگرچه آمریکایی به نظر میرسند، اما پرسشهای کل خاورمیانهاند؛ زیرا شواهد و نشانههای فراوانی درباره رفتار دولت افراطی اسرائیل وجود دارد که به هیچ معیار اخلاقی، قوانین بشردوستانه یا کنترلهای قانونی پایبند نیست. این پرسشها باید کلید آغاز یک کارزار بینالمللی به رهبری کشورهای عربی و تشکیل یک نیروی فشار برای مقابله با این وضعیت خطرناک باشد..
منبع الاهرام
دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری
این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیهراندن پوششهای سنتی متناسب با محیطهای گوناگون ـ مانند پوششهای روستایی و واحهای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگیاش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیباییشناختیاش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطهای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانهها و نور خورشید معنا مییابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژیای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.
- 1405/03/14