أنطوان شلحت:مترجم علی سرداری

منظور اسرائیل از «تهدید وجودی» ممدانی چیست؟ آنتوان شالهات زهران ممدانی در تالار شهر نیویورک سخنرانی می‌کند

بزرگداشت هفتاد و هشتمین سالگرد نکبت فلسطین، فرصتی برای تجدید حمله اسرائیل به زهران ممدانی، شهردار نیویورک، بود؛ زیرا او یکی از چهره‌های سیاسی آمریکایی است که پس از آنکه گفتمان طرفدار فلسطین به حاشیه اعتراضات محدود شده بود، در آوردن آن به قلب تشکیلات سیاسی ایالات متحده نقش داشته است.
بهانه این حمله، انتشار ویدئویی از سوی ممدانی در بزرگداشت روز نکبت بود که شامل شهادت یک پناهنده فلسطینی ساکن نیویورک می‌شد و بر لزوم اذعان به رنج فلسطینیان تأکید می‌کرد. این حمله همچنین به خودداری ممدانی از شرکت در تجمع طرفدار اسرائیل در نیویورک اشاره داشت؛ اقدامی که او را به نخستین شهردار این شهر تبدیل کرد که چنین موضعی اتخاذ کرده است. افزون بر این، به مواضع مکرر او درباره غیرقانونی بودن شهرک‌سازی‌ها در سرزمین‌های فلسطینی اشغالی از سال ۱۹۶۷ طبق قوانین بین‌المللی، ارتباط این موضوع با آوارگی فلسطینیان، استفاده مداوم او از لفاظی‌هایی که جنگ علیه غزه را «نسل‌کشی» توصیف می‌کند، و حمایت او از پاسخگو کردن بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، طبق حکم دادگاه کیفری بین‌المللی اشاره شده است.
برخی نویسندگان و تحلیلگران یادآوری کرده‌اند که بلافاصله پس از انتخاب ممدانی، هشداری در اسرائیل به‌طور گسترده منتشر شد که او را «تهدیدی استراتژیک» یا حتی «وجودی» توصیف می‌کرد. به گفته یکی از آنان، این تهدید وجودی نه تنها در موضع شخصی ممدانی نسبت به اسرائیل، بلکه در مدل سیاسی پیچیده‌ای نهفته است که او بنا کرده است؛ مدلی عملی، دقیق و نگران‌کننده که می‌تواند در هر پایتخت غربی تکرار شود و هدف آن «خنثی‌سازی و از بین بردن قدرت اجتماعی یهودیان از درون» است. به تعبیر این نویسنده، «مدل ممدانی» بر اصل ساده اما موذیانه‌ای استوار است: شناسایی، تقویت و مشروعیت‌بخشی به افراطی‌ترین و ضدصهیونیست‌ترین صداهای یهودی و استفاده از آن‌ها به‌عنوان سپر انسانی در برابر اتهامات یهودستیزی. این تاکتیک، جریان اصلی را فلج می‌کند، اجماع اجتماعی را می‌شکند و در نهایت راه را برای نفوذ برنامه‌های افراطی ضداسرائیلی به قلب قدرت هموار می‌سازد. از نگاه او، این موضوع تنها مشکل نیویورک نیست، بلکه هشداری استراتژیک برای جوامع یهودی در سراسر جهان است که شکل جدیدی از جنگ سیاسی را آشکار می‌کند.
اگر بخواهیم دلایلی را که اسرائیل، ممدانی را «تهدیدی استراتژیک یا وجودی» می‌داند ـ آن‌گونه که تحلیلگران اسرائیلی یا تحلیلگران آمریکایی نزدیک به اسرائیل توصیف کرده‌اند ـ فهرست کنیم، نخستین و برجسته‌ترین دلیل این است که لفاظی‌های ممدانی در حمایت از فلسطین از یک منبع نهادی سرچشمه می‌گیرد. او سیاستمداری منتخب از حزب دموکرات است که رهبری یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آمریکا را بر عهده دارد؛ در حالی که پیش‌تر چنین لفاظی‌هایی عمدتاً در دانشگاه‌ها یا در میان جنبش‌های اعتراضی دیده می‌شد.
دلیل دوم، که به همان اندازه مهم است، این است که این پدیده بخشی از یک تغییر گسترده‌تر در عرصه سیاسی آمریکا تلقی می‌شود؛ به‌ویژه در میان جوانان و اقلیت‌ها، جایی که روایت سنتی اسرائیل در حال افول است و گفتمانی مبتنی بر حقوق در حال ظهور است که به استعمار شهرک‌نشینان، آپارتاید و حقوق مردم فلسطین می‌پردازد. در این زمینه، آنچه ممدانی نمایندگی می‌کند، بخشی از روندی است که اجماع سنتی دوحزبی در حزب دموکرات درباره حمایت تقریباً بی‌قید و شرط از اسرائیل را تهدید می‌کند؛ روندی که به‌ویژه پس از جنگ غزه شدت یافته است.
دلیل مهم دیگری نیز وجود دارد: تمایز آشکار میان یهودیت و صهیونیسم، و این واقعیت که ممدانی از حمایت یهودیان مترقی برخوردار است؛ حمایتی که معادله‌ای را که اسرائیل می‌کوشد در آمریکا و جهان تثبیت کند ـ یعنی اینکه «انتقاد از صهیونیسم، یهودستیزی است» ـ به چالش می‌کشد.
البته هر قاعده‌ای استثنایی دارد. شماری از اسرائیلی‌ها «پدیده ممدانی» را موهبتی می‌دانند، زیرا معتقدند فشار بین‌المللی حاصل از آن، تنها عاملی است که می‌تواند بر اسرائیل تأثیر بگذارد و از شدت خشونت آن بکاهد. از نگاه آنان، ممدانی خطری برای اسرائیل نیست، بلکه خطری برای «دروغ بزرگی» است که اسرائیل درباره خود روایت می‌کند.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.

توأم الشواورة:مترجم علی سرداری

در همین زمینه، ترامپ هفته گذشته در جلسه کابینه گفت: «ما پولی را که آنها ادعا می‌کنند مال خودشان است، کنترل می‌کنیم. ما کنترل آن پول را حفظ خواهیم کرد. و وقتی آنها درست رفتار کنند، وقتی کار درست را انجام دهند، به آنها اجازه می‌دهیم پولشان را داشته باشند. اما در حال حاضر، ما این کار را نخواهیم کرد.»