#احمد_زیدآبادی

فرسایش جنگ و ظرفیت آن

mدیشب باز هم پهپادها و موشک‌ها و بمب‌های ارتش آمریکا بر سر مردم شهرهای جنوبی کشور فرود آمدند.
در کنار آسیب‌های مادی، شماری از هموطنان ما قربانی شدند. یک مجلس عروسی در کوهستک به عزا تبدیل شد.
در مقابل، نیروهای ایرانی نیز پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه را با موشک مورد هدف قرار دادند.
همه می‌پرسند این زد و خوردها قرار است تا کی ادامه یابد و به کجا ختم شود؟
واقعیت این است که پاسخ روشنی برای این دو پرسش وجود ندارد.
طرف آمریکایی مواضع تناقض‌آلود دارد. از یک طرف بر ادامهٔ فشار تا فروپاشی امنیت و اقتصاد کشورمان تأکيد می‌کنند و از طرف دیگر هدف از فشارها را وادارسازی سران جمهوری‌اسلامی برای بازگشت به میز مذاکره می‌دانند سران
در طرف ایرانی به رغم اصرار دائمی بر لزوم وحدت و انسجام اجتماعی از سوی مقام‌های مسئول، صدای واحدی در بارهٔ جنگ به گوش نمی‌رسد.
در حالی که سران قوا هدف خود را احیای تفاهم‌نامه و اجبار آمریکا به اجرای مفاد آن اعلام می‌کنند، صداهای بسیار دیگری از داخل حکومت بر مخالفت با تفاهم‌نامه، تداوم و گسترش جنگ و ضرورت توسل به عملیات پیش‌دستانه پافشاری می‌کنند.
با این حساب، فضا در هر دو سوی جنگ مبهم و نامشخص است. تا چنین باشد جنگ در همین مسیر فرسایشی خود به صورت متناوب ادامه پیدا خواهد کرد.
مسئلهٔ اصلی اما این است که جنگ فرسایشی به صورت کنونی آن تا چه نقطه‌ای ظرفیت تداوم دارد؟ واضح است که ظرفیت‌ها در هر دو سوی جنگ محدود است و امکان ادامهٔ شرایط کنونی حتی برای چند ماه آینده هم وجود ندارد.
بنابراین، بسیار محتمل است که اتفاقی دراماتیک سبب تغییر مسیر کنونی شود. آن اتفاق چه ماهیتی خواهد داشت و سرنوشت منازعه را به چه سمتی رقم خواهد زد؟
ماهیت “اتفاق” شانسی و تصادفی بودن آن است و پیش‌بینی‌پذیر نیست. هر نوع پیش‌بینی در این باره به منزلهٔ پرتاب تیر در تاریکی است. چنین تیری حتی اگر به هدف هم اصابت کند از سر اتفاق است و نشانهٔ دانش و مهارت پیش‌بینی‌کننده نیست!
در فرهنگ ما به این اتفاقات، قضا و قدر می‌گویند و الان سرنوشت ما به قضا و قدر گره خورده است.
فقط می‌توان دعا کرد که حسن‌القضا در پیش باشد.

@ahmadzeidabad

مطالب مرتبط

رائد سلها: مترجم علی سرداری

گراهام این پیشنهاد را نادیده گرفتن تاریخ طولانی اعتراضات مردمی فرانسه توصیف می‌کند و خاطرنشان می‌سازد فرانسوی‌ها برای یادگیری تظاهرات در خیابان‌ها نیازی به مهاجران ندارند؛ چرا که اعتراضات و اعتصابات، قرن‌ها بخش ثابتی از زندگی سیاسی فرانسه را تشکیل داده است.

بینی آدامچاک

شاهزاده‌ها با بی‌قراری نقشه کشیدند که چه‌طور آن‌ها هم می‌توانند مانند تاجران ثروتمند شوند. اما تنها چیزی که آن‌ها مالک آن بودند زمینی بود که دهقان‌ها در آن زندگی می‌کردند، و شلغم‌هایی که دهقان‌ها در زمین می‌پروراندند هرگز چنین پول زیادی نصیب آنان نمی‌کرد. پول بیش‌تر می‌توانست از پشم گوسفند به‌دست آید که در آن زمان در اروپا ارزشمند بود. و بنابراین شاهزاده‌ها تمام زیردستان خود را فراخواندند و به ایشان دستور دادند که از کشت شلغم دست بکشند و به جای آن در همه جا به پرورش گوسفند بپردازند.

#چشم‌انداز

نئولیبرالیسم با تقدیس رقابت و مسئولیت فردی، شکست‌های ساختاری نظام را به ناتوانی افراد نسبت می‌دهد. فقر به فقدان شایستگی، بیکاری به ضعف مهارت و محرومیت اجتماعی به انتخاب‌های شخصی تقلیل می‌یابد تا تضادهای طبقاتی از نظر پنهان بمانند. به این ترتیب، ایدئولوژی نئولیبرال با طبیعی جلوه دادن نابرابری، استثمار را از یک رابطه تاریخی و اجتماعی به ضرورتی ظاهراً اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند. جهانی‌سازی سرمایه نیز با گسترش آزادی جابه‌جایی سرمایه و تحمیل رقابت بین‌المللی بر نیروی کار، مناسبات وابستگی و نابرابری میان مرکز و پیرامون نظام جهانی را بازتولید می‌کند.