سهام معط‌الله :مترجم علی سرداری

شکاف در لیکود و فروپاشی اقتصاد اسرائیل: شمارش معکوس برای سقوط نتانیاهو

چشم‌انداز سیاسی و اقتصادی اسرائیل یکی از آشفته‌ترین مراحل خود را در سال‌های اخیر طی می‌کند؛ با نزدیک شدن به انتخابات و تشدید اختلافات در حزب لیکود، حزبی که سال‌ها ستون فقرات جناح راست بوده است. در قلب این طوفان، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، پس از آنکه قمارهای سیاسی‌اش به باری سنگین بر دوش رژیم صهیونیستی تبدیل شد، در محاصره بحران‌های انباشته داخلی و خارجی قرار گرفته است.
مردی که دهه‌ها تصویر خود را به‌عنوان «نگهبان امنیت اسرائیل» ساخته بود، امروز با فرسایش بی‌سابقه سیاسی، درگیری‌های درون‌حزبی و اقتصادی روبه‌روست که به دلیل جنگ‌های جاری در غزه، لبنان و ایران، میلیاردها دلار خونریزی می‌کند. در حالی که نتانیاهو تلاش دارد لیکود را برای خدمت به بقای سیاسی خود بازسازی کند، ترس در درون رژیم صهیونیستی افزایش یافته که کل کشور اشغالگر به مارپیچی از بحران‌های باز رانده شده است؛ تنها برای نجات آینده مردی که حاضر به ترک قدرت نیست.
اختلافات در داخل لیکود دیگر فقط درباره تاریخ انتخابات یا شانس جناح راست برای حفظ قدرت نیست، بلکه بیش از هر چیز حول آینده خود حزب می‌چرخد. نتانیاهو ــ بنا بر گزارش‌های سیاسی اسرائیل ــ با فشار برای کسب ۱۰ کرسی تضمین‌شده در فهرست لیکود و تلاش برای به تعویق انداختن یا کنترل انتخابات مقدماتی، در چندین جهت همزمان حرکت می‌کند تا پیش از انتخابات کنترل کامل حزب را تضمین کند؛ حتی با اشاره به امکان تشکیل فهرست مستقل در صورت برآورده نشدن خواسته‌هایش.
این تحرکات بازتاب‌دهنده میزان اضطرابی است که او در درون حزب تجربه می‌کند؛ به‌ویژه پس از آنکه نفوذ سنتی‌اش در برابر چهره‌های راست‌گرایی که معتقدند لیکود بیش از آنکه یک حزب ملی باشد، به ابزاری برای بقای سیاسی نتانیاهو تبدیل شده، شروع به فرسایش کرده است.
این رفتار نشان‌دهنده عمق بحرانی است که نخست‌وزیر اسرائیل با آن روبه‌روست؛ زیرا او دیگر حتی به قواعدی که سال‌ها او را در قدرت نگه داشته بود، اعتماد ندارد. از این رو، می‌کوشد از انتخابات مقدماتی آزاد ــ که ممکن است کاهش محبوبیت او را در درون حزب، به‌ویژه با تشدید نارضایتی از مدیریت جنگ و پرونده‌های داخلی، آشکار کند ــ اجتناب کند. نتانیاهو همچنین می‌داند هر فهرستی که کنترل کامل آن را در دست نداشته باشد، می‌تواند راه را برای ظهور چهره‌های مستقل یا تندروتر باز کند و کنترل او بر حزب و قدرت را تهدید نماید.
در پس‌زمینه این درگیری‌ها، نشانه‌های شکل‌گیری شورشی داخلی موسوم به «لیکود بی» پدیدار شده است؛ جنبشی راست‌گرا که به دنبال احیای آن چیزی است که حامیانش «روح لیکود قدیمی» می‌نامند، دور از سلطه نتانیاهو و ائتلاف‌های او با احزاب مذهبی افراطی. ظهور نام‌های سیاسی شناخته‌شده در این زمینه، نشانه‌ای خطرناک است که بحران از یک اختلاف سازمانی فراتر رفته و به رویارویی بر سر هویت راست اسرائیل تبدیل شده است.
اما بحران سیاسی تنها بخشی از تصویر بزرگ‌تر است؛ زیرا اسرائیل امروز با یکی از شدیدترین بحران‌های اقتصادی تاریخ خود، ناشی از جنگ‌های مرتبط با سیاست‌های نتانیاهو، مواجه است. به گزارش روزنامه عبری «یدیعوت آحرونوت»، خسارات وارده به اقتصاد اسرائیل ناشی از جنگ با ایران و تجاوز به لبنان به حدود ۶۵ میلیارد شیکل (معادل ۲۱ میلیارد دلار) رسیده است. این رقم شامل آسیب‌های ساختاری بلندمدت، از جمله کاهش رشد، تورم افسارگسیخته و فلج شدن سرمایه‌گذاری‌ها و فعالیت‌های اقتصادی نمی‌شود.
این روزنامه همچنین گزارش داد که اسرائیل روزانه یک میلیارد شیکل (حدود ۳۲۴ میلیون دلار) هزینه جنگ می‌پردازد؛ در حالی که هفته‌های نخست جنگ رکورد ۱.۸ میلیارد شیکل در روز (۵۸۴ میلیون دلار) را ثبت کرده بود. این ارقام تنها زیان مالی نیستند، بلکه آینه‌ای تکان‌دهنده از وضعیت خونریزی نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی‌اند؛ از کاهش مداوم نیروهای ذخیره و مصرف مهمات گرفته تا فرسایش تجهیزات نظامی و افزایش هزینه‌های درمان مجروحان.
خسارات تنها به بخش نظامی محدود نمانده است. بانک مرکزی اسرائیل اعلام کرد که صورتحساب جنگی انباشته از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون به ۹۲ میلیارد دلار رسیده است. تقریباً تمام بخش‌ها دچار فلج شده‌اند؛ به‌ویژه گردشگری، هوانوردی، فرهنگ و تجارت. مصرف داخلی نیز در دوره تشدید درگیری‌ها ۴۰ درصد کاهش یافته است.
این ارقام نشان می‌دهد اقتصاد اسرائیل دیگر توان تحمل سیاست جنگ دائمی نتانیاهو را ندارد. دولت اکنون ناچار است کسری بودجه را افزایش دهد یا بودجه وزارتخانه‌ها و پروژه‌های ملی ــ از جمله پروژه‌های زیربنایی و حمل‌ونقل ــ را کاهش دهد تا هزینه‌های نظامی فزاینده را تأمین کند. ده‌ها میلیارد دلار دیگر نیز به ارتش اختصاص یافته و بودجه امنیتی را به بیش از ۴۶ میلیارد دلار رسانده است.
آنچه این بحران را خطرناک‌تر می‌کند، این است که جنگ دیگر در داخل اسرائیل تنها یک گزینه امنیتی تلقی نمی‌شود؛ بلکه بسیاری آن را ابزاری سیاسی می‌دانند که نتانیاهو برای فرار از بحران‌های داخلی خود به کار می‌گیرد. به نظر می‌رسد او که با اختلافات درون‌حزبی، افول محبوبیت و ترس از دست دادن کنترل جناح راست روبه‌روست، می‌کوشد درگیری‌های نظامی را طولانی کند تا جامعه اسرائیل را در وضعیت بسیج دائمی نگه دارد و مانع شود مخالفانش برای سرنگونی سیاسی او سازماندهی شوند.
حساب‌های شخصی نتانیاهو به باری سنگین بر دوش تمام اسرائیل تبدیل شده است. نخست‌وزیر به جای تلاش برای ایجاد ثبات سیاسی و اقتصادی و بازگرداندن اعتماد به بازارها و جامعه، کشور را به سمت تشدید تنش‌ها، جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی سوق داده است. هر روز که می‌گذرد، شکاف در لیکود عمیق‌تر می‌شود، خشم عمومی نسبت به هزینه‌های جنگ افزایش می‌یابد و توان اقتصاد اسرائیل برای مقاومت در برابر خونریزی مالی کاهش می‌یابد.
به‌طور خلاصه، وضعیت نتانیاهو دیگر یک بحران انتخاباتی گذرا نیست؛ بلکه بحران یک دولت است که بهای سنگینی برای باقی ماندن یک مرد در قدرت پرداخته است. درگیری‌های درون لیکود، ظهور «لیکود بی»، کاهش اعتماد عمومی و فروپاشی اقتصادی، همگی نشان می‌دهند اسرائیل وارد مرحله‌ای بسیار پرتلاطم شده است.
نتانیاهو تلاش کرد با فروبردن اسرائیل در سلسله‌ای از جنگ‌ها و درگیری‌ها، خود را از فروپاشی سیاسی و خطر محاکمه و زندان نجات دهد؛ اما در مقابل، اقتصادی را بر جای گذاشت که زیر بار خسارات، اختلافات، بدهی‌ها، کسری‌ها و خطرات خم شده است. حتی اگر جنگ‌ها به‌زودی متوقف شوند، اقتصاد اسرائیل به این زودی‌ها از این سقوط بهبود نخواهد یافت.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.