پرونده‌سازی امنیتی برای ایران‌آکادمیا

دور تازه حمله امنیتی به علوم انسانی

ملی مذهبی _ روز ۲۰آبان۱۴۰۴، صداوسیمای جمهوری اسلامی یک پرونده امنیتی تازه را رونمایی کرد؛ ویدیویی دو دقیقه‌ای با لحنی خشک و کاملاً امنیتی که این‌بار دانشگاه آنلاین «ایران‌آکادمیا» را نشانه گرفته بود. ویدیو با نمایش سخنان «زینب پیغمبرزاده»، مدرس فمینیسم، آغاز می‌شود و او را به‌خاطر حمایت از «آزادی همجنسگرایان» تحقیر می‌کند. سپس نام‌های دیگری ردیف می‌شوند و گزارش، این افراد را به حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» و حتی «تجزیه ایران» و حتی گرفتن پول از آمریکا متهم می‌کند. در ادامه، ایران‌آکادمیا، نهادی معرفی می‌شود که پس از جنگ ۱۲روزه، در خدمت «شبکه‌سازی برای براندازی جمهوری اسلامی» قرار دارد. ویدیو در نهایت مدعی می‌شود که سازمان اطلاعات سپاه ۴۰۰ نفر از «اعضای این شبکه» را شناسایی کرده است؛ ادعایی فاقد هر گونه سند، نام یا جزییات قابل‌پیگیری.

به گزارش ایران وایر ، این ویدئو تنها جدیدترین حلقه در زنجیره روایت‌های امنیتی علیه علوم انسانی است. طی هفته‌های اخیر، «خانه اندیشمندان علوم انسانی» نیز به دستور شهرداری تهران به مدیریت «علیرضا زاکانی» تعطیل شد. این مرکز که از سال ۱۳۹۰ محل گفت‌وگوهای علمی، نشست‌های پژوهشی و حلقه‌های نقد بود، اکنون پس از تخلیه اجباری ساختمان خیابان ورشو، فعالیتش را به چند نشست آنلاین محدود کرده است.

از تعطیلی خانه اندیشمندان، بازداشت چهره‌های دانشگاهی تا متهم‌سازی ایران‌آکادمیا، یک خط تکراری به‌چشم می‌خورد: حذف فضاهای مستقل آموزش و گفت‌وگو و امنیتی‌کردن هر آنچه با علوم انسانی و تفکر انتقادی مرتبط است. این برخورد تازه نیست، بلکه ادامه همان الگویی‌ است که هر گاه حاکمیت احساس خطر کرده، دانشگاه و علوم انسانی را متهم کرده است.

ایران‌آکادمیا، هدف ثابت ماشین امنیتی

در سال‌های گذشته حکومت چندین بار علیه «ایران آکادمیا» کارزار تخریب به‌راه انداخته است. از سال ۱۴۰۱ به این سو، هم‌زمان با افزایش فشار بر روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی، این مؤسسه که در حوزه علوم انسانی و آموزش ارزش‌های مدرن فعالیت می‌کند، به‌طور مکرر هدف حملات رسانه‌ای قرار گرفته است. در این حملات، ایران آکادمیا به «نفوذ امنیتی»، «وابستگی به دولت‌های غربی» و «ترویج تجزیه‌طلبی و انحراف اخلاقی» متهم شده است.

«الهه محمدی» و «نیلوفر حامدی»، روزنامه‌نگارانی که پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شدند، با اتهام «همکاری با دولت متخاصم آمریکا» مواجه شدند. در متنی که از سوی رسانه‌ها و نهادهای نزدیک به دستگاه امنیتی در این زمینه منتشر شد، «ایران آکادمیا» با عنوان «مؤسسه ضدایرانی» و بخشی از «شبکه ستاد نفوذ» معرفی شده بود که این دو روزنامه نگار با آن همکاری داشتند. در روایت امنیتی، ایران آکادمیا نهادی وابسته به وزارت خارجه آمریکا توصیف شد که با برگزاری دوره‌های آموزشی برای فعالان مدنی، آن‌ها را به «سربازان تغییرات اجتماعی» تبدیل می‌کند. بر اساس همین رویکرد، مشارکت در دوره‌های آموزشی این مؤسسه نیز به‌عنوان نشانه‌ای از وابستگی سیاسی و همکاری با بیگانگان تفسیر شده است. این رسانه‌ها حتی یک ویديو از صحبت‌های محمدی را نیز منتشر کردند.

چندی بعد و در ادامه همان خط امنیتی، خبرگزاری «فارس» در متنی دیگر «ایران آکادمیا» را نهادی معرفی می‌کند که به ادعای آن، «وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی و وزارت خارجه هلند» است و مأموریت دارد با تمرکز بر جوانان، به‌ویژه زنان ایرانی، زمینه «ایجاد جنبش‌های اجتماعی» را فراهم کند. در این گزارش، فارس با لحنی تحقیرآمیز می‌نویسد «وبسایتی است که خود را دانشگاه می‌داند» و آن را متهم می‌کند به ترویج «تجزیه‌طلبی، ناسیونالیسم کردی و اثرگذاری بر جامعه کردها». در ادامه، گزارش با گسترش دامنه اتهامات، مدعی می‌شود که سرمایه‌گذاری این مؤسسه بر «گروه‌های تجزیه‌طلب و فرقه‌های مذهبی» متمرکز است و حتی بر مباحثی چون «ازدواج سفید، همجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی» به‌عنوان مصادیق «رواداری جنسی» تمرکز دارد. این نوع روایت‌سازی، بازتابی از گفتمان رسمی امنیتی در جمهوری اسلامی است که با ترکیب مضامین اخلاقی، سیاسی و قومی، می‌کوشد نهادهای آموزشی مستقل را بی‌اعتبار و تهدید زا جلوه دهد.

در گزارش منتشرشده در بهمن ۱۴۰۱ از سوی خبرگزاری فارس، «ایران آکادمیا» در قالب یک روایت امنیتی به‌عنوان بخشی از پروژه نفوذ معرفی شده است. در این متن، ادعا می‌شود که هدف اصلی این مؤسسه «ایجاد پل ارتباطی با مردم داخل کشور به‌منظور نفوذ امنیتی» است. فارس همچنین فهرستی از اتهامات را مطرح می‌کند: از «حمایت از فرقه بهائیت» و «پشتیبانی مستقیم مراکز دولتی و امنیتی هلند» تا «تمرکز بر جذب جوانان به‌عنوان سرمایه اصلی کشور» و «تلاش برای تشدید تحریم و اجماع بین‌المللی علیه ایران». در ادامه، حتی مدعی می‌شود که برخی از اعضای ایران آکادمیا با نهادهای امنیتی خارجی از جمله «سیا» در ارتباط هستند.

ایران آکادمیا برای پاسداشت علوم انسانی

پس از جنبش سبز، مفهوم «براندازی نرم» به یکی از ستون‌های ثابت گفتمان امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شد. در آن دوه علوم انسانی یکی از متهمان جدی برای براندازی شده بود و در دادگاه برخی بر علیه علوم انسانی در ایران شهادت دادند. از اواخر سال ۱۳۸۸، دولت «محمود احمدی‌نژاد» و نهادهای امنیتی دانشگاه را کانون خطر معرفی کردند و موج گسترده‌ای از اخراج، بازنشستگی اجباری و بازداشت استادان آغاز شد. «کامران دانشجو»، وزیر علوم وقت، آشکارا اعلام کرد که استادان «غیرهمسو با نظام» باید اخراج شوند و دانشگاه تنها به کسانی نیاز دارد که «التزام عملی به ولایت فقیه» دارند. در همان زمان، کارشناسان و منتقدانی مانند «میرحسین موسوی»، نخست وزیر سابق، هشدار دادند که این حملات یادآور تجربه حکومت‌های توتالیتر در حذف علوم انسانی و خاموش‌کردن فکر انتقادی است.

در همین دوره، علوم انسانی از یک حوزه آموزشی به مسئله‌ای امنیتی تبدیل شد. نهادهای رسمی ادعا می‌کردند که رشته‌های علوم انسانی «تردید» و «شکاکیت» می‌آفرینند و زمینه‌ساز فاصله گرفتن جوانان از مبانی اعتقادی‌اند. برخورد با استادان، کنترل گزینش هیات علمی و بازتعریف کارکرد دانشگاه‌ها به‌عنوان «کادر‌سازی برای نظام» در این گفتمان توجیه شد. نتیجه، این بود که علوم انسانی غربی، حامل تهدید، و استاد و دانشجوی مستقل، «پتانسیل نفوذ» بودند این در حالی بود که دولت فکر می‌کرد «وظیفه دانشگاه‌ها تربیت سرباز برای امام زمان است.»

این روایت بیش از هر چیز به شخص «آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی تکیه دارد؛ کسی که از سال ۱۳۸۸ به بعد، علوم انسانی را «غیربومی»، «متکی بر فلسفه غرب»، «ناسازگار با نیازهای ایران» و در شکل موجود «مضر» توصیف کرده است. خامنه‌ای بارها گفته علوم انسانی موجود «از ما نیست» و توانایی حل مسائل ایران را ندارد، و تأکید کرده است که باید «جرأت مناقشه با رویکرد غربی» و «تدوین علوم انسانی اسلامی» به‌عنوان دستور کار اساتید قرار گیرد. تاکیدی که باعث شد علوم انسانی، بیش از قبل، در تفسیر امنیتی حاکمیت قرار گیرد.

ایران‌آکادمیا در پاسخ به همین فضای امنیتی‌ای شکل گرفت که پس از وقایع ۱۳۸۸ بر دانشگاه‌ها سایه انداخت و راه‌های معمول آموزش علوم انسانی را در داخل کشور مسدود کرد. این مؤسسه در سال ۱۳۹۳ در هلند تأسیس شد تا امکان ادامه تحصیل در علوم انسانی و اجتماعی را برای دانشجویان فارسی‌زبان فراهم کند؛ فضایی مستقل و دسترس‌پذیر که از ساختارهای امنیتی و سلیقه‌ای داخل ایران جدا باشد. برنامه‌های آن در قالب دوره‌های دانشگاهی، آموزش‌های آزاد و محتوای علمی آنلاین ارائه می‌شود و بخش بزرگی از مخاطبانش از داخل ایران‌اند. اکنون پس از سال‌ها، در گزارش‌های امنیتی تازه، تلاش برای آموزش علوم انسانی به «شبکه‌سازی» و «براندازی نرم» تعبیر شده است؛ حمله‌ای که نه نشانه کشف امر جدید، بلکه یادآور همان فضای سرکوب‌گرانه‌ای است که بیش از یک دهه پیش زمینه تولد ایران‌آکادمیا را فراهم کرد.

جنگ ۱۲روزه، بهانه‌ای تازه برای برخورد با علوم انسانی

به‌نظر می‌رسد جنگ برای جمهوری اسلامی امکان‌های تازه‌ای ایجاد کرده تا فعالان حوزه علوم انسانی را با سرعت و سهولت بیشتری زیر برچسب‌هایی مانند «جاسوسی» و «براندازی نرم» قرار دهد. همزمان با گزارش صداوسیما درباره ایران‌آکادمیا، سازمان اطلاعات سپاه اطلاعیه‌ای منتشر کرد و و مدعی شد یک «شبکه ضدامنیتی» تحت هدایت آمریکا و اسراییل را شناسایی و متلاشی کرده است. انتشار این اطلاعیه در کنار حمله رسانه‌ای به ایران‌آکادمیا کاملاً معنادار است؛ سپاه در همان متن ادعا می‌کند این شبکه پس از «شکست اسراییل در جنگ ۱۲روزه» فعال شده و قصد «برهم‌زدن امنیت عمومی» را داشته است؛ دقیقا همان چارچوبی که در گزارش صداوسیما برای معرفی فعالیت‌های ایران‌آکادمیا استفاده شد.

جمهوری اسلامی تنها به پرونده‌های امنیتی بسنده نکرده و ساختار قانونی را نیز با شتاب در جهت همین رویکرد بازطراحی کرده است. تصویب و ابلاغ «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» در مهر ۱۴۰۴ عملا کفِ مجازات‌ها را بالا برده و بسیاری از فعالیت‌های رسانه‌ای، آموزشی و حتی ارتباطات دیجیتال را در دایره «اقدام علیه امنیت ملی» و حتی «اعدام» قرار داده است. این قانون، که از سوی حقوقدانان «مغایر با اصول قانون اساسی و معیارهای حقوق بشر» توصیف شده، هم‌زمان با موج اعدام‌های پس از جنگ ۱۲روزه تصویب شد و دامنه جرم‌انگاری را به حدی گسترش داد که حتی ارسال فیلم به رسانه‌های خارج یا استفاده شخصی از اینترنت ماهواره‌ای می‌تواند مجازات سنگین به دنبال داشته باشد.

در سوی دیگر رییس قوه قضایه در یک سخنرانی در اوایل مهرماه گفته بود «جای مماشات با خیانت‌کاران نیست» و هشدار داد که عده‌ای با هدف «تضعیف روحیه مردم» و «ایجاد نگرانی» در داخل کشور فعال هستند. او از نقش برخی افراد در «اهتزاز همدلی با دشمن» در مقاطع حساس، از جمله زمان جنگ ابراز تاسف کرد و از برخورد شدید با «اخلالگران» سخن گفت. مجموعه این اقدامات نشان می‌دهد که حکومت نه‌تنها روایت رسانه‌ای، بلکه ابزارهای قضایی و قانون‌گذاری را نیز برای مهار دانشگاه، علوم انسانی و هر گونه سازمان‌یابی مدنی دوباره به وجود آورده است.

حملات تازه علیه ایران‌آکادمیا نشان می‌دهد که پس از جنگ ۱۲روزه، نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به علوم انسانی دوباره فعال شده است. انتشار گزارش صداوسیما، اطلاعیه هم‌زمان سازمان اطلاعات سپاه و تصویب قانون‌های سخت‌گیرانه درباره «جاسوسی» مجموعه‌ای واحد می‌سازند که فعالیت‌های آموزشی مستقل را در چارچوب تهدید امنیت ملی بازنمایی می‌کند. این رویکرد جدید نیست، اما شدت و هم‌زمانی آن نشان می‌دهد که حکومت در دوره پساجنگ می‌کوشد کنترل بیشتری بر محیط فکری و فضای دانشگاهی اعمال کند و برنامه‌های آموزشی بیرون از ساختار رسمی را با تفسیر امنیتی پاسخ دهد.

مطالب مرتبط

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.

نگاه العدس العربی: مترجم علی سرداری

پس از آنچه رئیس ستاد ارتش ایالات متحده انتظار داشت اتفاق افتاد و ترامپ تهدیدهای گسترده ای برای بازگرداندن ایران به عصر حجر و نابودی کل تمدن“ صادر کرد، در نهایت آتش بس دو هفته ای اعلام کرد و مذاکرات با ایران را آغاز کرد، علیرغم شکست دور اول و اعلام محاصره دریایی علیه جمهوری، ترامپ بازگشت تا در مورد امکان دستیابی به توافق “ ظرف دو روز” صحبت کند، ونس اظهار داشت که مذاکرات “had پیشرفت قابل توجهی داشته است” و کشورش جنبه هایی را که در آن می تواند برخی امتیازات را انجام دهد روشن کرده است.