نتوانند مقاصد و اغراض پست خود را عملي كنند.
اتفاقي كه پاييز 1101 در چنين روزهايي در اصفهان افتاد، نه حتمي بود و نه گريزناپذير. سپاهي نسبتا قوي، با حداقلي از نظم و انضباط براي سركوب شورشيان و برقراري آرامش و ثبات كفايت ميكرد و كشور را از بحراني كه در آن فرو رفته بود، بيرون ميكشيد كه البته پادشاهي صفوي در آن روزها از داشتن چنين سپاهي محروم بود. حكومت را مشتي درباري چاپلوس و نالايق اداره ميكردند كه سرشان به دسيسه ضديكديگر گرم بود. در راسشان نيز شاهي قرار داشت كه به سستي و بلاهت شناخته ميشد و از پس كارهاي سخت برنميآمد. لارنس لاكهارت در توصيفي محترمانه از او مينويسد: سلطان حسين «صلحجو و متمايل به زهد و رياضت بود و دلي مهربان و رحيم داشت. ميگويند در آن عهد چنان پرهيزكار و وارسته بود كه نامش را ملاحسين گذاشتند.
- 1402/08/13