هنوز سازمان ملل در اين معركه ظالم و مظلوم، ملعبه‌اي بيش به دست امريكا،

مقاومت تاريخي و بي‌نظير مردم غزه

رضا سيف الهي

١- در تحليل شماره شش عرض شد تا دو الي سه هفته ديگر شاهد نقطه عطفي در جنگ غزه خواهيم بود. نزديك شدن و در دسترس قرار گرفتن تبادل گروگان‌ها و آتش‌بس مربوطه، واقعه مهمي شاهد بر اين مطلب است و حاكي از تسليم ولو موقت نتانياهو در برابر فشار‌هاي سخت مختلف به ويژه افكار اسراييليان و مخصوصا خانواده گروگان‌ها است.
٢- در اين ٤٥ روز كه از اين فشار بي‌نظير جنگ غزه مي‌گذرد اين مردم غزه‌اند كه با مقاومت تاريخي و بي‌نظير و به‌شدت مظلومانه‌شان، به آرمان‌هاي خود با تقديم بيش از 13 هزار شهيد و خيل اطفال معصوم و زنان و مادران بي‌دفاع و گلگون‌كفن و بيش از 30 هزار مجروحاني كه حتي بيمارستان را بر سرشان بمباران و تخريب نموده‌اند و شاهد انهدام همه زيرساخت‌هاي بهداشتي و زندگي خود بوده‌اند، اما هويت و عزت خود را نه تنها در برابر مجهز‌ترين ارتش متجاوز، بلكه در مقابل امريكا، شكوهمندانه و دليرانه و مظلومانه ثابت نمودند و درس بي‌نظيري را براي آزادي بشريت مظلوم به ارمغان آوردند.
٣- در اين دوران، ليبرال- دموكراسي امريكا و انگليس، مفتضحانه جايش را به آپارتايد و نسل‌كشي آن‌هم كودك‌كشي و زنان بي‌دفاع را به خاك و خون كشيدن در عين محاصره كامل در قرن حاضر در جنگ غزه داده و رسوايي آنها را مردم لندن با ٧٦ درصد و در امريكا، مردم و كشورهاي ديگر هر روزه به فرياد نشسته‌اند.
٤- هنوز سازمان ملل در اين معركه ظالم و مظلوم، ملعبه‌اي بيش به دست امريكا، حامي و شريك اين جنايت بي سابقه نيست كه واقعا بي‌عدالتي محض بين‌الدولي را نمايش مي‌دهد.
٥- كشورهاي عربي و بیشتر كشورهاي اسلامي نتوانسته‌اند به بيش از تشكيل يك اجلاس و صدور بيانيه‌اي بي‌خاصيت مبادرت كنند كه خود اين بي‌خاصيتي هم مصيبتي است كه جداگانه بايد به حال آن گريست و حتما از خود جنگ غزه مهم‌تر است و بايد ريشه‌يابي و معالجه شود.

٦- مقاومت يمن تحول در جنگ را به مثابه گشودن جبهه‌اي ابتكاري در توقيف كشتي اسراييلي رقم زده است كه خود واجد مسائل خاصي در عرصه بين‌المللي شده و خواهد شد.
٧- حزب‌الله لبنان با رعايت تحفظ در تهاجم به سرزمين، ولي هر روزه اسراييل را مشغول حملات تدافعي – جهادي خود نموده و موجب زمينگير شدن بخشي از توان جنگي اسراييل و البته دلمشغولي مهمي در جنگ براي اسراييل شده است.
٨- مقاومت عراق عرصه را بر حضور عملياتي امريكا در عراق بسيار تنگ و آنها را آماده خروج كرده است. بيش از ٦٠ حمله را در اين مدت ٤٥ روز به مواضع امريكاييان در منطقه شاهديم كه كاخ سفيد در اتخاذ سياست پاسخگويي، منفعلانه عمل نموده است و بازدارنده اقدام مقاومت نبوده است كه شايد علت آن تند نشدن شرايط براي تبادل اسراي گروگان قلمداد شود.
٩- بازديد مقام رهبري از نمايشگاه هوا فضاي سپاه و رونمايي از سلاح‌هاي استراتژيك جديد و اعلام ضرورت اقدامات منطقه‌اي و جهاني براي نرسيدن غذا و انرژي به اسراييل، احتمالا بي‌ما‌به‌ازا نخواهد بود.
١٠- تا اين لحظه رژيم صهيونيستي و ارتش متجاوز آن، نتوانسته‌اند به تامين اهداف اعلامي خود مبني بر:
الف – كوچاندن مردم غزه به خارج از سرزمينشان
ب- از بين بردن حماس
دسترسي پيدا كنند و ادامه جنگ زميني هم شرايط بهتري براي تامين اين اهداف ايجاد نخواهد كرد به ويژه كه زبانه‌هاي اعتراض مردمي جهاني در تمام اقطار از لندن گرفته با ٧٦ درصد مردم مبني بر توقف جنگ توسط اسراييل تا با به رسميت شناختن فلسطين در يك كشور اروپايي و مخالفت با جنگ نسل‌كشي در اكثر كشورهاي جهان و تظاهرات فزاينده ابتكاري مردم جهان كه يك خيزش جهاني بي‌نظير را در محكوميت اسراييل رقم زده و موجب رسوايي همه شعارهاي حقوق بشري غربي و امريكايي شده است و به ويژه اعلام موضع مهمي كه برخي سران امريكا و غرب اقرار به ايجاد كشور فلسطين دارند خود يك موفقيت و اثر رو به پيش و از نتايج اين مقطع به حساب مي‌آيد كه يقينا نتانياهو از آن گريزان است و البته با سقوط دولت او انجام شد، نيست.
١١- به ‌نظر مي‌رسد بحمد‌الله سايه توسعه جنگ موجود بين ايران از يك سو و امريكا و اسراييل رفع شده باشد، چرا كه از سويي با اعلام مواضع صريح رهبري مبني بر ابتكاري بودن حمله توفان‌الاقصي و تحفظ حزب‌الله در نكشاندن جنگ به قلمرو تهاجم نسبت به سرزمين‌هاي رژيم صهيونيستي و بسنده كردن سياست زمين‌گيركردن اسراييل و ارتش آن به حالت دفاعي فعال و البته تحفظ ايالات متحده به عدم ايجاد جنگ مستقيم نظامي و منطقه‌اي و ضرورت عقلي عدم توسعه تنش نظامي در شرايط فعلي، از عوامل اصلي اين وضعيت است كه ضروريست از همه اطراف تداوم داشته باشد و واجد اهميت بس بسزايي است.
١٢- با گذشت بيش از شش هفته از جنگ نا برابر در غزه، با اطمينان بيشتري صاحب‌نظران در جبهه موافق اسراييل، اظهار مي‌دارند اين جنگ حدود يكسال به درازا مي‌كشد و البته در جبهه مخالف اسراييل، حماس را حذف‌نشدني و كوچاندن مردم غزه را نامحتمل و نتيجه نسل‌كشي را معكوس و به ضرر رژيم صهيونيستي، تصوير و تحليل و پيش‌بيني مي‌كنند.
و ما النصر الا من عند‌الله العزيز الحكيم

مطالب مرتبط

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

صبحی نایل، محقق مصری — مترجم: علی سرداری


او ادعا می‌کند که «تشکیل جامعه اسلامی یک ضرورت انسانی و یک الزام فطری است» و «نظام اسلامی بر اساس عدالت خدا قضاوت می‌کند، با ترازوی خدا وزن می‌کند و پرچم عدالت اجتماعی را تنها به نام خدا برافراشته و آن را پرچم اسلام می‌نامد؛ آن را با هیچ نام دیگری پیوند نمی‌دهد و بر آن می‌نویسد: لا اله الا الله». «جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام سبک زندگی اسلامی را اتخاذ می‌کند.» چنین شعارهایی عمیقاً—و شاید حتی به‌گونه‌ای جادویی—در میان مسلمانان طنین‌انداز می‌شود. آرزوی هر مسلمانی نظامی است که مطابق عدالت خداوند عمل کند و بر اساس وحی او حکم نماید. اما قطب خود این نظام را تعریف و اداره می‌کند و هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خداوند می‌شمارد.

نویسنده: احمد الدباوی (مصر)مترجم علی سرداری

روشنگری در آثار طه حسین محدود به مسائل ادبی، تاریخی یا آموزشی نبود؛ بلکه به حوزه سیاست نیز گسترش یافت. سیاست هرگز از پروژه او غایب نبود، به‌ویژه پس از آنکه دولت وفد، پیش از انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، او را وزیر آموزش کرد. از آن زمان، او عملاً سیاست را در خدمت آموزش قرار داد. طه حسین سیاست و آموزش را درهم آمیخت. هنگامی که از دموکراسی به‌عنوان وسیله دستیابی به آزادی سیاسی سخن می‌گفت، آن را ضروری می‌دانست، اما آن را ناگزیر به آموزش پیوند می‌زد. او باور داشت که بدون آزادی فکری و علمی، آزادی سیاسی وجود نخواهد داشت. این دو آزادی، دو روی یک سکه‌اند. او می‌گوید: «نظام دموکراتیک باید زندگی، آزادی و صلح را برای همه شهروندان تضمین کند. من باور ندارم که دموکراسی بتواند هیچ‌یک از این‌ها را تضمین کند، مگر آنکه آموزش ابتدایی همگانی را ـ خواه مردم بخواهند، خواه نخواهند ـ فراهم کند. برای اینکه دموکراسی زندگی را تضمین کند، باید پیش از هر چیز آزادی انتخاب میان مکاتب فکری گوناگون را فراهم سازد؛ مکاتبی که افراد را قادر می‌سازد امرار معاش کنند.»