:مترجم علی سرداری عبدالحفیظ العمری

نیاز ما به تفکر علمی

تعاریف زیادی از انسان وجود دارد؛ گفته‌اند او «حیوان سخنگو» است و نیز «حیوان خندان» (اگرچه تحقیقات علمی نشان می‌دهد حیوانات هم می‌خندند، اما نه به شیوه انسان؛ بیشتر شبیه نفس‌نفس‌زدن یا صداهایی است که برای انسان نامفهوم به نظر می‌رسد). گفته‌اند «حیوان متفکر» و می‌توان افزود «حیوان راست‌قامت» و تعاریف دیگری که می‌کوشد انسان را از سایر حیوانات متمایز کند.
وقتی زیست‌شناسان موجودات زنده را طبقه‌بندی کردند، انسان را در رده نخستی‌ها و در بالای نردبان قلمرو حیوانات قرار دادند. این چیزی است که شاید از نظر طبقه‌بندی فیزیولوژیک بتوان با آن موافقت کرد؛ اما من انسان را به‌سبب مهارت‌هایی که دارد ــ و مهم‌ترین آن توانایی تفکر است ــ در مرتبه‌ای بالاتر می‌بینم. ابزارهای تفکر در انسان با وجود حواس پنج‌گانه و رشد مغز او، در مقایسه با دیگر موجودات زنده، به شکلی بی‌نظیر یکپارچه شده است.
این ابزارها انسان مدرن را در پنج قرن گذشته قادر ساخته‌اند تا این انقلاب‌های علمی شگفت‌انگیز را رقم بزند و اعماق جهان را کاوش کند؛ از سیاره‌ای که بر آن زندگی می‌کند تا ناشناخته‌های فراتر از منظومه شمسی. (فضاپیمای وویجر از سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸ به ترتیب از منظومه شمسی خارج شده است.) روند پیشرفت علمی همچنان ادامه دارد و حتی سرعت گرفته است؛ هرکس آن را دنبال کند، به‌سختی می‌تواند نفس تازه کند، زیرا پیوسته در انتظار خبرهای تازه علمی است که مجلات تخصصی منتشر می‌کنند.
همه این‌ها نتیجه تفکر علمی بوده و هست.
تفکر علمی چیست؟
ممکن است در نگاه نخست چنین به نظر برسد که تفکر علمی همان تفکر دانشمندان علوم طبیعی است که در آزمایشگاه‌ها یا مراکز تحقیقاتی کار می‌کنند. اما دکتر فؤاد زکریا در کتاب تفکر علمی می‌گوید: «تفکر علمی لزوماً تفکر دانشمندان نیست؛ دانشمند درباره مسئله‌ای تخصصی می‌اندیشد که اغلب در حوزه‌ای است که فرد غیرمتخصص حتی ممکن است از وجود آن بی‌خبر باشد. او در تفکر و بیان خود از زبان تخصصی استفاده می‌کند که میان دانشمندان رایج است، حتی اگر با زبان مردم در گفتار روزمره کاملاً متفاوت باشد.»
تفکر علمی نوعی تفکر سازمان‌یافته است که می‌توانیم در امور زندگی روزمره، در کار حرفه‌ای، یا در روابطمان با مردم و جهان پیرامون از آن بهره ببریم.
تنها شرط این تفکر آن است که بر اساس اصولی روشن و منظم شکل گیرد؛ اصولی که ما اغلب بدون آگاهی مستقیم از آن‌ها استفاده می‌کنیم، مانند این اصل که «جمع میان دو امر متناقض محال است» یا این اصل که «هر رخدادی علتی دارد و محال است چیزی از عدم پدید آید.»
تفکر علمی به این معنا نیست که قوانین و معادلات علمی را بدانیم؛ بلکه یعنی در مواجهه با پدیده‌ها و مشکلات زندگی، از عقل و منطق بهره بگیریم و از نسبت‌دادن بی‌مورد امور به خرافه و غیب بپرهیزیم.
برای مثال، ابن‌خلدون ــ جامعه‌شناس بزرگ ــ معیاری اساسی برای پذیرش روایات تاریخی تعیین کرد: توافق آن‌ها با ماهیت تمدن. او گفت: «قانون تشخیص حق از باطل در اخبار، سنجش امکان و عدم امکان آن‌هاست. باید به جامعه انسانی و ماهیت شهرنشینی آن نگریست و تشخیص داد چه چیزی با طبیعت آن سازگار است و چه چیزی نیست. این معیار، قانونی است که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد.»
فواید تفکر علمی
تفکر علمی که بر منطق و اثبات از طریق تجربه یا شواهد استوار است، بزرگ‌ترین مانع گسترش شایعات می‌شود. از این رو جای تعجب نیست که شایعات در جوامع عربی ما به‌سادگی گسترش می‌یابد، زیرا تفکر علمی در زندگی معاصر ما جایگاهی نیافته است.
تفکر علمی همچنین بزرگ‌ترین عامل برچیده‌شدن خرافه است؛ به‌ویژه خرافه‌هایی که در پوشش دین عرضه می‌شوند.
تصادفی نیست که این نوع تفکر، اساس علم مدرن است؛ زیرا اسطوره‌هایی را که انسان‌های باستان برای توضیح پدیده‌های کیهانی می‌ساختند، کنار می‌گذارد. برای مثال، در اساطیر یونانی، رعد و برق سلاح خدای زئوس بود که برای نابودی دشمنانش به کار می‌برد. اما با شکل‌گیری روش علمی در دوران رنسانس، این اسطوره‌ها کنار گذاشته شد و به تاریخ پیوست.
دانشمندان تلاش کردند پدیده‌هایی را که پیش‌تر رخ داده بود توضیح دهند. اگر توضیحی نمی‌یافتند، می‌کوشیدند از آن پدیده بهره‌ای عملی ببرند. و اگر نه توضیحی یافت می‌شد و نه فایده‌ای، آن را به‌عنوان «رازی» رها می‌کردند تا زمانی که کشف شود؛ اما هرگز به اسطوره‌ها پناه نمی‌بردند.
جان گریبین در کتاب تاریخ علم درباره مکانیک کوانتومی می‌گوید: «مردم هنوز درباره معنای واقعی این نظریه بحث می‌کنند. کافی است ما به رویکرد عملی پایبند باشیم؛ مکانیک کوانتومی به هدف خود می‌رسد، یعنی پیش‌بینی‌هایی ارائه می‌دهد که آزمایش آن‌ها را تأیید می‌کند. بنابراین مهم نیست معنای آن چیست.»
و اکنون پرسش اصلی
ما که در جهان عرب با چالش‌های فراوان روبه‌رو هستیم، آیا بیش از هر زمان دیگری به تفکر علمی نیاز نداریم؟ آیا نباید این روش را در همه جنبه‌های زندگی معاصر خود به کار بگیریم.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

براءة زيدان:مترجم علی سرداری

شاید به راحتی بتوان گفت که جهان ما آزادتر از جهان الکواکبی است. و شاید این از بسیاری جهات درست باشد. اما پرسشی که شایسته تأمل است نه فقط میزان آزادی، بلکه ماهیت خود قدرت است.
زیرا قدرت دیگر همیشه حاکمی نیست که روزنامه‌ها را توقیف و کتاب‌ها را ممنوع می‌کند.

خلدون النبوانی:مترجم علی سرداری

در میان همه، هابرماس با شور و اشتیاق از ایده‌های روسو حمایت می‌کرد و وظیفه خود می‌دانست آنها را عملی‌تر کند. او بر برابری همه و عقلانیت مشترک تأکید می‌کرد و می‌گفت برای رسیدن به توافق، باید دائماً درباره شکل دولت بحث کنند؛ بحثی آزاد، عقلانی و بدون پیش‌داوری. میدان زیر درخت نارگیل به «حوزه عمومی» تبدیل می‌شد. شعار او: «دموکراسی عقلانی مبتنی بر گفت‌وگو و تفاهم.»

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

مطالب پربازدید

مقاله