علي  در محراب عبادت شهید  شد  به دليل عدلش

مردي بر بلنداي تاريخ

محمدرضا خباز

اگر قرار باشد فقط يك شاخص براي اميرالمومنين تعيين كنيم، بايد بگوييم: «علي مرد عدالت است.» يعني علي (ع) به وسيله عدالت شناخته شده است. نقل است در روزي مانند اين روزها كه علي(ع) ضربت مي‌خورد و شهيد مي‌شود، هاتفي ندا مي‌دهد: «علي (ع) در محراب عبادت شهید شد به دليل عدلش.» افراد و جرياناتي كه تحمل عدالت علي را نداشتند درصدد از بين بردن اين مرد الهي افتادند. علي(ع) شخصيتي است كه هم در 23 سالي كه در ركاب پيامبر بود و هم 4 سال و 8 ماه حاكميت‌شان، الگويي ارايه مي‌كند كه فرزندان آدم براي همه تاريخ مي‌توانند با افتخار عظمت انسان را فرياد بزنند. در اميرالمومنين صفات مختلفي است كه در همه انسان‌ها جمع نمي‌شود، به همين دليل ايشان را جمع اضداد مي‌دانند. يعني صفاتي كه در انسان‌هاي مختلف وجود دارد و برخي ضد ديگري هستند، همه در وجود اين انسان متعالي جمع شده است. به عنوان نمونه فردي كه در صحنه‌هاي نبرد چون شير مي‌غرد، بايد قلب سختي داشته باشد كه بتواند دشمنانش را از سر راه بردارد و مسير اسلام را هموار سازد. اما همين علي با همين قدرت و شجاعت، وقتي چشمش به اشك يتيمي مي‌افتد زانوانش سست مي‌شدند؛ وقتي ناله مظلومي را مي‌شنيد، علي(ع) با اين عظمت به خود مي‌لرزيد و مي‌نشست. شخصيتي كه به اندازه‌اي به بيت‌المال حساس است كه به كارگزاران نظامش مي‌فرمود: «سر قلم‌هاي خود را تيز كنيد تا جوهر كمتري مصرف كند»، «خط‌هاي خود را نزديك‌تر بنويسيد تا كاغذ كمتري مصرف شود،» همين شخص، چاهي را كه با زحمات چند ماهه به آب مي‌رساند، براي مصرف محرومان و مستضعفان وقف مي‌كرد. پس علي جامع اضداد است. صفاتي كه در ظاهر، ضد هم هستند در وجود ذي‌وجود ايشان گردهم آمده‌اند. ما امروز سوگوار چنين شخصيتي هستيم؛ ايشان در 4 سال و 8 ماه حكومت‌شان درسي به ما دادند كه هنوز كه هنوز است بر بلنداي تاريخ جاودانه است و آن اينكه مخالفان خودش و افرادي كه سلاح براي مقابله با حكومت، جمع‌آوري مي‌كردند و حضرت آدرس خانه‌هاي تيمي آنها را نيز مي‌دانست، طرد نمي‌كرد و هرگز دستور حمله به خانه‌هاي آنها را نمي‌داد. آنها را صدا كرده و نصيحت‌شان مي‌كرد. مي‌گفت: مي‌دانم كه فكري در سر داريد و در حال جمع‌آوري سلاح هستيد، اما من مزاحم شما نمي‌شوم تا زماني كه علنا سلاح ‌برداريد. ضمن اينكه از 3 امتياز هم شما را محروم نمي‌كنم. نخست) شما را از آمدن به مسجد (كه محل پيگيري‌هاي تقنيني، قضايي و اجرايي بود) محروم نمي‌كنم. دوم) حقوق شما را از بيت‌المال حذف نمي‌كنم و قصاص قبل از جنايت نمي‌كنم. سوم) هيچ‌وقت قتل‌های زنجيره‌اي عليه شما راه نمي‌اندازم و گروهي را براي كشتن شما راهي نمي‌كنم. اين سه روش از علي(ع) به دور است. حتي با دشمنانش. حالا ببينيد اين امام گرامي كه با دشمنانش چنين است با دوستانش كه وقت خود را صرف گسترش فرهنگ «علوي» و رفيع ساختن مفهوم «انساني» مي‌كنند، چه مي‌كند؟ اميدوارم خداوند به حرمت نام علي(ع) بيشتر نعمات و بركاتش را بر انسانيت و مسلمانان و ايرانيان نازل كند .

مطالب مرتبط

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

صبحی نایل، محقق مصری — مترجم: علی سرداری


او ادعا می‌کند که «تشکیل جامعه اسلامی یک ضرورت انسانی و یک الزام فطری است» و «نظام اسلامی بر اساس عدالت خدا قضاوت می‌کند، با ترازوی خدا وزن می‌کند و پرچم عدالت اجتماعی را تنها به نام خدا برافراشته و آن را پرچم اسلام می‌نامد؛ آن را با هیچ نام دیگری پیوند نمی‌دهد و بر آن می‌نویسد: لا اله الا الله». «جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام سبک زندگی اسلامی را اتخاذ می‌کند.» چنین شعارهایی عمیقاً—و شاید حتی به‌گونه‌ای جادویی—در میان مسلمانان طنین‌انداز می‌شود. آرزوی هر مسلمانی نظامی است که مطابق عدالت خداوند عمل کند و بر اساس وحی او حکم نماید. اما قطب خود این نظام را تعریف و اداره می‌کند و هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خداوند می‌شمارد.

نویسنده: احمد الدباوی (مصر)مترجم علی سرداری

روشنگری در آثار طه حسین محدود به مسائل ادبی، تاریخی یا آموزشی نبود؛ بلکه به حوزه سیاست نیز گسترش یافت. سیاست هرگز از پروژه او غایب نبود، به‌ویژه پس از آنکه دولت وفد، پیش از انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، او را وزیر آموزش کرد. از آن زمان، او عملاً سیاست را در خدمت آموزش قرار داد. طه حسین سیاست و آموزش را درهم آمیخت. هنگامی که از دموکراسی به‌عنوان وسیله دستیابی به آزادی سیاسی سخن می‌گفت، آن را ضروری می‌دانست، اما آن را ناگزیر به آموزش پیوند می‌زد. او باور داشت که بدون آزادی فکری و علمی، آزادی سیاسی وجود نخواهد داشت. این دو آزادی، دو روی یک سکه‌اند. او می‌گوید: «نظام دموکراتیک باید زندگی، آزادی و صلح را برای همه شهروندان تضمین کند. من باور ندارم که دموکراسی بتواند هیچ‌یک از این‌ها را تضمین کند، مگر آنکه آموزش ابتدایی همگانی را ـ خواه مردم بخواهند، خواه نخواهند ـ فراهم کند. برای اینکه دموکراسی زندگی را تضمین کند، باید پیش از هر چیز آزادی انتخاب میان مکاتب فکری گوناگون را فراهم سازد؛ مکاتبی که افراد را قادر می‌سازد امرار معاش کنند.»

مطالب پربازدید

مقاله