بیانیه نهضت آزادی ایران

اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران

Nehzatazadiiran
نهضت آزادی ایران پیش از هر سخنی تصریح می‌کند: دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر تجاوز، حق مسلم و وظیفه ملی هر ایرانی است و هیچ‌کس را یارای مناقشه در آن نیست. تجاوز نظامی حاکمیت بنیادگرای اسرائیل و همراهی دولت ایالات متحد، جنایتی است که محکومیت آن محل تردید نبوده و نیست. آنچه در این بیانیه محل نقد است، نه دفاع مشروع، بلکه سیاست‌ها و عملکردهای کسانی است که کشور را به نقطه‌ای رساندند که ناگزیر از این دفاع پرهزینه شد و امروز نیز در برابر پایان دادن به آن ایستاده‌اند. کسانی که راه دیپلماسی را می‌بندند، از میهن دفاع نمی‌کنند؛ بهای دفاع از میهن را بالا می‌برند.

جریان‌های تندرو از جمله جریان موسوم به پایداری، نیروهای نفوذی و کاسبان جنگ و تحریم، تمام توان خود را در مقابل کاهش تنش و حفظ آتش‌بس به کار بسته و تا حدی نیز موفق بوده است؛ از ترویج شعارهای تفرقه‌افکنانه و جنگ‌طلبانه در حضور خیابانی ، تا فراهم آوردن بهانه برای دشمن خارجی جهت نقض توافقی که حاصل دیپلماسی مؤثر دستگاه‌های سیاسی، امنیتی و نظامی کشور بود.

پرسشی که باید صریح پرسیده شود این است: هزینه سیاست‌های ادامه جنگ را چه کسی می‌پردازد؟ طراحان خارجی و داخلی این مسیر، نه در صف نان ایستاده‌اند، نه حقوق بازنشستگی‌شان در برابر تورم آب رفته، نه خانه‌هایشان ویران شده و نه فرزندانشان آینده خود را در مهاجرت جست‌وجو می‌کنند. بهای آن را کارگر، بازنشسته، کارمند، کشاورز، مالباخته و ساکن مناطق جنگ‌زده می‌پردازد. جنگ‌طلبی برای گروهی اندک سرمایه سیاسی و اقتصادی تولید کرده و برای اکثریت مردم ایران جز فقر، ناامنی و چشم‌انداز تاریک نیاورده است.

نهضت آزادی ایران، بر یک واقعیت ساده تأکید دارد: هر سیاستی که راه دیپلماسی و توافق‌سازی را ببندد، فارغ از نیت طراحان آن، دقیقاً همان نتیجه‌ای را رقم می‌زند که متجاوز خواهان آن است.

اما پرسش بنیادی‌تر این است: چگونه یک جریان اقلیت، که در هیچ انتخابات آزادی توان کسب چنین جایگاهی را ندارد، به این اندازه بر سرنوشت کشور مسلط شده است؟ پاسخ در ساختارها و سیاست ها است، نه در اشخاص. انتخابات غیرآزاد، نظارت استصوابی، حذف گسترده نیروهای منتقد و خالص‌سازی ایدئولوژیک چند دهه اخیر در عرصه‌های سیاسی، اداری، رسانه‌ای و نظامی، همین اقلیت را به اکثریت نهادی بدل کرده است. تا زمانی که این سازوکار برقرار باشد، هر تلاشی برای مهار این جریان موقتی و سطحی خواهد بود. اصلاحات ساختاری و به تبع آن اصلاح قانون اساسی در همین جهت ضروری می‌شود.

نهضت آزادی ایران هشدار می‌دهد که تداوم این مسیر، ویرانی بیشتر اقتصاد و زیرساخت های کشور، فروپاشی کامل اعتماد قدرت‌های منطقه‌ای به دولت ایران، سوختن فرصت همکاری‌های آینده در آتش جنگ، و از دست رفتن گشایش‌های موجود در فضای بین‌المللی را در پی خواهد داشت.

نهضت آزادی ایران تأکید می‌کند که جلوگیری از نفوذ خارجی جز با مهار تندروی‌ها، تأمین آزادی اندیشه، گشایش فضای رسانه‌ها، تقویت جامعه مدنی، آزادی انتخابات و ایجاد رقابت سیاسی واقعی ممکن نیست. انحصار و خالص‌سازی ایدئولوژیک، برخلاف ادعای مدافعانش، خود زمینه‌ساز نفوذ است نه مانع آن؛ زیرا نظامی که صدای منتقدان خود را نمی‌شنود، ناگزیر دیر می‌فهمد و گران می‌پردازد.

نهضت آزادی ایران، ایران را متعلق به همه ایرانیان می‌داند. گشودن میدان برای یک جریان و سرکوب دیگران، نه‌تنها به جامعه آسیب زده، بلکه توان تصمیم‌گیری مستقل را حتی از خود حاکمان سلب کرده است. حاکمانی که تنها یک صدا را می‌شنود، در برابر همان صدا بی‌دفاع می‌شود.

📎متن کامل بیانیه را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-09-29-2

✅@mellimazzhabi

Telegraph (https://telegra.ph/NAI-09-29-2)
اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران
بسمه‌تعالی در چند سال اخیر، کشور و منطقه ما یکی از پرتنش‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوره‌های تاریخ معاصر خود را از سر می‌گذراند. جنگی که سایه‌اش همچنان بر سر این ملت سنگینی می‌کند، علی رغم اینکه یک مسئله راهبردی باشد، یک زخم انسانی است. شهروندانی که در خانه‌های خود جان باختند، مجروحانی که تا پایان عمر با آثار این جنگ زندگی خواهند کرد، خانواده‌هایی که داغدار شدند، مردمی که خانه و کاشانه‌شان را ترک کردند و زیرساخت‌هایی که با سرمایه و رنج چند نسل ساخته شده و در چند روز ویران شد؛ اینها فهرست خسارت نیست، صورت‌حساب هزینه‌های…

مطالب مرتبط

به گذارش القدس العربی : مترجم علی سرداری

The Times of Israel در پایان نوشت که نتانیاهو که تاکنون ۱۴ بار در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرده است، ممکن است آخرین حضور خود را در این جایگاه تجربه کند؛ موضوعی که این روزنامه آن را در چارچوب افزایش انزوای دیپلماتیک اسرائیل ارزیابی کرده است.

سعید مدنی

مردم ایران سال‌هاست شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی را تحمل می‌کنند و در هر کنش جمعی ازجمله اعتراضات دی‌ماه تلاش کرده‌اند صدای خود را به گوش زمامداران برسانند و در مقابل با سرکوب و قتل و اعدام و بازداشت‌های وسیع به آنها پاسخ داده شده است. تصور برخی آن است که این جامعه پس از تلاش‌های مستمر اکنون به استیصال و ناامیدی رسیده و تاب و توان تلاش برای ساخت زندگی بهتر را از دست داده است. پیش از این نیز بارها نوشته‌ام که کاربرد مفهوم ناامیدی (متأثر از دیدگاه‌های روان‌شناختی) را برای گروه‌ها و جوامع و نادرست می‌دانم. افراد در برابر مصایب و سختی‌های زندگی ممکن است افسرده و ناامید شوند؛ اما دینامیسم گروهی و اجتماعی به جامعه اجازه نمی‌دهد به نقطه‌ی ناامیدی برسد. واکنش جامعه در برابر ناامیدی عبارت است از تغییر سویه‌ی امید.

برادر نرگس محمد خطاب به رئیس قوه قضاییه:

نرگس با وضعیت خطرناک قلبی تا شنبه پس از اعتراض خود که رئیس زندان دستور تزریق امپول را میدهد ولی در کمال تعجب امپول ها از کیسه دارو ربوده شده بودند تا اینکه یک شنبه 1401/4/5 به خاطر اطلاع رسانی خانواده بالاجبار شب ساعت 20:30 مایعی در داخل سرنگ با احضار نرگس تزریق می‌کنند که نرگس پوکه امپول را ندیده و از روی ناچاری که تنفسش به حالت عادی بر گردد آن را تزریق میکند.

مطالب پربازدید

مقاله