نیم میلیارد مسلمان، میان چکش رؤیای «اسرائیل بزرگ» و سندان قدرت آمریکا، در تنگنایی ایستادهاند که هر روز تنگتر میشود؛ گویی تاریخ، نفسش را پشت گردن منطقه حبس کرده و منتظر لحظه انفجار است:. اما پرسش اصلی، پرسشی ساده نیست
وقتی به نقشه امروز خاورمیانه نگاه میکنیم، تناقضی خیرهکننده دیده میشود: جهان اسلام، با جمعیت عظیم، منابع بیپایان انرژی، موقعیت ژئوپلیتیک بیبدیل و ارتشهایی که هر کدام وزنهای جهانیاند، همچنان فاقد همان حلقه مفقوده است. — قدرت بازدارندگی. بازدارندگی فقط سلاح نیست؛ زبان هزینههاست. زبانی که به دشمن میگوید: «قدم برداری، میشکنی»
جنگ اخیر علیه ایران نشان داد که حتی قدرتهای بزرگ منطقه نیز میتوانند در برابر ضربههایی که به عمق خاکشان میرسد، بیپناه بمانند. اگر چنین وضعیتی برای تهران رخ میدهد، پس دیگران کجا ایستادهاند؟
در این میان، نتانیاهو با اصرار بر رؤیای «اسرائیل بزرگ» — از نیل تا فرات — و اسرائیل با سایه سنگین برنامه هستهایاش، در حالی که بر شانههای حمایت بیسابقه آمریکا تکیه زده، پرسشی را به مرکز صحنه میآورد: آیا چهار قدرت بزرگ اسلامی — مصر، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان — میتوانند اختلافات را کنار بگذارند و ستونهای یک محور بازدارنده را بنا کنند؟
چرا این چهار کشور؟ زیرا هر کدام، یک رکن حیاتیاند.
ترکیه :بازوی صنعتی و فناوری؛ از پهپادهای هوشمند تا صنایع دفاعی که معادلات جنگهای مدرن را تغییر دادهاند .
مصر: ارتشی که ستون فقرات جهان عرب است و کانال سوئز را در مشت دارد؛ شاهراهی که جهان بدون آن میلنگد.
عربستان سعودی :قلب تپنده انرژی؛ کشوری که با یک تصمیم، بازار نفت را دگرگون میکند.
پاکستان: تنها قدرت هستهای جهان اسلام؛ وزنهای که میتواند موازنه وحشت را بازتعریف کند.
وقتی این چهار نیرو کنار هم قرار گیرند — ارتشهای مصر و ترکیه، سرمایه عربستان، بازدارندگی هستهای پاکستان، و جمعیتی نزدیک به نیم میلیارد نفر — نقشه منطقه رنگ دیگری میگیرد.
این ترکیب، بازدارندگی نه یک شعار، بلکه یک واقعیت قابل لمس میشود.
بازدارندگی سنتی بازدارندگی مشترک، چهار لایه دارد .
: ارتشهایی که میتوانند هر تجاوز محدود را پاسخ دهند
1. فناوری ترکیه، سایه پهپادها، و سرمایه عربستان که میتواند جبههها را تغذیه کند: بازدارندگی نامتقارن
2. بازدارندگی اقتصادی: انرژی، آبراهها، و قدرتی که میتواند نبض تجارت جهانی را تحت فشار قرار دهد.
3. : بازدارندگی هستهای : همان خط قرمزی که دشمن را از فکر جنگ تمامعیار بازمیدارد.
اما چرا این اتحاد هنوز متولد نشده؟ زیرا سیاست، برخلاف جغرافیا، همیشه منطقی نیست. اختلافات دیرینه، وابستگیهای خارجی، و محاسبات پیچیده، این چهار ستون را از هم دور نگه داشته است. اما تهدید، دیگر منتظر نمیماند. نقشهها تغییر کردهاند. زمان، سرعت گرفته. و هیچ کشوری در منطقه دیگر نمیتواند خود را مصون بداند.
در نهایت، انتخابی روشن پیش روی جهان اسلام است: یا این چهار قدرت، شجاعت ساختن یک محور بازدارنده را پیدا میکنند، یا هر کدام، جداگانه زیر فشار آیندهای فرو میریزند که هیچ ناجیای در آن پیدا نخواهد شد.
منبع ای الیوم
نصراله نجات بخش
پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.
- 1405/03/14