در ژوئن ۲۰۲۵، ایران از طریق پلیس و نیروهای اطلاعاتی خود توانست یک شبکه جاسوسی متشکل از شش مأمور را که از طریق خاک اقلیم کردستان عراق نفوذ کرده بودند، کشف و متلاشی کند. مأموران موساد صهیونیستی که در حال برنامهریزی برای عملیات خرابکارانه علیه تأسیسات ایران بودند، دستگیر شدند. این عملیات در چارچوب یک اقدام اطلاعاتی ـ امنیتی گسترده انجام شد که به دستگیری دقیق عوامل و توقیف تجهیزات جاسوسی پیشرفته، از جمله پهپادها، دستگاههای پارازیت و سامانههای ارتباطی رمزگذاریشده منجر شد.
در مارس ۲۰۲۶، وبسایت آمریکایی آکسیوس گزارش داد که شبهنظامیان چندین جناح کرد ایرانی در حال آمادهسازی برای حمله زمینی احتمالی به رژیم ایران در شمالغرب کشور هستند. به گفته مقامات آمریکایی و صهیونیستی و نیز یک مقام ارشد در یکی از این جناحها، هرگونه حمله زمینی کردها قرار بود در هماهنگی با کمپین بمباران آمریکایی ـ صهیونیستی علیه تهران انجام شود. هدف از این اقدام، افزایش فشار بر رژیم و تشویق شورش داخلی بود؛ شورشی که میتوانست به سایر مناطق ایران گسترش یابد.
شش روز پیش از آغاز جنگ، پنج گروه مخالف کرد ایرانی که به عراق پناه برده بودند، تشکیل «ائتلاف نیروهای سیاسی در کردستان ایران» را برای مبارزه با ایران اعلام کردند. آکسیوس توضیح میدهد که این گروههای کرد هزاران نیرو در امتداد مرز ایران و عراق دارند و مناطق استراتژیک را کنترل میکنند.
در هفتههای اخیر، جناحهای کرد ایرانی صدها نفر از اعضای خود را از اردوگاههای واقع در سمت عراقی مرز به داخل ایران فرستادهاند تا بخشی از آمادگیها برای حمله احتمالی به نیروهای رژیم باشند؛ به گفته یک منبع نزدیک به یکی از این جناحها.
آکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی و صهیونیستی و همچنین یک منبع آگاه دیگر اعلام کرد که شبهنظامیان کرد ایرانی از سوی موساد و سیا حمایت میشوند. یک مقام آمریکایی توضیح داد که هدف، تلاش برای کنترل یک منطقه خاص در نواحی کردنشین داخل ایران و به چالش کشیدن رژیم و شعلهور کردن یک قیام گستردهتر است. یکی از مقامات صهیونیستی نیز گفت: «جنگ با مرحله نظامی ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد، اما با ادامه آن، تلاشهای دیگری از سوی موساد و CIA انجام خواهد شد»
یک مقام دیگر آمریکایی افزود که ایده حمایت از جناحهای کرد ایرانی و استفاده از آنها در حمله زمینی از عراق به ایران ابتدا از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، و موساد مطرح شد و سپس آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به این طرح پیوست. این مقام مدعی شد که مقامات صهیونیستی به جناحهای کرد ایرانی وعده دادهاند که در صورت فروپاشی رژیم، نه تنها حمایت نظامی، بلکه حمایت سیاسی برای ایجاد منطقه خودمختار کردی در ایران نیز فراهم خواهد شد.
از زمان ترور آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در روز نخست جنگ، رژیم صهیونیستی بهطور سیستماتیک سایتهای امنیتی شمالغرب ایران را بمباران میکند؛ اقدامی که به نظر میرسد مقدمهای برای حمله باشد در همین حال، سپاه پاسداران حملات هوایی شدیدی در منطقه انجام داده و نیروهای بیشتری را در زمین بسیج کرده است.
کریم سجادپور، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در «مؤسسه کارنگی برای صلح بینالمللی»، این طرح صهیونیستی ـ آمریکایی را استراتژی «بازی با آتش» توصیف میکند؛ راهبردی که مخالفان را تکهتکه کرده و رژیم را بهعنوان مدافع حاکمیت ایران تقویت میکند. او افزود: اگر ایرانیها احساس کنند که این راهبرد با هدف تجزیه کشور و تقسیم آن بر مبنای قومی و فرقهای طراحی شده، واکنش بسیار حساسی نشان خواهند داد. وی تأکید کرد: «اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان با هرگونه تلاش خارجی برای تهدید تمامیت ارضی کشور مخالفت خواهند کرد.» سجادپور همچنین توضیح داد که جمعیت کم کردها به این معناست که آنها هرگز تهدیدی وجودی برای رژیم تهران ایجاد نخواهند کرد و افزود: «بزرگترین نیروی مخالف افراطگرایی اسلامی رژیم ایران، ناسیونالیسم ایرانی است.»
بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی در دوران ریاستجمهوری اوباما، اظهار داشت که این طرح «ایدهای فاجعهبار» بود که میتوانست درگیری را به «جنگ داخلی فرقهای» و سپس جنگی منطقهای تبدیل کند.
یک مقام صهیونیستی به آکسیوس گفت: «نتانیاهو معتقد است که کردها ناگهان ظاهر خواهند شد. او برای دوران پس از خود نقشهای کشیده بود و سرنوشت کردها را دقیقاً مشخص کرده بود؛ دو گروه کرد اینجا و آنجا.» بسیاری نیز نسبت به نیات صهیونیستها ابراز تردید کردهاند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، نوشت که انتشار خبر این طرح «درسی برای کسانی است که هنوز معتقدند فروپاشی دولت هدف نهایی نیست». به گفته او، ایرانِ تجزیهشده و غرق در هرجومرج داخلی، انرژی و منابع لازم برای مداخله در منطقه را از دست خواهد داد؛ هدفی که برای رژیم صهیونیستی مهمتر از انتقال دموکراتیک یا حتی مسالمتآمیز قدرت است.
اخیراً، پس از جنگ آمریکا و ایران، شهروندان عراقی از گسترش تبلیغات حمایتشده در داخل عراق برای پلتفرمهای وابسته به موساد خبر دادهاند؛ تبلیغاتی که از عراقیها میخواهد به شبکههای آن بپیوندند و اطلاعات و دادههای مختلفی ارائه دهند.
افشاگریهای اطلاعاتی تکاندهنده نشان میدهد که موساد صهیونیستی توانسته از طریق شرکتهای امنیتی خصوصی که تحت پوشش حفاظت از شخصیتهای مهم فعالیت میکنند، جای پایی پنهان در داخل عراق ایجاد کند. این شرکتها که خدمات امنیت شخصی و حفاظت از مقرهای حساس را در بغداد، اربیل و بصره ارائه میدهند، به جبههای ایدهآل برای عملیاتهای جاسوسی پیچیده تبدیل شدهاند. برخی از این شرکتها که توسط افرادی با ارتباطات مبهم بینالمللی اداره میشوند، مأمورانی از ملیتهای خارجی یا عراقی را به کار میگیرند که بهطور مخفیانه توسط موساد برای جمعآوری اطلاعات حیاتی درباره تحرکات رهبران نیروهای بسیج مردمی، مکانهای مقرهای جایگزین و خانههای امن آنها استخدام شدهاند.
این مأموران با استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند دستگاههای شنود مخفی و نرمافزار پگاسوس برای هک دستگاههای الکترونیکی، دادههای حساس را به رژیم صهیونیستی منتقل میکنند. این نفوذ عمیق، که با نبوغی خطرناک مدیریت میشود، توانایی موساد را برای تبدیل عراق به عرصهای باز برای یک بازی اطلاعاتی هولناک افزایش داده است. خطرناکتر آنکه این شرکتها که خود را ارائهدهنده خدمات امنیتی معرفی میکنند، ممکن است همچون بمب ساعتی عمل کنند و ثبات ملی عراق را برای آیندهای قابل پیشبینی تهدید کنند..
[email protected]
منبع رای الیوم