به گزارش محمد البديوی از واشنگتن :مترجم علی سرداری

مخالفت آمریکایی‌ها با جنگ با ایران

با گذشت زمان از آغاز جنگ با ایران، صداهای بیشتری در آمریکا علیه این جنگ و همچنین جنگ اسرائیل علیه ایران بلند شده است؛ به‌ویژه با توجه به اهداف و توجیهات متناقضی که دولت دونالد ترامپ ارائه کرده، تلفات جانی آمریکایی‌ها، پیامدهای فزاینده و هزینه‌هایی که از جیب مالیات‌دهندگان پرداخت می‌شود. این اعتراضات در بحبوحه افزایش تردیدها درباره بهانه‌های دولت ترامپ برای آغاز جنگ با ایران شکل گرفته است؛ تردیدهایی که از سوی نخبگان سیاسی، رسانه‌ای و افراد تأثیرگذار مطرح می‌شود، فارغ از آنچه نظرسنجی‌ها درباره مواضع عمومی آمریکایی‌ها نشان می‌دهد. این وضعیت می‌تواند خطر کشاندن ایالات متحده به درگیری جدید و پرهزینه دیگری در خاورمیانه را افزایش دهد و یادآور تجربه‌های تلخ جنگ‌های عراق و افغانستان باشد.
در حالی که تقریباً همه دموکرات‌ها به دلایل مختلف با جنگ با ایران مخالف‌اند، اکثریت جمهوری‌خواهان از آن حمایت می‌کنند. مخالفت با جنگ حتی به محافل بانفوذ سیاسی و رسانه‌ای در جناح محافظه‌کار نیز رسیده است؛ همان پایگاهی که در دوران انتخابات، ستون اصلی حمایت از ترامپ بود. از جمله چهره‌های برجسته رسانه‌ای مخالف جنگ با ایران می‌توان به تاکر کارلسون، جو روگان و مگین کلی اشاره کرد. برخی نیز استدلال می‌کنند که این جنگ بیش از آنکه در راستای منافع ملی آمریکا باشد، در خدمت منافع اسرائیل است.
یک نظرسنجی دانشگاه کوینیپیاک که آخر هفته گذشته منتشر شد نشان می‌دهد ۵۳٪ از رأی‌دهندگان ثبت‌شده آمریکایی با اقدام نظامی علیه ایران مخالف‌اند و ۵۵٪ معتقد نیستند تهران پیش از عملیات، تهدیدی نظامی و قریب‌الوقوع برای آمریکا ایجاد کرده باشد. همچنین ۷۳٪ با اعزام نیروهای زمینی مخالفت کرده‌اند. انتظار می‌رود با طولانی شدن و گسترش جنگ، این درصدها تغییر کند. پیامدهای تصمیم ترامپ ــ که پیش‌تر وعده داده بود آمریکا وارد جنگ نخواهد شد ــ ممکن است در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در نوامبر آشکار شود. با این حال برخی معتقدند صحبت درباره تأثیر جنگ بر انتخابات هنوز زود است، به‌ویژه اگر جنگ سریع پایان یابد و جمهوری‌خواهان بتوانند از آن بهره‌برداری انتخاباتی کنند.
رهبری رسانه‌ای MAGA در تضاد با اعضای عادی
جنبش MAGA ترامپ را بر اساس وعده‌هایش برای پایان دادن به جنگ‌های خارجی، بستن مرزها و احیای ارزش‌های مسیحی انتخاب کرد. اما اکنون با آغاز جنگ علیه ایران، دیدگاه‌های اعضای این جنبش تغییر کرده است. سه نظرسنجی اخیر NBC، CNN و YouGov نشان می‌دهد که حمایت از عملیات نظامی در میان اعضای MAGA به ترتیب ۹۰٪، ۸۸٪ و ۸۵٪ است.
تاکر کارلسون: «این جنگ اسرائیل است، نه آمریکا»
تاکر کارلسون، مفسر برجسته راست‌گرا، ماه گذشته سه بار به کاخ سفید رفت تا ترامپ را از حمله به تهران منصرف کند. پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، او از ترامپ خواست اعلام پیروزی کند و جنگ را پایان دهد. کارلسون از منتقدان سرسخت جنگ اسرائیل است و آن را «منزجرکننده و کثیف» توصیف می‌کند. او هفته گذشته گفت: «این جنگ، جنگ اسرائیل است، نه ایالات متحده. این جنگ برای امنیت ملی آمریکا انجام نمی‌شود. ما وارد این درگیری شدیم چون بنیامین نتانیاهو از ما خواست، نه به‌عنوان یک تصمیم مستقل آمریکایی.»
این اظهارات خشم ترامپ را برانگیخت و او در مصاحبه‌ای با شبکه. ABC گفت: «تاکر راهش را گم کرده است… او بخشی از شعار MAGA نیست»
جو روگان: «این جنگ دیوانگی است»
جو روگان، شخصیت رسانه‌ای راست‌گرا و مجری یکی از محبوب‌ترین برنامه‌های آمریکا، جنگ علیه ایران را «دیوانگی» توصیف کرد. او گفت هواداران ترامپ احساس خیانت می‌کنند و افزود «او با شعار پایان دادن به جنگ‌های بی‌معنی وارد رقابت شد، اما امروز در جنگی هستیم که حتی دلایل آن را نمی‌دانیم.»
مارجوری تیلور گرین: «این بدترین خیانت است»
مارجوری تیلور گرین، متحد سابق ترامپ، تصمیم رئیس‌جمهور را زیر سؤال برد و گفت: «او چه فکر می‌کند؟ یک جنگ دیگر و کشته شدن سربازان آمریکایی؟» او ادعای دستیابی قریب‌الوقوع ایران به سلاح هسته‌ای را «همیشه دروغ» خواند و افزود: «این بدترین خیانت است، چون از کسی می‌آید که گفت دیگر جنگی در کار نخواهد بود.»
مگین کلی: «چرا آمریکایی‌ها باید برای کشورهای دیگر بمیرند؟»
مگین کلی نیز پرسید.: «چرا آمریکایی‌ها باید برای کشورهای دیگر بمیرند، حتی اگر آن کشور اسرائیل باشد؟» او این جنگ را «خیانتی آشکار به پایگاه MAGA» توصیف کرد
شکاف بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان
تقریباً همه دموکرات‌های کنگره با جنگ مخالفت کردند؛ برخی به دلیل رد توجیهات جنگ، برخی به دلیل نبود شفافیت، و برخی به دلایل سیاسی. تعدادی نیز معتقد بودند ترامپ از اختیارات قانونی خود فراتر رفته است.
در سنا، ۴۷ سناتور دموکرات به قطعنامه محدود کردن اختیارات ترامپ برای حمله به ایران رأی دادند. در مجلس نمایندگان نیز ۲۱۰ دموکرات رأی مشابهی دادند.
تنها سه جمهوری‌خواه مخالف جنگ
در میان جمهوری‌خواهان، تنها رند پال، توماس ماسی و وارن دیویدسون با جنگ مخالفت کردند. رند پال گفت ترامپ «مثل یک رئیس‌جمهور جنگ‌طلب عمل می‌کند، نه صلح‌طلب.»
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.