دکتر عبدالله خلیفه الشیجی:مترجم علی سرداری

محافظه‌کاران علیه سیاست‌ها و مواضع ترامپ قیام کردند !

دو هفته بعد، در ۲۱ مه، کاگان به دنبال مقاله قبلی خود با عنوان «کیش و مات در ایران» به آتلانتیک بازگشت تا جنگ دولت ترامپ را بیشتر مورد انتقاد قرار دهد. مقاله این هفته با عنوان «جنگ ترامپ با تسلیم پایان می‌یابد»،
محکومیت آشکار جنگ ترامپ-نتانیاهو علیه ایران است. در هر دو مقاله، کاگان بر یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده تأکید می‌کند. او استدلال می‌کند که در این جنگ محاسبات و قضاوت‌های نادرست، حتی اگر رئیس جمهور ترامپ «حملات نهایی و نمایشی» را آغاز کند، واقعیت این است که ترامپ ترجیح می‌دهد پیروزی را اعلام کند و تحت پوشش یک توافق آبرومندانه برای هر دو طرف عقب‌نشینی کند. این نشان دهنده یک عقب‌نشینی قابل توجه پس از شکست در دستیابی به هیچ یک از اهداف اعلام شده یا اعلام نشده جنگ علیه ایران است.
واضح است که مقالات کاگان، «کیش و مات» و «تسلیم» و پیامدهای جنگ ترامپ-نتانیاهو علیه ایران، شکست در سرنگونی رژیم و آوردن ایران به اردوگاه غرب را برجسته می‌کند. این امر مستلزم ارزیابی مجدد وضعیت است، محدودیت‌های قدرت را آشکار می‌کند و متحدان را سردرگم می‌کند در حالی که دشمنان به دنبال آرامش هستند. این امر اعتماد به ترامپ را که می‌تواند جنگ راه بیندازد اما نمی‌تواند در آنها پیروز شود، تضعیف می‌کند، علی‌رغم برتری قاطع قدرت آمریکا در مقایسه با توانایی‌های محدود نظامی و اقتصادی ایران.
بدتر از آن، جنگ آمریکا و اسرائیل موقعیت و نفوذ ایران را تقویت کرده است، به طوری که سپاه پاسداران آزادی دریانوردی از طریق تنگه هرمز را کنترل می‌کند. ایران حتی جرأت کرده است که مرجعی برای مدیریت، تنظیم و اعمال هزینه برای عبور از تنگه هرمز ایجاد کند و مرزهای دریایی خود را به مناطقی گسترش دهد که حاکمیت آب‌های سرزمینی امارت فجیره را تهدید می‌کند. این امر همچنین مانع استفاده امارات متحده عربی از خط لوله نفتی استراتژیک حبشان-فجیره می‌شود که روزانه 1.8 میلیون بشکه نفت – نیمی از صادرات نفت امارات – را با دور زدن تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل می‌کند.
بستن تنگه هرمز توسط ایران و بمباران تأسیسات نفت و گاز، پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی مانند نیروگاه‌ها، کارخانه‌های آب شیرین‌کن، فرودگاه‌ها و سایر اهداف غیرنظامی حیاتی، منجر به اختلالات قابل توجهی در صادرات انرژی شده است. این امر تأثیر منفی بر درآمدهای نفتی، وضعیت اقتصادی و درآمد متحدان خلیج فارس، تأمین انرژی و امنیت و اقتصاد آمریکا و جهان دارد. من معتقدم که اختلال در صادرات نفت خلیج فارس و عراق توسط ایران، ایران را متقاعد می‌کند که تسلط محکم بر تنگه هرمز برای افزایش وزن و نفوذ منطقه‌ای و جهانی ایران، مهم‌تر و تأثیرگذارتر از افزایش غنی‌سازی اورانیوم به ۶۰٪ و مهم‌تر از برنامه هسته‌ای فعلی ایران است.
در جنگی که مملو از محاسبات و قضاوت‌های نادرست است، واقعیت این است که ترامپ ترجیح می‌دهد پیروزی خود را اعلام کند و تحت پوشش یک توافق آبرومندانه، از جنگ خارج شود.
انتقاد شدید کیگان، به همراه دیگر نویسندگان محافظه‌کار، از جنگ دولت ترامپ و اسرائیل علیه ایران، وزن قابل توجهی دارد. پیشینه محافظه‌کارانه مشترک آنها و تعهدشان به حفظ هژمونی آمریکا بر نظم جهانی، به آنها اعتبار قابل توجهی می‌بخشد و بر مخمصه‌ای که دولت ترامپ در آن گرفتار شده است، تأکید می‌کند. کیگان نه در زمره چپ‌گرایان رادیکال مانند سناتور برنی سندرز است و نه در زمره دانشمندان علوم سیاسی «واقع‌گرا» مانند پروفسور مرشایمر، پروفسور والت و پروفسور پپ. کیگان به مکتب فکری نومحافظه‌کار تعلق دارد – طرفداران جنگ‌های پیشگیرانه و هژمونی آمریکا که جورج دبلیو بوش را به جنگ‌های عراق و افغانستان سوق داد و در نهایت ترامپ را به تحریک نتانیاهو به باتلاق جنگ ایران کشاند.
کیگان به دولت ترامپ در مورد یک شکست برگشت‌ناپذیر و غیرقابل انکار هشدار می‌دهد: ناتوانی در بازگرداندن دسترسی به تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ. او استدلال می‌کند که این شکست نه تنها محدودیت‌های قدرتمندترین ارتش جهان را نشان می‌دهد، بلکه جایگاه و نفوذ متحدان ایران، چین و روسیه، را نیز تقویت می‌کند.
به ویژه، شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، به خواسته‌های ترامپ برای اعمال فشار بر ایران جهت بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش شرایط آمریکا در مورد برنامه هسته‌ای ایران پاسخی نداد. نتایج ناچیزی که ترامپ از سفر مهم خود به چین به دست آورد، قابل توجه بود. رئیس جمهور چین با اعمال خطوط قرمز خود، به ترامپ هشدار داد که اشتباه اسپارت (آمریکای امروزی، قدرت مسلط) را با تشدید تنش‌ها با قدرت در حال ظهور (یونان-چین امروزی) تکرار نکند، مبادا در دام توسیدید بیفتد – و همچنین با خودداری از معامله تسلیحاتی با تایوان!
علاوه بر این، کیگان در مقاله دوم خود با عنوان “پایان جنگ تسلیم ترامپ”، اختلافات شدید بین ترامپ و نتانیاهو را پس از افشای قصد دولت ترامپ برای دستیابی به توافق آتش‌بس با ایران و کار بر روی اقدامات اعتمادسازی با میانجیگری پاکستان آشکار کرد. ترامپ در یک تماس تلفنی دشوار با نتانیاهو، طرح خود برای مذاکره با ایران را فاش کرد – که نتانیاهو را خشمگین کرد.
پیامدهای جنگ با ایران بر صحنه داخلی آمریکا تأثیر منفی می‌گذارد، حتی بر حزب جمهوری‌خواه ترامپ و حامیان و پایگاه آن، گروهی که عمیقاً دچار تفرقه و خشم هستند، تأثیر می‌گذارد. پیامدهای جنگ شامل افزایش قیمت‌ها و هزینه‌های زندگی در سراسر کشور است. این امر انتقاد نمایندگان جمهوری‌خواه را برانگیخت و باعث ایجاد اختلاف در حزب ترامپ شد. این امر به ویژه پس از تفرقه و درگیری داخلی در حزب پس از تحریک ترامپ علیه نماینده ماسی، یک جمهوری‌خواه محافظه‌کار، برای اطمینان از شکست او به دلیل مخالفت ماسی با جنگ علیه ایران و درخواست‌های او برای انتشار پرونده‌های اپستین، صادق بود. ترامپ همچنین سناتور جمهوری‌خواه بیل کسیدی را به دلیل اختلافاتشان از لوئیزیانا برکنار کرد و از رقیب خود که او را در انتخابات مقدماتی شکست داده بود، حمایت کرد.
با انجام این کار، ترامپ خود را به عنوان رهبر حزب جمهوری‌خواه تثبیت می‌کند و آن را به یک نهاد مطیع تبدیل می‌کند. او بیشتر شبیه یک مستبد می‌شود، کسانی را که با سیاست‌های داخلی و خارجی‌اش مخالفند، حذف می‌کند، تلافی می‌کند و می‌ترساند.
* استاد گروه علوم سیاسی – دانشگاه کویت
منبع القدس العربی

مطالب مرتبط

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.

توأم الشواورة:مترجم علی سرداری

در همین زمینه، ترامپ هفته گذشته در جلسه کابینه گفت: «ما پولی را که آنها ادعا می‌کنند مال خودشان است، کنترل می‌کنیم. ما کنترل آن پول را حفظ خواهیم کرد. و وقتی آنها درست رفتار کنند، وقتی کار درست را انجام دهند، به آنها اجازه می‌دهیم پولشان را داشته باشند. اما در حال حاضر، ما این کار را نخواهیم کرد.»