علی فیاض

متن کامل مصاحبه تلویزیون ملی سوئد با کریستر هدین درباره شریعتی:

متن زیر، ترجمه دقیق بخشی از قسمت چهارم، ازبرنامه مستند چهار قسمتی است که در کانال رسمی – ملی – تلویزیون سوئد
زیر عنوان انقلاب ایران پخش شد.(1) در این بخش، شریعتی و نقش او، محور اصلی گفتگو بود. علاوه بر مجری برنامه، خانم
اوا نیبری(2)، روزنامه نگار – که در زمان انقلاب در ایران حضور داشته و کتابی هم به زبان سوئدی درباره انقلاب ایران، زیر
عنوان ایران در مبارزه با گذشته ها در سال 1981 منتشر کرده است -، محمد فضل هاشمی، استاد و محقق دانشگاه در سوئد و
یان یَرپِه(3)، اسلام شناس معروف سوئد حضور داشتند. بخش معرفی و نقش شریعتی را به گفتگوی با کریستر هدین(4) اختصاص
داده بودند که علاوه بر استادی دانشگاه، سال ها مدیر رادیوی سوئد در زمینه ادیان نیز بود. او هم، یکی از دین شناسان و اسلام
شناسان به نام در محافل دانشگاهی و علمی جامعه سوئد به شمار می رفت. و علاوه بر انتشار آثاری در زمینه ادیان ابراهیمی،
در برنامه های متعددی در زمینه مذاهب و تاریخ در تلویزیون سوئد شرکت می کرد. دلیل حضور و نقطه نظرات او درباره
شریعتی اما، نوشتن کتابی بود که بعدها زیر عنوان، "الهیات رهایی بخش علی شریعتی؛ مفاهیم غربی در اسلام انقلابی شیعی"
توسط این جانب به فارسی برگردانده شد. در گفت و گویی تلفنی با استاد هدین، گفتم که در حال ترجمه کتابشان درباره دکتر
شریعتی هستم. و ایشان گفت که؛ "این برای من باعث افتخار است". تصمیم گرفته بودم، برنامه ای برای گفتگوی مفصل با او
درباره شریعتی داشته باشم، اما ایشان، به طور ناگهانی و بر اثر بیماری درگذشتند و متاسفانه این آرزو تحقق نیافت. یادش گرامی
و جاودانه باد.
متن اصلی برنامه در باره شریعتی:
مجری:
چه رابطه ای بین مصدق و انقلاب 1979 (1357) وجود دارد؟
اوا نیبری: مقاومت، و اینکه بیگانگان دارند کشور را هدایت می کنند.
یان یرپه: در اینجاست که نقش شریعتی را داریم به هر حال. و آن اینکه یک پیام سیاسی را از کانال سیاست به مذهب
انتقال دادن. به وسیله ارائه یک برداشت تازه از مذهب در جهت گیری سیاسی. و نمی دانیم که شریعتی درباره این
انقلاب مذهبی چه واکنشی از خود نشان می داد. چون او قبل از انقلاب به قتل رسید. اما او اهمیت فوق العاده ای – آن
چنان که من می فهمم – بیش از همه در بین بسیاری از دانشجویان داشت تا آنها بتوانند با یک برداشت گسترده ای
زبان مذهب را به کار بگیرند.
مجری برنامه:
اما آن مردی که بیش از هر کسی الهام بخش دانشجویان ایران برای اعتراض به حکومت موجود بود، چه کسی بود؟
علی شریعتی؛ استاد ادبیات و فیلسوف. یک مرد سیگاری آرام که در آغاز دهه 60 میلادی در پاریس مشغول به
تحصیل بود. در آنجا او از اندیشه های مطرح آن زمان همچون مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم تاثیر پذیرفت. علی
شریعتی از این فلسفه ها استفاده کرد تا یک ایدئولوژی جدید و خاص خود را خلق کند:
کریستر هدین:
مهم ترین چیز در اندیشه شریعتی این است که اسلام می تواند جنبه های مثبت و خوب را که در ایدئولوژی های دیگر
وجود دارد، در خود ادغام کند. و آنچه بیش از هر چیز الهام بخش او بود، اگزیستانسیالیسم و آزادی نهفته در آن، و
مارکسیسم و عدالت و برابری موجود در آن بود و او بر این باور بود که آنها می توانند در یک سنتز برجسته تر به هم
پیوند بخورند. چرا که آنها به تنهایی کافی نبودند. از سوی اگزیستانسیالیسم آزادی نامحدود، و از سوی مارکسیسم فقط
برابری بیش از حد متکی بر فشار، و اگر مسلمان باشیم به نوعی دنیا گریزی. اینها همه باید در هم ترکیب شوند تا یک
سیستم ایده ال به وجود آید.
مجری:
کریستر هدین، مورخ و دین شناس، شیفته اندیشه شریعتی شده و کتابی درباره او نوشته است که در بهار امسال منتشر
خواهد شد. البته علی شریعتی در سال 1977 (1356) یک سال قبل از انقلاب درگذشت، اما ایدئولوژی رهایی بخش
او به حیات خود ادامه داد.
کریستر هدین:
او اهمیت زیادی داشت. به خاطر اینکه او در سال 1964 – 65 از پاریس به میهنش بازگشت و برای دانشجویان
شروع به تبلیغ ترکیب اسلام و ایدئولوژی های غربی کرد. دانشجویان تا پیش از این، بر این باور بودند که از بین
توسعه اجتماعی و سنت قدیمی مذهبی یکی را باید برگزینند. اما او بر موضوع تاکید داشت که نیازی به گزینش نیست.
می توان سنت قدیمی مذهبی را با توسعه اجتماعی در بهترین شکل در هم آمیخت و نیازی به انتخاب [بین این دو]
نیست. می شد همه چیزهای خوب را در این ترکیبی که او معرفی می کرد دید. و این رهنمونی شد برای دانشجویان تا
به یک جنبش رهایی بخش دست یابند. و آنها [بر چنین پایه ای] توانستند از شاه بخواهند که قدرت را واگذار کند،
بدون اینکه بخواهند به یک حکومت کمونیستی مراجعه کنند.
مجری:
خب، دانشجویان این ایده را پذیرفتند.اما رهبران مذهبی درباره این سنتز جذاب چه روی کردی داشتند؟
کریستر هدین:
بسیاری از آنها ["رهبران مذهبی"] بر این باور بودند که با این سنتز ما نفوذ کامل خود را از دست خواهیم داد، اگر به
این سمت کشیده شویم. چرا که آنها از مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم چیزی نمی دانستند، به علاوه برای آنها این قابل
فهم بود که اسلام می تواند تنها پایه ای باشد که آنها بتوانند قدرت خود را حفظ کنند. به همین دلیل بخش زیادی از آنها
علیه او به پا خاستند. اما همزمان در بخش پایین تری تعدادی شانسی برای خود قائل بودند.
مجری:
رابطه جالبی هم بین مصدق و شریعتی وجود دارد.
کریستر هدین:
شریعتی بیش از حد مصدق را ستایش می کرد. او بیست ساله بود که مصدق ساقط شد و او در خیلی جاها نوشته که
همه زندگی او تلاشی بر این پایه بوده که مصدق و سرمایه گذاری های [سیاسی] او را واقعیت ببخشد.
مجری:
به نظر شما آیا او در این زمینه موفق بوده است؟
کریستر هدین:
بله او نسبتا موفق بوده است. من فکر می کنم اگر مصدق آنچه را شریعتی نوشته است، دیده بود، خیلی راضی می
بود. به طور همزمان انقلابی رخ داد که مسیری را در پیش گرفت که آرزوی شریعتی نبود. و این خیلی ساده است که
پس از آن بگوییم که ایده هر دو، مصدق و شریعتی به وسیله انقلاب تخریب شدند.
مجری:
چگونه؟
کریستر هدین:
به وسیله یک اختناق از بالا به روشی که او هرگز نمی خواست – بیش از همه در وهله اول شریعتی – چرا که او
خواهان برابری و آزادی بود و البته او می خواست که سنت های اسلامی حفظ شوند، اما، در عین حال می خواست که
انسان ها [در سرنوشت خود] شرکت داشته باشند و نظر بدهند و پیش از هر چیزی او خواهان برابری اقتصادی بود.
او یک برداشت تصویری تاریخی دوگانه بشری ویژه خود داشت؛ وقتی از دو نوع انسان سخن می گفت. انسان های
قابیلی و انسان های هابیلی، استثمار کنندگان و استثمار شوندگان. و جامعه می بایست به آن جایی باز گردد که استثمار
شده گان حقوق و نفوذ خود را باز پس گیرند. در غیر این صورت این یک جامعه ناعادلانه است. به گفته او جامعه
قابیلی. منظور قابیل است که برادر خود را کشت و قدرت را به دست گرفت و در انجیل آمده. و این دقیقا همان چیزی
بود که او امروز درباره کسانی که قدرت را در ایران در دست دارند، می گفت.
مجری:
شریعتی امروز چه نقشی دارد؟
کریستر هدین:
او در دو زمینه اهمیت دارد:
یک بخش آنهایی که امتیازات خود را از دست دادند شاه و اطرافیانش و ثروتمندان و همکارانشان آنها از شریعتی
متنفر هستند، چرا که آنها بر این باور هستند که شریعتی باعث انقلاب شد. به گفته آنها انقلاب، اشتباه شریعتی است. و
به این دلیل او برای این گروه نقش منفی دارد.
اما او برای بسیاری از آنهایی که خواهان یک مسیر دیگری بودند نقش مثبت داشت. آنها خواهند گفت اگر انقلاب راه
شریعتی و ایدئولوژی او را در پیش می گرفت، یک جامعه عادلانه می داشتیم.
مجری:
یک سایتی به نام شریعتی وجود دارد. چه کسی آن را اداره می کند؟
کریستر هدین:
پسر شریعتی. پسر شریعتی بر این باور است که او به طور غیر عادلانه مورد قضاوت قرار گرفته است. او در سال
1977 در لندن به گونه ای غم انگیز درگذشت. یک پزشک قانونی اعلام کرد که او به طور طبیعی درگذشته است.
اما از آن جایی گروه های شیعه شهدا را فراتر از هر چیز دیگری مورد تمجید قرار می دهند، آنها مایل بودند که او
شهید تلقی شود به این شکل که توسط پلیس مخفی شاه کشته شده است. و در نتیجه همه، از جمله نزدیکان شریعتی، [بر
این باور بودند که] با او رفتار بدی شده است. و در نتیجه می خواستند ثابت کنند که او ایده های مفیدی داشته، و به
ویژه اینکه او در انقلاب نقش داشته، دلایل زیادی داشتند که نشان دهند که مسیری که انقلاب طی کرد، هرگز خواست
و آرزوی او نبوده است. و اما مورد دیگری هم که جالب است به آن اشاره شود، این است که او منشا الهیات رهایی
بخش [در اسلام] نیز نامیده می شود. به عنوان الهیات رهایی بخش می توان آن را با الهیات رهایی بخش آمریکای
لاتین مقایسه نمود. و چیزی که با هم موازی هست، عملکرد آمریکا هم در نیکاراگوئه و هم در ایران است. در هر دو
مورد آنها بر روی دو رژیم فاسد سرمایه گذاری کرده بودند. آنها با تجهیز آنها با تسلیحات فراوان تصور می کردند که
آنها می توانند به حیات خود ادامه دهند. اما آن گونه پیش نرفت. سوموزا توسط ساندینیست ها سرنگون شد و شاه هم
در انقلاب سال 1357. در نتیجه جالب توجه خواهد بود که ببینیم الهیات رهایی بخش شریعتی چه نوع پیوندی با
الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین می تواند داشته باشد.
مجری:
علی شریعتی سعی کرد، رگه هایی از فلسفه غرب را با اسلام ترکیب سازد. پرسش این است که غرب چه نقشی برای
ایران در تاریخ مدرن بازی کرده است؟
_____________________
1) این برنامه در سال 2006 پخش شد.
Christer Hedin (4 Jan Hjärpe (3 Eva Nyberg (2

مطالب مرتبط

حفاریات

با این حال، ارقام و حقایق ارائه‌شده توسط منبع، تصویر روشنی را ترسیم می‌کند: دورهٔ اوج‌گیری عمدهٔ اسلام سیاسی در مغرب دیگر به همان شکلی که بیش از یک دهه پیش بود، وجود ندارد؛ در حالی که تجربیات حکومت‌داری و مبارزهٔ سیاسی به باری تبدیل شده است که احزاب مذهبی دیگر نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند.

اروپا و آمریکا

در همین زمینه، اظهارات برخی مقام‌های اسرائیلی درباره «طرح مهاجرت» فلسطینیان از غزه نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.
مقایسه با دیپلماسی جیمز بیکر

زهرا جعفرزادهدبیر گروه اجتماعی به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ه گفته سلمانیان، بیشترین عوارضی که کمبود فاکتور ۱۳ دارد، خون‌ریزی مغزی است. گاهی خون‌ریزی از بینی هم شروع می‌شود و در مواردی هم خون‌ریزی در مفاصل رخ می‌دهد. نبود برخی فاکتورها، با خون‌ریزی از ناحیه چشم همراه است و در کنار خون‌ریزی ماهانه برای بیمار، احتمال خون‌ریزی در مثانه و کلیه هم وجود دارد: «تزریق فاکتور ۱۳ بستگی به وزن بیمار دارد. هر ۱۵ کیلو یک آمپول نیاز دارد. یعنی اگر فرد ۶۰ کیلو باشد، ماهانه به چهار تا پنج آمپول نیاز دارد. حالا اگر هم دارویی پیدا شود برای یک بیمار ۷۰کیلویی یک آمپول زده می‌شود که هیچ تأثیری رویش ندارد». او نگران سلامت زنان بیمار این استان است.

مطالب پربازدید

مقاله