إسماعيل أحمد ديوب :مترجم علی سرداری

قمار هرمز ۲۰۲۶: جنگ آبراه‌ها اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند

تنش کنونی در ایران دیگر صرفاً فصل جدیدی در منازعات سیاسی سنتی که خاورمیانه به آن خو گرفته است نیست. صحنه امروز کاملاً متفاوت است، زیرا جغرافیا از یک تئاتر عملیات نظامی به سلاحی ژئواکونومیک و فوق‌العاده خطرناک تبدیل شده است. در کنار اسکادران‌های پهپادها و موشک‌های دفاع هوایی، عمیق‌ترین و تأثیرگذارترین نبرد در دریچه‌های گاز، خطوط کشتیرانی و صفحه‌نمایش بورس‌های جهانی که روزبه‌روز سرخ‌تر می‌شوند، در حال وقوع است.
آنچه امروز در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شاهد هستیم، تا حد زیادی تجسم همان چیزی است که مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی نسبت به آن هشدار داده بود؛ زیرا تهران استراتژی «مناطق خاکستری» را اتخاذ کرده است. هدف این استراتژی، ورود به نبردهای بزرگ دریایی با ناوگان‌های برتر از نظر فناوری نیست، بلکه ناپایدار کردن هزینه ادامه جنگ برای غرب و شرق است. صرفاً کاشت یک مین در تنگه هرمز، یا حتی تهدید به انجام آن، می‌تواند شرکت‌های بیمه جهانی مانند لویدز لندن را وادار کند حق بیمه کشتیرانی را تا حدی قابل‌توجه ــ حتی تا ۵۰۰ درصد ــ افزایش دهند. در اینجا هدف نابودی کشتی نیست؛ هدف، از بین بردن امکان‌سنجی اقتصادی کشتیرانی در مهم‌ترین آبراه جهان است؛ اقدامی که تصمیم‌گیرندگان در واشنگتن، برلین و پکن را زیر فشار فزاینده افکار عمومی ناشی از افزایش قیمت سوخت داخلی قرار می‌دهد.
در دهه هفتاد، بحران فقط بحران نفت بود؛ اما امروز بحران به نفت محدود نمی‌شود و به گاز و مواد میانی نیز گسترش یافته است. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش‌های اخیر خود اشاره می‌کند که قطع ۲۰ درصد از عرضه جهانی گاز مایع که از هرمز عبور می‌کند، می‌تواند اروپا را با «زمستان صنعتی» سختی روبه‌رو کند. این شوک تنها به جیب مصرف‌کنندگان محدود نمی‌شود، بلکه اعصاب صنایع سنگین مانند کود، فولاد و مواد شیمیایی را نیز هدف قرار می‌دهد؛ در حالی که زنجیره تأمین مختل‌شده از میادین گازی قطر آغاز می‌شود و تا کارخانه‌های فناوری در تایوان و مزارع گندم در آفریقا امتداد می‌یابد. بدین ترتیب، تصویری از بزرگ‌ترین چالش امنیت انرژی در تاریخ مدرن شکل می‌گیرد.
در سوی دیگر صحنه، یک زلزله مالی خاموش که توسط نهادهای مالی بین‌المللی رصد می‌شود، خودنمایی می‌کند. تنها در بیست روز، بیش از ۴۲ میلیارد دلار از بازارهای نوظهور نزدیک منطقه درگیری، در جست‌وجوی پناهگاه‌های امن، از این کشورها خارج شده است. این خروج انبوه سرمایه فشار عظیمی بر ارزهای محلی وارد کرده و بانک‌های مرکزی را با انتخاب‌هایی دشوار میان افزایش نرخ بهره یا پذیرش سقوط ارزش پول مواجه کرده است. جدی‌تر آنکه شکافی که در سیستم پولی جهانی آغاز شده، ممکن است قدرت‌های بزرگ را به تسریع ساخت سیستم‌های پرداخت جایگزین و دور شدن از سلطه دلار سوق دهد؛ امری که دریچه‌ای به‌سوی تغییرات عمیق در ساختار نظام مالی بین‌المللی می‌گشاید.
در نهایت، به نظر می‌رسد حتی یک پیروزی نظامی برق‌آسا ــ اگر حاصل شود ــ برای التیام زخم‌های اقتصاد جهانی کافی نخواهد بود. آسیب واردشده به اعتماد اعتباری و زنجیره‌های تأمین، که ناچار شدند دماغه امید نیک را با هزینه‌ای مضاعف دور بزنند، واقعیتی اقتصادی ایجاد کرده است که با ویژگی‌های یک رکود تورمی طولانی‌مدت شناخته می‌شود. در سال ۲۰۲۶، ما نه تنها برای مرزهای جغرافیایی، بلکه برای بازگرداندن سیالیتی می‌جنگیم که زمانی جهانی‌سازی ارزان آن را فراهم می‌کرد؛ سیالیتی که امروز در آب‌های ملتهب خلیج فرو رفته است.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.