ابراهیم نوار :مترجم علی سرداری

عدم توافق و عدم آرامش: سردرگمی سیاست آمریکا در قبال ایران

دوشنبه گذشته شاهد یک معامله خاکستریِ محدود میان ایالات متحده و ایران با میانجیگری پاکستان بودیم؛ معامله‌ای که بر اساس آن، دو کشتی با پرچم آمریکا در ازای آزادی کشتی کانتینری «توسکا» از بازداشت در تنگه هرمز آزاد شدند. این کشتی با پرچم ایران حرکت می‌کرد و خدمه‌اش نیز سالم بازگردانده شدند
فراتر از این توافق خاکستری ــ که دیپلماسی پاکستان آن را بخشی از «اقدامات اعتمادساز» میان تهران و واشنگتن توصیف کرد ــ دو عملیات نظامی نیز انجام شد که امارات بزرگ‌ترین بازنده آن بود. تأسیسات اصلی ذخیره‌سازی و صادرات نفت امارات در فجیره هدف موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفت؛ در حالی که سامانه دفاع هوایی اسرائیل (گنبد آهنین) نتوانست از بندر اصلی صادرات نفت امارات ــ واقع در خارج از تنگه هرمز ــ محافظت کند. اسرائیل اعتراف کرد که تنها یکی از بیش از ۱۲ موشک شلیک‌شده ایران را ساقط کرده است.
آنچه روز دوشنبه در داخل تنگه رخ داد، از سوی دونالد ترامپ به‌عنوان عملیاتی برای «آزادسازی کشتی‌های تجاری بی‌گناه» تبلیغ شد. ایران اعلام کرد که عبور دو کشتی با پرچم آمریکا از تنگه ــ با وجود شلیک‌های هشداردهنده به سوی یک ناوچه آمریکایی ــ ممکن است با هماهنگی انجام شده باشد. ایران همچنین اذعان کرد که تعدادی از قایق‌های تجاری سبک خود را در تنگه از دست داده است (در تضاد با روایت آمریکا مبنی بر غرق شدن شش قایق تندرو مسلح). در این عملیات، نیروهای آمریکایی از مین‌روب‌ها استفاده نکردند، بلکه با فناوری جدیدی مبتنی بر زیردریایی‌های کوچک بدون سرنشین، مسیر عبور کشتی‌ها را از مین پاک‌سازی کردند.
با کنار هم گذاشتن روایت‌های آمریکایی، ایرانی و پاکستانی و سپس تلاش برای خوانش صحنه، می‌توان گفت ایالات متحده در حال آزمایش یک استراتژی جدید برای فرسایش توان نظامی ایران در تنگه هرمز است؛ از طریق عملیات‌های محدود و متناوب با شعارهای غیرخصمانه (بشردوستانه، قانونی یا اضطراری) و کشاندن ایران به شلیک نخست، در حالی که آتش‌بس رسمی همچنان ادامه دارد. این روش مانع از آن می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا برای درخواست مجوز جنگ به کنگره مراجعه کند.
ترامپ نمی‌خواهد کنگره درگیر صدور قطعنامه جنگ شود، زیرا این امر نقش او را تضعیف کرده و آزادی عمل او را ــ به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی ــ محدود می‌کند، آن هم در آستانه آغاز کارزار انتخابات میان‌دوره‌ای. این روش مشابه شیوه‌ای است که اسرائیل روزانه در غزه و جنوب لبنان به کار می‌گیرد؛ جایی که نیروهای اسرائیلی تحت عنوان «حق دفاع از خود» وارد عملیات نظامی می‌شوند. اگر ترامپ موفق شود، تغییر الگوی عملیات نظامی به این معناست که تنش‌ها در تنگه هرمز می‌تواند برای مدت طولانی ادامه یابد، بدون آنکه تبادل آتش گسترده‌ای میان آمریکا و ایران رخ دهد. این نتیجه‌گیری با این واقعیت تقویت می‌شود که کاخ سفید هرگونه توافق با ایران را به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای آن مشروط کرده، در حالی که ایران پایان جنگ را به تضمین‌های بین‌المللی گره زده است که مانع بازگشت به درگیری شود.
آنچه در موضع آمریکا جدید است، فشار کنگره بر رئیس‌جمهور برای ارائه بیانیه رسمی درباره وضعیت تنگه هرمز و لزوم اخذ مجوز برای تمدید حضور نظامی در صورت حرکت به سمت جنگ است. ترامپ در اول ماه جاری در نامه‌ای به کنگره نوشت: «در ۷ آوریل ۲۰۲۶ دستور آتش‌بس دو هفته‌ای را صادر کردم. آتش‌بس از آن زمان تمدید شده است. از ۷ آوریل ۲۰۲۶ هیچ تبادل آتشی میان نیروهای آمریکایی و ایران رخ نداده است. خصومت‌هایی که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، پایان یافته است.» با این حال افزود که ایالات متحده «برای جنگ در خاورمیانه در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند» و وزارت جنگ «به‌روزرسانی وضعیت نیروها در منطقه را برای مقابله با تهدیدات ایران و نیروهای نیابتی آن ادامه خواهد داد.»
قانون اختیارات جنگی سال ۱۹۷۳ رئیس‌جمهور را ملزم می‌کند که ظرف ۴۸ ساعت هرگونه اقدام نظامی را به کنگره اطلاع دهد و نیروهای مسلح را از ماندن بیش از ۶۰ روز در منطقه عملیاتی بدون موافقت کنگره منع می‌کند.
در ارزیابی وضعیت داخلی، به نظر می‌رسد رهبری آمریکا ــ برخلاف رهبری ایران که آزادی عمل بیشتری دارد ــ با محدودیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی روبه‌روست. ایران در برابر آنچه می‌توان «محاصره دریایی نرم» از سوی آمریکا نامید، سه مزیت اصلی دارد: نخست، تولید بخش عمده سبد غذایی در داخل؛ دوم، اتکا به خود در تولید سلاح؛ و سوم، تجربه گسترده در دور زدن محاصره و تحریم و توانایی صادرات نفت. ایران همچنان ظرفیت صادراتی قابل‌توجهی دارد که بسیار فراتر از دوره‌هایی است که مجبور بود تولید را به حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز کاهش دهد.
در مقابل، آمریکا با فشارهای سه‌گانه سیاسی، اقتصادی و نظامی مواجه است. مهم‌ترین فشار سیاسی از سوی کنگره و متحدان واشنگتن است که به‌شدت از محاصره جاری آسیب دیده‌اند. نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای نیز موضوع رویارویی با ایران را به خیابان سیاسی آمریکا می‌کشاند و بحث درباره امکان‌پذیری جنگ و نقش نتانیاهو در کشاندن واشنگتن به آن را تشدید می‌کند؛ به‌ویژه با انتشار گزارش‌هایی درباره روحیه پایین سربازان و شرایط نامناسب زندگی آنان در کشتی‌ها و پایگاه‌ها که محبوبیت ترامپ را کاهش داده است.
در حوزه اقتصادی، هزینه‌های جنگ بدهی فدرال را افزایش داده است. هزینه بهره سالانه دولت فدرال اکنون نزدیک به یک تریلیون دلار است. ترامپ به دنبال افزایش حدود ۵۰ درصدی بودجه نظامی در سال مالی جدید است که نگرانی‌ها درباره خارج شدن بدهی‌ها از کنترل را تشدید می‌کند. در سطح عمومی نیز نارضایتی از افزایش قیمت سوخت بالا گرفته است؛ میانگین قیمت بنزین در آمریکا یکشنبه گذشته به ۴.۴۵ دلار در هر گالن رسید که طی یک هفته ۳۵ سنت افزایش داشته است.
در حوزه نظامی، نیاز به جایگزینی تسلیحات مصرف‌شده در جنگ، هرگونه عملیات بزرگ خارجی را به تأخیر می‌اندازد. طبق تحقیقات منتشرشده توسط CNN، نیروهای آمریکا در خاورمیانه اکنون فاقد برخی از مهم‌ترین تجهیزات پیشرفته مانند رادارها، هواپیماهای شناسایی، سوخت‌رسان‌ها و موشک‌های دقیق هستند. جبران این کمبودها به توانایی صنایع تسلیحاتی آمریکا برای تأمین نیازهای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس ــ علاوه بر نیازهای خود آمریکا ــ بستگی دارد؛ به‌ویژه پس از تأیید ارسال تسلیحات اضطراری به ارزش ۸.۶ میلیارد دلار.
از نظر لجستیکی نیز، طولانی بودن خطوط تدارکات آمریکا از خاک این کشور تا خلیج فارس، آزادی عمل نظامی را محدود و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد؛ در حالی که خطوط تدارکاتی ایران بسیار کوتاه‌تر است و مزیت بزرگی در جنگ فرسایشی ایجاد می‌کند. اگر رویارویی در تنگه هرمز به جنگی طولانی تبدیل شود، رئیس‌جمهور آمریکا با انتقاد شدید کشورهای آسیب‌دیده مواجه خواهد شد؛ به‌ویژه اگر بحران انرژی در تابستان تشدید شود و به سطحی برسد که از زمان شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ بی‌سابقه باشد. چین بزرگ‌ترین بهره‌بردار این بحران است، زیرا بیش از نیمی از ذخایر استراتژیک نفت جهان و بیش از ۷۰ درصد زنجیره تولید انرژی‌های نو را در اختیار دارد.
نویسنده: یک تحلیل‌گر مصری

مطالب مرتبط

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی

درباره حجت الاسلام غلامرضا حسنی، امام‌جمعه پیشین ارومیه و از چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی، نیزگزارش‌هایی وجود دارد که یکی از فرزندانش به گروه‌های مخالف حکومت پیوسته بود و در اوایل انقلاب کشته یااعدام شد. جزئیات این واقعه در روایت‌های مختلف یکسان نیست، اما اصل اختلاف عمیق سیاسی میان پدر و فرزند،

ابراهیم غرایبه – نویسنده اردنی مترجم: علی سرداری

این عبارت پایانی از کتاب سید قطب آینده این دین را تصور کنید، همان‌گونه که در گوش‌ها و قلب‌های کسانی که از شکست، زندان و اختفا زخم خورده‌اند، طنین‌انداز می‌شود: «این یک مبارزه تلخ، یک مبارزه طولانی است، اما مبارزه‌ای صادقانه و بصیرت‌آمیز است، و خدا با ماست... و خدا بر کار خود غالب است، اما بیشتر مردم نمی‌دانند.» و خداوند متعال راست گفته است.

یاسر قتایشات: مترجم علی سرداری

این امر علامت سؤال بزرگی درباره وحدت استانداردهای جهانی ورزش ایجاد می‌کند. اگر ورزش فضایی مستقل از سیاست است، چرا مکانیسم‌ها، رویه‌ها و سیاست‌ها میان طرف‌های درگیر و در توازن قدرت بین‌المللی متفاوت است؟

مطالب پربازدید

مقاله

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی