خبرها حاکی است که گروهی از شهرکنشینان، قبر یک شهروند فلسطینی را که بهتازگی در سن ۸۰سالگی درگذشته و در نزدیکی روستای الاساسا در جنوب جنین به خاک سپرده شده بود، در برابر دید کامل ارتش اشغالگر اسرائیل حفر کردند. بهانه، نزدیک بودن قبر به شهرک «سنور» عنوان شد؛ امری که خانواده متوفی را ناچار کرد بقایای جسد را به قبر دیگری منتقل کنند.
این اقدام، در حدّ حداقلی خود، قساوت است؛ قساوتی که از جنایت جنگی تا بیماری جمعی، از انحطاط اخلاقی تا اختلال وجودی را در بر میگیرد. در معنای دقیقتر و در چارچوب زمان و مکان، این رفتار نمونهای تازه، آشکار، گستاخانه و منحط از آخرین سطوح بربریت در سیاستهای شهرکسازی اسرائیل است.
درست است که تاریخ تجاوزات صهیونیستها در فلسطین، سرشار از چنین جنایاتی بوده و همچنان هست؛ تاریخی که پروندهای طولانی از خشونت علیه اجساد و قبرها را ثبت کرده است. ابعاد این خشونت در واقع به تمامی سیاستهای استعماری، نسلکُشانه، شهرکنشینانه و نژادپرستانه اسرائیل قابل تعمیم است.
همچنین درست است که هر مرور دایرةالمعارفی منصفانه ــ حتی اگر بسیار عینی و بیپرده باشد ــ دهها نمونه از نبش قبرهای کامل فلسطینیها را به یاد میآورد، نه یک یا دو یا سه مورد را. در کرانه باختری، تقریباً ۴۰ درصد گورستانهای فلسطینی نبش قبر شدهاند. در نوار غزه، بهویژه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، دستکم ۱۶ گورستان نبش قبر یا با بولدوزر تخریب شدهاند؛ موضوعی که روزنامه New York Times و شبکه CNN آن را مستند کردهاند.
این نیز حقیقت دارد که این نوع تجاوزات اسرائیلی تنها به گورستانهای فلسطینی محدود نمیشود، بلکه گورستان «اپل» را نیز شامل میشود؛ جایی که قبرهای سربازان متفقین در جنگهای جهانی اول و دوم ــ از ملیتهای استرالیایی و بریتانیایی ــ در آن قرار دارد. روزنامه اسرائیلی Haaretz نیز مستند کرده است که دهها، اگر نگوییم صدها یا هزاران اسرائیلی، در گورستانهایی با اکثریت فلسطینی دفن شدهاند؛ چه از طریق قلدری، تحریک و سرکوب مستقیم، و چه بهدلیل ملاحظات شهرکسازی که هر اینچ از سرزمین فلسطین را دارایی صرفاً صهیونیستی میپندارد.
در اورشلیم، گورستان «مأمنالله» در حال بولدوزر شدن، هتک حرمت، ساخت تأسیسات توریستی و برگزاری جشنهای مذهبی یهودیان است؛ علاوه بر پروژه عظیم ساخت «Museum of Tolerance» بر ۲۵ دونم از زمینهای آن. این گورستان معمولی نیست؛ در مجاورت بابالخلیل قرار دارد، تأسیس آن به اوایل فتح اسلامی شهر در سال ۶۳۶ میلادی بازمیگردد و زیارتگاهها و بقایای بسیاری از صحابه را در خود جای داده است.
چند سال پیش، اینبار در فلسطین ۴۸، نبردی سخت با مقامات اشغالگر درگرفت تا شهرداری تلآویو ـ یافا را وادار به توقف بولدوزرهای گورستان «الامانوس» کنند؛ جنایتی که قرار بود بر اساس مصادره اموال «شورای عالی اسلامی» از سال ۱۹۵۲ انجام شود. در خود یافا نیز، اشغالگران بخشهایی از گورستان «قیشلا» را که قدمت آن به دوره ممالیک میرسد، مصادره کردند؛ همچنین گورستان «تاسو» که با قراردادهایی نامعتبر فروخته شد، و گورستان «جاماسین» که برای گسترش محله یهودیان با بولدوزر تخریب شد؛ و گورستان «شیخ مؤنس» که بر ویرانههای آن یک مجموعه دانشگاهی ساخته شد.
آشیل امبمبه، مورخ و منتقد سیاسی کامرونی، سیاست نقض حرمت مردگان و نبش قبر را در چارچوب «نکروپولیتیک» با دقت نظری و میدانی تحلیل کرده است. او در یکی از ابعاد حیاتی این نظریه، اعمال حاکمیت را از طریق تنوعبخشی به نابودی توضیح میدهد. جای تعجب نیست که او نژادپرستی را محرک اصلی این سیاست میداند؛ زیرا زندگی فردی که در معرض تبعیض نژادی قرار میگیرد، همواره با سلسلهای از محرومیتها همراه است؛ در زندگی و حتی در مرگ.
از آنجا که شهرک «سنور» همان جایی است که آریل شارون در سال ۲۰۰۵ ناچار به عقبنشینی از آن شد و بزالل اسموتریچ در سال ۲۰۲۶ با افتخار به آن بازگشت، نبش قبر در روستای فلسطینی الاساسا چیزی کمتر از احیای همین سبک خاص صهیونیسم معاصر نیست.: شهرکسازی پس از مرگ
منبع الفدس العربی
نصراله نجات بخش
پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.
- 1405/03/14