ناهید مطیع

زندگی در تعلیق و تاب‌آوری جمعی

چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که از شهریور ۱۴۰۱ بعد ازمرگ مهسا امینی آغاز شد و تا اواخر سال بعد ادامه یافت. جامعه ایران در طی این چهارسال بحران‌های عمیق و گسترده ای را تجربه کرده است. تحریم های فزاینده، بحران معیشت و فقرگسترده، افزایش موج خشم و ناامیدی از نهادهای رسمی، روند فزاینده آسیب های اجتماعی، مهاجرت و کاهش سرمایه اجتماعی وادامه سیاست سرکوب نهادها ومعترضین مدنی، شرایط زیست مردم ایران را بسیار سخت کرده است. شروع جنگ دوازده روزه درآغاز سال گذشته، کشتار مردم معترض دردیماه و جنگ چهل روزه که تا بهار امسال ادامه داشت، بحران های جدیدی را در شکل نابودی زیرساخت ها وگرانی سرسام آور برای مردمی به بارآورد که هنوز ازکشتن نزدیکان شان در دیماه سوگوار بودند وحالا باید سوگ های جدیدی را تجربه می کردند که با فاجعه مرگ دانش آموزان میناب و لامرد در فضای آموزشی گره خورده بود.
ظهوراپوزیسیون پادشاهی خواه مستقر در خارج درچنین زمینه ای معنا پیدا می کند. این اپوزیسیون با بهره گیری از شبکه های رسانه ای بدنبال یک براندازی سریع و پرهزینه بود/هست که با استفاده از “کمک های بشردوستانه خارجی “ وروش های مبتنی بر خشونت وانتقام، مشروع و شدنی است. مبلغان این رویکرد معتقدند ادامه حکومت جمهوری اسلامی خود به معنی نابودی ایران است و از این رو براندازی هر چقدرهم که هزینه داشته باشد و منجربه مرگ بسیاری ایرانیان وازبین رفتن ساختارهای حیاتی زندگی شود، به نفع ایرانیان است. سرعت دربازسازی ساخت های ویران شده و نوید یک زندگی مرفه از دیگرمشخصاتی است که از سوی ایشان وعده داده می شود.
برخلاف این رویکرد که برمبنای سه مولفه رهبری واحد، سرعت و کمک ویرانگرخارجی استواراست، جنبش مهسا، بر زندگی و آزادی که زنان در آن پیشرو هستند، تاکید کرده است. امروزپس از چهارسال دستاوردهای این جنبش یعنی نوآوری درمقاومت و پایداری آن، تغییر کدهای حکومتی درزیست روزمره وارج‌گذاری به زندگی و آزادی مولفه هایی هستند که براندازی سریع و پرهزینه را برنمی تابند. نهادی سازی مراقبت ومحافظت از دیگردستاوردهای این جنبش است که دربطن آن اهمیت وارزشمندی زندگی نمود پیدا می کند و با براندازی سریع ازطریق نابودی گسترده زیست بوم وازدست رفتن جان های بسیاردرتضاد است.
در این یادداشت قصد دارم با رجوع به زندگی واقعی و شیوه های تاب آوری جمعی و‌گروهی زنان در ایران نشان دهم که این مولفه های جنبش زن زندگی آزادی یعنی مقاومت مستمربرای تغیر کدهای کهنه زیستن ومراقبت از یکدیگر به این گروهها گره خورده و به نوعی درحال نهادی شدن است.

تاب‌آوری فردی و تاب‌آوری جمعی
در یک تعریف تاب آوری روانی توانایی بازگشت به تعادل، سازگاری وادامه مسیر پس از مواجهه با سختی ها، بحران ها وشکست هاست. تاب آوری یعنی چنانچه اتفاقات ناگواری زندگی ما را به معنای واقعی تکان داده و تحت الشعاع قراردهد و ما را درهم بشکند، به معنای اتمام یافتن کار وزندگی ما نباشد. تاب آوری باعث می شود که ما استرس کمتر، تعامل بهتر، قضاوت کمتر، انعطاف پذیری بیشتر و خلاقیت بالاتری در روابط مان داشته باشیم.
اما در اینجا فرض من این هست که به غیر از تاب آوری که عمدتا جنبه فردی و بین فردی دارد، اشکال دیگری از تاب آوری در حال گسترش است که می توان آنرا تاب آوری جمعی نامید.
منظور از تاب آوری جمعی توانایی پیوستکی یک گروه، یک اجتماع و یک شبکه برای مقاومت در برابربحران ها، سختی های مشترک وتلاش برای ترمیم آنهاست. پیوستگی، انعطاف پذیری، همبستگی و یادگیری جمعی از مولفه های اصلی تاب آوری جمعی یا اجتماعی هستند. تاکید می کنم که تاب آوری جمعی به معنای این نیست که افراد درگیر آسیب پذیر نیستند ورنج و شکست را تجربه نمی کنند و یا احساساتی مثل ناامیدی واسترس را در خود سرکوب می کنند. بلکه نکته محوری در تاب آوری جمعی اتخاذ دیدگاه ها و استراتژی های جدید به جای الگوهای قبلی است که در شرایط فعلی کارکرد ندارند.
در اینجا می خواهم تاب آوری جمعی را در کسب و کارهای نوین یا استارتاپ های زنانه بررسی کنم ‌و نشان دهم که چگونه مولفه های زن، زندگی، آزادی دراین نوع تاب آوری پررنگ است.
تاب آوری جمعی در کسب وکارهای نوین یا استارتاپ ها
فعالیت استارتاپی به راه اندازی و اداره یک کسب و کار گفته می شود که با یک ایده خلاق به دنبال رفع نیاز یا مشکل در بازاراست و برای این امر از فن آوری ها بهره می گیرد. بطور کلی حضور و سهم زنان در اکوسیستم استارتاپی و دانش‌بنیان ایران، نشان دهنده مشارکت تحصیلی بالا ودرمقابل، سهم محدود در استارتاپ ایران است. یعنی زنان کلا ۱۲ درصد کسب و کارهای استارتاپی را به خود اختصاص می دهد ولی سهم ایشان در استارتاپ های کوچک و متوسط به طور مستمر افزایش یافته است. در سال‌های اولیه یا جنینی یعنی ازسال ۹۴ تا ۹۶ سهم زنان ۸ تا ۱۱درصد کسب و کارهای متوسط است ولی تا سال ۱۴۰۳ سهم ایشان مرتبا افزایش یافته وبه ۲۵ درصد می رسد. از این پس اختلالات اینترنت و بحران های مالی، کسب وکارهای مستقل زنانه را تحت تاثیر قرارمی دهد اما فعالیت ایشان را متوقف نمی کند. بر اساس گزارش دیده بان بین‌المللی زنان کارآفرین، سهم زنان در مدیریت و راه‌اندازی استارتاپ های کوچک و متوسط در ایران هنوز همان ۲۵ درصد است. ظرفیت های مدیریتی، مهارت های دیجیتال و تحصیلات دانشگاهی بالا از دلایل عمده بقا در این زیست بوم هست. البته اختلالات اینترنتی و پلاتفرمی به بسیاری از کسب و کارهای نوپا که زمینه ای دیجیتال داشتند ضربه زده است.مسلما عدم دسترسی زنان به وام های کلان حمایتی وشبکه های حمایتی از دیگر چالش های این کسب و کارهاست. اما تمرکز من در این نوشته برفعالیت زنانی استواراست که با همه فراز ونشیب ها توانسته اند کسب و کار خود را با استراتژی های نوآورانه حفظ کنند.
سهم زنان در استارتاپ ها ی کوچک و‌متوسط بالاتر از سهم آن‌ها در استارتاپ‌های بزرگ و نیازمند سرمایه‌های کلان است. واین بخش کوچک و متوسط، پناهگاه اصلی کارآفرینی زنان در اقتصاد دیجیتال ایران شده است. چنین جایگاه و استمراری، نشان دهنده مقاومت بی وفقه زنان برای ورود به این فضا و مقاومت آنها برای تغییردرالگوهای ساختاری مردسالارنه و یافتن جایگاه زنانه مختص به خودشان است.
استارتاپ های زنان درمواجهه با محدودیت‌های نهادی، مشکلات مالی و اختلالات مداوم اینترنتی، منتظر حمایت‌های دولتی نمانده و مکانیزم‌های تاب‌آوری و استراتژی‌های سازگارانه بومی ویژه ای را برای پایداری کسب وکارهایشان ایجاد کرده و به سمت خلق زنجیره های حمایتی و شبکه های غیررسمی افقی رفته اند.
استراتژی‌های تاب‌آورانه
زنان کارآفرین با خرید خدمات و محصولات از یکدیگر (مانند تامین مواد اولیه مشاغل خانگی از هم‌صنفان زن) زنجیره ارزش مستقلی ایجاد کرده‌اند. آنها از طرق تبلغیات هم پوشان به یکدیگر کمک می کنند.استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای اینستاگرامی زنان برای کاهش هزینه‌های گزاف تبلیغات، به صورت داوطلبانه و متقابل به معرفی مشاغل یکدیگر می‌پردازند تا جامعه مخاطبان خود را به اشتراک بگذارند.
بسیاری از گروه‌های مستقل کارآفرینی بانوان، کارگاه‌های انتقال تجربه، آموزش‌های رایگان حسابداری، بازاریابی دیجیتال و حتی سواد حقوقی (مانند قوانین چک، قراردادها و ارث) را به صورت خودگردان برای اعضای جدیدتر برگزارمی‌کنند تا ریسک شکست ناشی از کمبود تجربه را به حداقل برسانند بعلاوه آنان در مواجهه با نوسانات ناشی از اختلال اینترنت و قطع آن، از استراتژی های چندگانه ای استفاده می کنند. آنها اتکا صرف به اینستاگرام را کاهش داده و هم‌زمان از ترکیب پلتفرم‌های بومی، کانال‌های پیام‌رسان‌های جایگزین، و ایجاد سایت‌های اقتصادی اشتراکی استفاده می‌کنند تا پایداری ارتباط با مشتری حفظ شود. همچنین بامشارکت فعال در رویدادهای فروش، بازارهای محلی، شوهای خانگی و دستفروشی به طور موقت به بازارهای فیزیکی وارد می شوند.
به طور کلی استارتاپ هایی کوچک و متوسطی که توسط زنان اداره می‌شوند، نرخ بقای بهتری در بحران‌های ناگهانی (مانند جهش‌های ارزی یا اختلالات اینترنت) دارند؛ زیرا فرآیندهای مالی آن‌ها منعطف‌تر، کم‌هزینه‌تر وبه دوراز رفتارهای ریسکی بزرگ تنظیم می‌شود.
از طرف دیگرزنان کارآفرین برای حل مشکل سرمایه گذاری ازمدل خودگردانی مالی در شرکت‌های کوچک بهره می گیرند. یعنی با سرمایه شخصی کمتری کاررا شروع کرده و با درآمد مستقیم مشتریان، شرکت را توسعه می‌دهند. تمرکز بر بازارهای گوشه‌ای انتخاب خلاقانه ایشان است برای ورود به بازارهایی که تقاضای زیاد وعرضه کمی داشته است. ارائه خدمات خلاقی مثل پلتفرم‌های تخصصی آموزش، سلامت ومراقبت، صنایع دستی پیشرفته، پلتفرم‌های منابع انسانی، وابزارهای مربی گری باعث ایجاد موفقیت‌های مستمری برای ایشان شده است. یعنی زنان بازارهای پایداری بوجود آوردند که با سرمایه کمتراما تمرکز و کیفیت بالاتر اداره می شوند.
همچنین این شرکت های دیجیتالی زنانه با استفاده از فضای کار اشتراکی( اتاق مشترک، صندلی یا میز مشترک، میز تخصصی )، سرویس های مالی، فنی و ابزاری مشترک، بکار گیری نیروی انسانی ترکیبی و پاره وقت توانسته اند هزینه های خود را در سطحی پایین تر از معمول نگاه دارند.
درواقع زنان توانستند با دسترسی به ابزارهای پرداخت آسان، پلتفرم‌های واسط، و افزایش آگاهی حقوقی و مالی نه تنها بازار نسبتا ثابتی برای خود ایجاد کنند بلکه ثبت رسمی کسب‌وکارها توسط زنان را به بالاترین حد خود در تاریخ اقتصاد دیجیتال ایران برسانند. به طوری که با وجود فیلترینگ گسترده یا نوسانات شدید ارز، سهم کارآفرینی رسمی زنان سقوط نکرده است.
نوآوری وتنوع درمحصولات و خدمات یکی دیگر از ویژگی های این کسب و کارهای زنانه است. تنوع در محصولات با الهام ازهنرها و سبک زیست سنتی ایران دامنه گسترده ای از نوآوری را نشان می دهد که فراتر از تولید سنتی به خلق کالاهای مدرن وامروزی مثل انواع زیورآلات، پوشاک والبسه، خوراکی‌ها، تابلوها، ظروف خانگی، وانواع دیگری از اکسوسری ها پرداخته اند. درعرصه محصولات کشاورزی، زنان کارآفرین با عبور از کشت تک‌محصولی سنتی، به سراغ راه‌اندازی باغچه‌های هماهنگ با طبیعت و تنوع محصولات ارگانیک رفته اند. دربخش خدماتی، این زنان با عرضه ورک شاپ های ورزشی، مراقبت های روانی جمعی، خدمات نرم افزاری و زیرساختی فعال اند و برخی از آنها به عنوان پشتیبان زیرساختی دیجیتال به دیگران فعالیت می کنند.
توزیع جغرافیایی استارتاپ های زنان
از نظر توزیع جغرافیای این مشاغل زنانه می توان گفت که ۴۵ تا ۵۰ درصد این مشاغل یعنی بیشترین آنها مرکزگرا ودرقطب مرکزی تهران و البرز قراردارند. اغلب این مشاغل در زمینه خدمات فنی، پلاتفرم های منابع انسانی و آموزشی فعالیت می کنند. این بخش در واقع بارعملیاتی ارسال وتدارکات را ازدوش کارآفرینان استانی برمی‌دارند و به توسعه متوازن کسب‌وکارها کمک می‌کنند.
قطب بعدی در اصفهان، خراسان رضوی و فارس قرارگرفته که ۲۰ تا ۲۵ درصد کسب وکارهای زنانه را به خود اختصاص داده است. عمده فعالیت این قطب بر گردش گری بومی، بازارهای آنلاین صنایع دستی مدرن شده و سلامت آنلاین متمرکز است. یعنی کسب و کارهای زنانه با انتخاب حوزه هایی که پتانسیل رشد درمنطقه را دارند، کسب و کار خود را راه اندازی کرده اند.
حدود ۱۵ درصد از کسب و کارهای زنانه در مازندران، گیلان، آذربایجان غربی و کرمان مستقراند که در حوزه‌هایی مثل کشاورزی مدرن، پته بافی، بسته بندی، پلانفرم های توزیع محصولات ارگانیک و اکو توریسم فعال اند.
و بالاخره ۱۰ درصد در قطب سیستان و بلوچستان، هرمزگان و قم قرار دارند که در صنایع بومی مثل پوشاک سنتی وسوزن دوزی فعالیت می کنند. اشتغال زنان بر حسب استان‌ها نشان می دهد که زنان در سیستان و بلوچستان سهم بالایی در اشتغال دارند. این سهم از اشتغال زنان به دلیل فعالیت کارخانه‌های بزرگ در این منطقه نیست، بلکه نتیجه سازماندهی کارگاه‌های سنتی و خانگی زنان در قالب استارتاپ‌های کوچک و هدایت آن‌ها به بازار دیجیتال کشور است.
یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های استارتاپی و خلاق موفق که توسط یک زن در استان سیستان و بلوچستان پایه‌گذاری شده وبه الگویی کشوری تبدیل شده، شرکت توسعه هنر و فناوری مکران اکسون با برند تجاری-اجتماعی «سوچن» است. این برند برای توسعه فعالیت های تجاری خود در کشورهای مختلف اقدام به جذب نماینده فروش کرده و با راه اندازی صفحات فعال در پلاتفرم های بین المللی نظیر اینستاگرام و فیس بوک، هنر زنان بلوچ را به جهان عرضه می کند.
پراکندگی جغرافیایی کسب وکارهای زنان نشان می دهد که اولا گرچه تمرکز این کسب و کارها مرکزی است، اما زنان در سایر مناطق نیز به کسب و کار وارد شده اند. به ‌طوری که حدود پنجاه درصد کسب و کارهای زنانه در مناطق غیرمرکزی پراکنده است. بعلاوه زنان این مناطق ضمن همکاری های مشترک برای کاهش هزینه ها و تولید محصولات وارائه خدمات، کاملا به پتانسیل های بازارهای منطقه خود اشراف داشته و براساس تقاضاهای بازار، استراتژی های سرمایه ای خود را تغییر می دهند. بهره گیری ایشان ازمدل های ترکیبی از دیگردلایل موفقیت ایشان است. مثلا درکرمان کسب و کارهای زنان از مدل های ترکیبی استفاده کرده اند. به طوری که زنان کار آفرین با راه اندازی استارتاپ های زنجیره ای، پته دوزی، قالی بافی، و‌گلیم بافی را به اقامتگاه های بوم گردی و پلتفرم های فروش آنلاین متصل کرده‌اند.
تلفیق هنرهای دستی یکی دیگر از نوآوری های این کسب و‌کارهاست. یعنی محصولی توسط دو هنرمند زن از دو منطقه وقومیت متفاوت ساخته می شود. در تصویر زیر کاردو هنرمند زن از بلوچستان و اصفهان را می بینید که همزمان دو بخش سوزن دوزی بلوچی را با پلاکی فولادی ازهنر فولاد سازی اصفهان تلفیق کرده اند تا گردنبند زیبایی را تولید کنند.
عکس از فروشگاه شیوار
مقایسه کسب وکارهای زنان با مردان
با مقایسه استارتاپ های مردان با زنان می توان به ویژگی هایی اشاره کرد که باعث ماندگاری کسب و‌کارزنان شده است.
زنان با اتخاذ رویکرد مقاومتی کاکتوسی، استارتاپ خود را مانند یک «کاکتوس» مقاوم به کم‌آبی بار می‌آورند. آن‌ها هزینه‌های ثابت را کنترل کرده و از خرج های اضافه پرهیز می کنند تا به سود آوری برسند. درنتیجه، دربحران های اقتصادی که استارتاپ های مردانه متکی به سرمایه و سودآوری در معرض ورشکستگی قرار می گیرند شرکت های زنان به فعالیت خود ادامه می دهند.
حفظ تیم همکاری با توجه به موج گسترده مهاجرت نیروهای متخصص، یکی از چالش های کسب و کارهای کوچک است، زنان کارآفرین به دلیل تجربه های زیسته توانسته اند بین کار و زندگی تعادل برقرار کنند و محیط های کاری منعطف تروهمدلانه تر بسازند. این ویژگی باعث می شود که نرخ ریزش کارکنان دراستارتاپ های زنان کمترباشد و بعلاوه درمواقع بحرانی به همدیگر کمک کنند.
در حالی که بسیاری از کارآفرینان مرد تمرکز خود را روی بزرگ کردن عدد «ارزش‌گذاری شرکت» برای جذب سرمایه‌های بعدی می‌گذارند، زنان در استارتاپ‌های کوچک و متوسط بیشتر روی جریان تقاضای مشتری ها، نقدینگی وسود خالصِ انتهای ماه تمرکز دارند. این واقع‌گرایی آن‌ها را در برابرموج های ناگهانی و تکان های بازار محافظت می کند.
سخن پایانی
شاید بتوان گفت فعالیت کسب و کاری زنان زیر ضرب بحران ها ومشکلات مختلف مثل جنگ،‌ تحریم ها، سرکوب ها وتبعیض های ساختاری، شکلی از فعالیت را بنیان گذرای کرده است که با مشخصات سرمایه گذرای های کلاسیک که مبتنی بر سرمایه کلان، وسودآوری بر پایه رقابت و انحصاراست فاصله دارد. کسب و کارهای ایشان بر پایه نوآوری درمقاومت وتغییراستراتژی های حرفه ای برای زنده و فعال ماندن استوارشده است. مراقبت ازهمدیگر وهمبستگی خواهرانه درمناطق مختلف چه درمرحله بازاریابی وچه درفرایند ساخت محصول شان، سپری محافظتی ساخته است که ازآنها دربحران های کسب و کار حمایت می کند. مولفه هایی که با دستاوردهای ماندگار جنبش زن، زندگی، آزادی همخوانی دارد و به نوعی به یکدیگر گره خورده اند. ———————————————————————————————————————–
منابع :
اکوموتیو. (۱۴۰۳). گزارش جامع پایداری و نقش‌آفرینی اجتماعی زیست‌بوم استارتاپی ایران. رسانه تخصصی اکوسیستم استارتاپی ایران (ecomotive.ir).
جاب‌ویژن / ایران‌تلنت. (۱۴۰۲). گزارش سالانه بازار کار و سرمایه‌های انسانی ایران. بخش ارزیابی نرخ بقای تیم‌ها، تمایل به کار ریموت و سهم زنان در نقش‌های C-Level.
سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور (نصر). (۱۳۹۸). گزارش ساختاری الکام‌استارز ۹۸: تحلیل طول عمر، زاد‌و‌ولد و چالش‌های پایداری استارتاپ‌های نوپا، تهران.
معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری. (۱۴۰۲). پژوهش ارزیابی زیست‌بوم کارآفرینی زنان در حوزه اقتصاد دیجیتال و شرکت‌های خلاق. پیگیری سهم مدیریت ارشد و کارآفرینی استانی.
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست جمهوری. (۱۴۰۲). سالنامه آماری شرکت‌های دانش‌بنیان و خلاق ایران. بررسی پراکندگی جغرافیایی پلتفرم‌های متوسط و سهم فارغ‌التحصیلان زن در رشته‌های. STEM
مرکز توسعه تجارت الکترونیکی (وزارت صنعت، معدن و تجارت). (۱۴۰۳). گزارش سالانه وضعیت تجارت الکترونیکی در ایران. تحلیل ویژگی‌های دموگرافیک، جنسیتی و استانی مالکان اینماد فعال.
MDPI Journal of Open Innovations, (2025), “Understanding the Motivational Dynamics and Frugal Strategies of Women Entrepreneurs in Restrictive Socioeconomic Landscapes,”2025, MDPI Journal of Open Innovations, vol. 11, no. 1, pp. 45-58, Jan.
Tracxn Technologies,( 2026)”Iran Startup Ecosystem Database: Core Tracking on Registered Startups, Active Ventures, and Survival Rates,” Tracxn Global Reports, 2026. [Online]. Available: tracxn.com

#ایران_فردا
#ناهید_مطیع
#تاب‌آوری_جمعی
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/iranfardamag

مطالب مرتبط

عبدالوحید کنعان نویسنده فلسطینی :مترجم علی سرداری

با وجود تلاش‌های اخوان المسلمین و برخی جنبش‌های اسلامی میانه‌رو برای فاصله گرفتن از اندیشه‌های سید قطب، نفوذ فکری او همچنان در برخی جریان‌های افراطی مشاهده می‌شود. اندیشه‌های وی همچنان موضوع بحث و مناقشه در میان پژوهشگران و فعالان سیاسی است و پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان با پیامدهای فکری و سیاسی این ایدئولوژی در جنبش‌های اسلامی معاصر مواجه شد.

کمیل اونگوریانو نویسنده

دربارهٔ دجال، را تحلیل می‌کند. پویو گفت‌وگویی میان صداهای مترقی و محافظه‌کار به صحنه می‌آورد، بی‌آن‌که تضمین‌های متناظرِ آن‌ها را وارد کند؛ یعنی توسل به پیشرفت تاریخی از یک سو و نظم سنتی از سوی دیگر. سونیا آریباس و ایرنه بایه کورپاس در مقالهٔ «چیزی کاملاً دیوانه‌وار و خارق‌العاده»، اثر پیچیدهٔ شارلوت سالومون، هنرمند آلمانیِ یهودی‌تبار (۱۹۱۷–۱۹۴۳) را تفسیر می‌کنند؛ هنرمندی که در بیست‌وشش‌سالگی در آشویتس به قتل رسید. تمرکز مقالهٔ آنان بر شیوهٔ مواجههٔ این هنرمند با حافظه، عشق، بحران خودکشی و آفرینش هنری در زمانه‌های آشفته است.

محمد جمیل احمد نویسنده سودانی:مترجم علی سرداری

امروزه، در حالی که گفتمان هویت در آزمایش‌های اسلام سیاسی منفجر شده و شعله‌های آن به کشورهای مختلف جهان عرب سرایت کرده و نقص‌های آشکار آن را آشکار ساخته است، هنوز کسانی هستند که در این گفتمان بحران‌زده، از طریق شعار گمراه‌کننده «اسلام راه حل است»، راه‌حل بالقوه‌ای برای مشکلات منطقه عربی توسعه‌نیافته ما می‌بینند. با این حال، اسلام یک دین است، نه یک راه حل و نه یک مشکل (مشکل ما توسعه‌نیافته بودن است). اسلام هرگز برای این جوامع مشکل نبوده است (آنطور

مطالب پربازدید

مقاله