پروفسور دکتر احمد القطامین:مترجم علی سرداری

ترامپ: اسرائیل از بمباران لبنان منع شده است… و ایران تنگه هرمز را باز می‌کند: قدم بعدی در خاورمیانه چیست؟

در تحولی قابل توجه که نشان‌دهنده حساسیت مرحله کنونی در خاورمیانه است، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همزمان با اعلام ایران مبنی بر باز کردن تنگه هرمز به روی همه کشتی‌های تجاری، به اسرائیل درباره گسترش عملیات نظامی خود به لبنان هشدار جدی داد. این دو رویداد، اگرچه در ظاهر جدا از هم هستند، اما نشان‌دهنده تغییرات عمیق در قواعد تعامل منطقه‌ای‌اند و می‌توانند نقطه عطفی در روند تنش‌های فعلی باشند.
بیانیه ترامپ که خواستار توقف بمباران لبنان شده است، پیامدهایی فراتر از یک درخواست ساده برای کاهش تنش دارد. این موضع نشان‌دهنده درک آمریکایی‌ها از این واقعیت است که گسترش درگیری به جبهه لبنان می‌تواند به جنگی منطقه‌ای و گسترده‌تر منجر شود که مهار آن دشوار خواهد بود. لبنان با پیچیدگی‌های داخلی و توازن شکننده‌اش، عرصه‌ای بسیار حساس است و هرگونه رویارویی گسترده در آنجا می‌تواند سایر بازیگران منطقه‌ای را نیز درگیر کرده و در را به روی تشدید غیرقابل پیش‌بینی تنش‌ها باز کند.
در مقابل، اعلام ایران مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز به روی همه کشتی‌های تجاری، دو هدف را دنبال می‌کند: اطمینان‌بخشی به اقتصاد جهانی و ارسال این پیام سیاسی که تهران خواهان تشدید تنش اقتصادی که می‌تواند به تجارت بین‌المللی آسیب بزند، نیست. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان است و هرگونه اختلال در آن بلافاصله بر قیمت نفت و بازارهای انرژی تأثیر می‌گذارد. بنابراین، بازگشایی آن نشان‌دهنده تمایل آشکار ایران برای جلوگیری یا دست‌کم به تعویق انداختن رویارویی مستقیم با قدرت‌های بین‌المللی است.
اما مهم‌ترین سؤال همچنان باقی است: پس از این تحولات چه اتفاقی ممکن است رخ دهد؟
نخستین سناریوی محتمل، ایجاد وضعیت «بازدارندگی متقابل محدود» است. این بدان معناست که طرف‌های اصلی — اسرائیل، ایران و متحدان آنها — ممکن است بدون ورود به جنگی تمام‌عیار، به تبادل پیام‌های نظامی و سیاسی ادامه دهند. در این سناریو، درگیری‌های محدود یا عملیات غیرمستقیم ادامه خواهد یافت و هر طرف مراقب خواهد بود از خطوط قرمزی که می‌تواند به آتش‌سوزی منطقه‌ای منجر شود، عبور نکند.
سناریوی دوم، پیشرفت تدریجی دیپلماتیک است، به‌ویژه اگر فشار ایالات متحده با تلاش‌های بین‌المللی برای کاهش تنش همراه شود. اظهارات قاطع از سوی واشنگتن می‌تواند مقدمه‌ای برای یک فرآیند مذاکره اعلام‌نشده با هدف مهار تشدید تنش‌ها باشد؛ چه از طریق میانجی‌های منطقه‌ای و چه از طریق کانال‌های مخفی. در این صورت، ممکن است شاهد دوره‌ای از آرامش موقت باشیم که با تفاهم‌های غیررسمی درباره محدودیت‌های عملیات نظامی همراه است.
سناریوی سوم — و خطرناک‌ترین — احتمال اشتباه محاسباتی است. تاریخ معاصر خاورمیانه نشان می‌دهد بسیاری از جنگ‌های بزرگ در نتیجه حادثه‌ای محدود که از کنترل خارج شده، آغاز شده‌اند. یک اشتباه محاسباتی یا واکنشی بیش از حد می‌تواند زنجیره‌ای از تشدید تنش‌ها را رقم بزند که مهار آن بعدها بسیار دشوار خواهد بود.
در مجموع، به نظر می‌رسد منطقه امروز در آستانه تعادلی ظریف قرار دارد. هشدارهای آمریکا و ژست‌های آشتی‌جویانه ایران ممکن است موقتاً آرامش ایجاد کند، اما به معنای پایان تنش نیست. آنچه اکنون رخ می‌دهد بیشتر شبیه بازتعریف قواعد تعامل است تا حل‌وفصل مناقشه.
مرحله بعدی با توانایی طرف‌ها در خویشتن‌داری و همچنین اثربخشی فشار بین‌المللی در جلوگیری از تشدید رویارویی تعیین خواهد شد. تا آن زمان، خاورمیانه همچنان در وضعیت بحرانی قرار دارد؛ جایی که هرگونه بیانیه یا اقدام نظامی می‌تواند ظرف چند ساعت چشم‌انداز را تغییر دهد.
منبع رای الیوم

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.