حسن مدان:مترجم علی سرداری

ترامپ از پکن چه چیزی با خود آورد؟

ترامپ در بازگشت از پکن با خبرنگاران در هواپیمای ایر فورس وان صحبت می‌کند (۱۵/۵/۲۰۲۶ – گتی)
هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از سفر خود به پایتخت چین چه دستاوردهای قابل توجهی داشته است. ممکن است تفاهمات استراتژیک اعلام‌نشده‌ای میان دو طرف وجود داشته باشد که دیر یا زود نمود پیدا کند. بر اساس آنچه آشکار شده، می‌توان گفت نشست ایالات متحده و چین شکست نخورده است، اما اعلام موفقیت آن در دستیابی به پیشرفت معنادار هنوز زود است. ترامپ از «توافق‌های تجاری فوق‌العاده» با همتای چینی خود، شی جین‌پینگ، خبر داد؛ معاملاتی که به گفته او به منافع هر دو کشور خدمت می‌کنند. با این حال، دو طرف از ارائه جزئیات هرگونه توافق مشخص خودداری کردند.
ترکیب هیئت آمریکایی نشان می‌داد که هدف اصلی اجلاس، اقتصادی بوده است؛ زیرا مدیران شرکت‌های بزرگ آمریکایی مانند تسلا، انویدیا و بوئینگ در آن حضور داشتند و مدیران عامل آنها، ایلان ماسک (تسلا) و جنسن هوانگ (انویدیا)، ترامپ را همراهی می‌کردند. این امر نشان‌دهنده تمایل متقابل برای همکاری در حوزه هوش مصنوعی و فناوری نیمه‌هادی و تلاش برای غلبه بر احتیاط میان دو اقتصاد بزرگ جهان است؛ اقتصادهایی که طی سال‌های اخیر درگیر جنگ تجاری بوده‌اند و با وجود آتش‌بس موقت در مورد تعرفه‌ها، همچنان سایه این تنش بر روابطشان سنگینی می‌کند. از قضا، ترامپ خود اظهار داشت که تعرفه‌ها حتی در این اجلاس مورد بحث قرار نگرفته‌اند، با وجود اینکه منبع اصلی تنش در روابط دوجانبه محسوب می‌شوند. ناظران به یک معضل آشکار اشاره می‌کنند: واشنگتن به دنبال محدود کردن دسترسی چین به فناوری‌های پیشرفته، به‌ویژه در حوزه هوش مصنوعی و نیمه‌هادی‌ها است، اما در عین حال نمی‌تواند اندازه بازار چین را برای شرکت‌های غول‌پیکر آمریکایی نادیده بگیرد.
نتیجه اجلاس اشاره صریحی به هوش مصنوعی نداشت، جز بیانیه کوتاه ترامپ درباره گفت‌وگو پیرامون «دستورالعمل‌های استاندارد» برای همکاری احتمالی در این زمینه، و اعلام کاخ سفید مبنی بر توافق برای ایجاد «شورای تجارت» جهت مدیریت روابط اقتصادی دو کشور و جلوگیری از بازگشت مکرر به مذاکرات تعرفه‌ای. این اقدام را می‌توان تلاشی برای ایجاد یک سازوکار نهادی پایدارتر دانست، هرچند مقامات آمریکایی اذعان کردند که تا رسیدن به نتایج عملی، راهی طولانی در پیش است.
ترامپ همچنین اعلام کرد که چین با خرید ۲۰۰ هواپیمای بوئینگ، با امکان خرید ۷۵۰ هواپیمای دیگر، و نیز خرید مقادیر زیادی سویا از آمریکا موافقت کرده است. با این حال، پکن از تأیید این موضوع خودداری کرد و تنها تأکید نمود که روابط اقتصادی دو کشور بر «سود متقابل و همکاری برد–برد» استوار است.
بر اساس آنچه اعلام شده، می‌توان گفت ترامپ با اعلام تفاهمات تجاری اولیه، تمدید فضای آرامش با چین و گشودن درهای گفت‌وگوهای مداوم از طریق سازوکاری مانند «شورای تجارت» از پکن بازگشته است؛ دستاوردی که با توجه به شکنندگی روابط دو کشور، در کنترل مسائل مورد اختلاف اهمیت دارد. با این حال، او در موضوعات تعرفه‌ها، فناوری یا تایوان به موفقیت قاطعی دست نیافت، هرچند فعلاً توانسته است از تشدید بحران جلوگیری کند.
مهم‌ترین پرسش اکنون مربوط به آن چیزی است که میان دو رهبر درباره ایران و تنگه هرمز گذشته است. پیش از اجلاس، نشانه‌هایی وجود داشت که ترامپ به دنبال ترغیب چین برای اعمال فشار بر تهران با هدف تضمین ثبات ناوبری دریایی و مهار پیامدهای جنگ بوده است. اما این موضوع نیز همچنان مبهم است. سیگنال‌های مثبتی از سوی چین دیده می‌شود، اما الزام‌آور به نظر نمی‌رسند. به گفته ترامپ، شی جین‌پینگ تمایل خود را برای باز نگه داشتن تنگه هرمز ابراز کرده است؛ امری منطقی، زیرا چین به شدت به نفت خلیج فارس وابسته است و هرگونه اختلال در تنگه به اقتصاد آن آسیب می‌زند. در مورد خود جنگ و حل‌وفصل درگیری، به نظر می‌رسد موضع چین به درخواست آتش‌بس جامع و بازگشایی خطوط کشتیرانی محدود شده باشد؛ فرمولی کلی و دیپلماتیک که به معنای همسویی با واشنگتن نیست، بلکه نشان‌دهنده نگرانی پکن برای ثبات منطقه و حفاظت از منافع تجاری آن است. در مقابل، ترامپ خواهان نقش فعال‌تر چین در فشار بر ایران بوده است.
ترامپ به جای یک توافق تاریخی، با آرامشی موقت، وعده‌های اقتصادی و دستاوردی دیپلماتیک از پکن بازگشت.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.