احسان شریعتی

برای صلح و آزادی»

🔹در ۷۵مین سالروز ملی شدن صنعت نفت در ایران، بار دیگر با تجاوز نظامی ارتش‌ های اسرائیل و امریکا به کشورمان شاهد برافروختن جنگ خانمان‌سوز دیگری در خاورمیانه هستیم. جنگی که با گذشت چند هفته نه تنها هنوز پایانی بر آن متصور نیست، که هر دم در ابعادی تازه به سراسر منطقه گسترش می یابد.
«علت» آغاز این جنگ، در حین مذاکرات، و اهداف راهبردی آن نیز همچنان مبهم است:
اگر هدف استقرار «نظمی نو» (نو-استعماری-اولتراصهیونیستی) در منطقه‌ بوده باشد، استمرار این جنگ آیا نتیجه‌ای معکوس برای مبتکرانش به بار نیآورده است؟! در سال گذشته بهانه‌ی آغاز جنگ نابودسازی امکان دستیابی به سلاح هسته‌ای، توان تعرض موشکی، و درهم‌شکستن محور نیروهای همسو با ایران در فلسطین، لبنان، عراق، و یمن بود، و مدعی توفیق و تحقق این اهداف شده بودند. پس چنین لشکرکشی ای به دنبال چه مقصود دیگری است؟ و اگر غرض عملیاتی محدود و مشابه ونزوئلا می‌بود که می بایست در همان تهاجم نخست با ترور رهبر و سران نظام به پایان برسد؟
این جنگ و ادامه اش در واقع، چه حاصلی جز «نکبت» جهانشمول، کشتار غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی و انرژتیک، انسداد مسیرهای هوایی و دریایی، توقف چرخه‌ی اقتصاد و زندگی، گسترش هرج و-مرج و ناامنی، هراس‌افکنی سراسری و کشاندن پای سایر کشورها به نوعی جنگ جهانی جدید، به بار آورده است؟ جهان مگر شاهد پیآمدهای شوم این بخت‌آزمایی‌ نظامی در گذشته، از افغانستان و عراق و لیبی و یمن تا سوریه، نبوده است؟
دستاویز دیگر جنگ‌افروزان این بار «حمایت از مردم» معترض به وضعیت موجود و بحران معیشتی و قربانیان کشتار دی ماه گذشته و تشویق ملت به مقابله با قوای حاکم و ساقط سازی نظام تضعیف‌شده‌ از پی جنگ است.
تجربه‌ی تاریخ معاصر(همچون اشغال کشور در شهریور ۲۰)، هربار نشان داده است که غیاب آزادی و مردمسالاری چگونه مسبب انفعال جامعه و عامل فقدان همبستگی معنوی ملی لازم برای مقاومت در برابر تهاجم خارجی شده است. همچنین، همین حافظه ی جمعی تاریخی ازسوئی موجب هشیاری عمومی و مخالفت مردم با مداخله ی خارجی، کشتار هموطنان، و تخریب زیرساخت‌های حیاتی کشور بوده و از دیگرسو، انزجار از خشونت ورزی، دامن زدن به جنگ داخلی و تجزیه طلبی؛ چنان که در جنگ ۱۲ روزه ی سال پیش و طی چند هفته جنگ جاری دیدیم و این رویکرد، برغم اعتراض به وضع موجود و نظم حاکم و مطالبه ی تغییر-و-تحول اساسی برای آزادی و عدالت و توسعه.
زیرا همچنان که بزرگان در گذشته به درستی گفته اند «مگس همواره بر زخم می‌نشنید»، آسیب‌شناسی بنیه ی ملی و ظرفیت تاب آوری مردمی به مسئولان می آموزد که تنها با تن دادن به خواست و اراده یک مردمی، پذیرش حاکمیت مردم و با مشارکت ملت می‌توان روح میهن دوستی را اعتلا بخشید و در برابر تجاوز و اشغالگری و کشتار قدرت های متخاصم بیگانه متحد شد و به دفاع از استقلال، یکپارچگی و کیان کشور پرداخت.
زمانی یکی از شاهان شاعران چه زیبا سروده بود که:
«فغان ز جغد جنگ و مرغوای او,
که تا ابد بریده باد نای او !
.‌‌.‌. به خاک مشرق از چه رو زنند ره،
جهانخواران غرب و اولیای او؟ 
نه دوستیش خواهم و نه دشمنی
نه ترسم از غرور و کبریای او !
..‌. عطاش را نخواهم و لقاش را،
که شومتر لقایش از عطای او !
… بهار طبع من شکفته شد چو من
مدیح صلح گفتم و ثنای او ! »

۲۹ اسفند ۱۴۰۴

***
#نه_به_جنگ
#جنگ_افروزی_نواستعماری_اولتراصهیونیستی
#حاکمیت_ملی_مردمی
#هفتاد_و_پنجمین_سالروز_ملی_شدن_صنعت_نفت
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.