انس الربیعی:مترجم علی سرداری

امنیت صلح‌آمیز در قرآن: فلسفه‌ای از تفاهم متقابل به‌عنوان جایگزینی برای برخورد تمدن‌ها

نویسنده: قرآن فلسفه‌ای از تفاهم متقابل را به‌عنوان جایگزینی رادیکال برای فلسفه درگیری ارائه می‌دهد (گتی ایمیجز)

دیدگاه قرآنیِ امنیت صلح‌آمیز، از برداشت محدود انسانی که صلح را به آتش‌بس یا توازن قدرت تقلیل می‌دهد، فراتر می‌رود و به افق‌های هستی‌شناختی می‌رسد؛ افق‌هایی که در آن صلح، جوهره هستی و هماهنگ با حرکت عظیم کیهان است. زیرا خداوند که «صلح» است، در این جهان نظامی را برقرار کرده که ذاتاً به سوی آرامش و هماهنگی میل دارد.

درگیری‌های انسانی چیزی جز انحرافی شدید از این نظم الهی نیست، زمانی که «منِ» فردی یا جمعی بر وحدت منشأ انسانی سایه می‌افکند.

قرآن می‌کوشد این تعادل را از طریق قانون‌گذاری‌ای که آرامش روح و انسجام جامعه را پاس می‌دارد و از طریق پیمانی اخلاقی که وفای به عهد را عبادت می‌شمارد، احیا کند.

قرآن فلسفه‌ای از درک متقابل را به‌عنوان جایگزینی رادیکال برای فلسفه تضاد ارائه می‌دهد. تفاوت‌های میان انسان‌ها نه یک آسیب‌پذیری امنیتی که احتیاط را ضروری کند، بلکه ضرورتی فکری و زیبایی‌شناختی است؛ ضرورتی برای غنی‌سازی آگاهی جمعی و ایجاد هماهنگی کیهانی که تنها با شناخت تقدس دیگری، به‌عنوان آینه‌ای از خود، قابل دستیابی است.

از این رو، امنیت صلح‌آمیز به نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر از درک انسان نسبت به جایگاه خود در هستی تبدیل می‌شود، نه صرفاً واکنشی ناشی از ترس از نابودی یا میل به بقا. این امنیت پاسخی است به ندای «آرامش»؛ ندایی که صلح را به حالتی درونی بدل می‌کند و سپس به حوزه عمومی سرریز می‌شود.

عمق این دیدگاه در پیوند دادن امنیت به عدالت مطلق ــ عدالتی بی‌طرف و بی‌غرض ــ آشکار می‌شود. از منظر قرآن، عدالت «میزانی» است که آسمان‌ها و زمین را از فروپاشی حفظ می‌کند و همان چیزی است که به صلح مشروعیت اخلاقی می‌بخشد.

زیرا در غیاب حقوق یا کرامت انسانی، امنیت واقعی نمی‌تواند وجود داشته باشد. جنگ‌ها، پیش از آنکه باروت و گلوله باشند، «آشوبی» در موازنه ارزش‌ها هستند.

قرآن می‌کوشد این تعادل را از طریق قانون‌گذاری‌ای که آرامش روح و انسجام جامعه را حفظ می‌کند، و از طریق پیمانی اخلاقی که وفای به عهد را عبادت، حرمت خون را مقدس، و بردباری را قدرتی فراتر از منطق بدوی انتقام می‌داند، احیا کند.

قرآن چشم‌اندازی بنا می‌نهد که در آن قدرت با رحمت سازگار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که قدرت به ابزاری برای جلوگیری از فساد در زمین تبدیل می‌شود، نه برای گسترش آن.

ایجاد صلح جهانی در پرتو قرآن، فرآیندی مداوم از «احیای» وجدان انسانی است تا در برابر پوچ‌گرایی یا ناامیدی از اصلاح تسلیم نشود.

بنابراین، امنیت از یک «وضعیت سیاسی» که با معاهدات اداره می‌شود، به یک «یقین وجودی» تبدیل می‌شود که با ایمان به وحدت سرنوشت بشر پرورش می‌یابد و سراسر زمین را به «خانه صلح» بدل می‌کند؛ جایی که انسان‌ها در فضایی از امنیت ــ امنیتی که با زوال منافع از میان نمی‌رود، بلکه با حضور پایدار حقیقت و نیکی استوار می‌ماند ــ با یکدیگر دیدار می‌کنند.
منبع الجزیره

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.