نگاه القدس العربی – مترجم: علی سرداری

آیا ترامپ با پزشکیان دیدار خواهد کرد… و عون با نتانیاهو؟

شبکه تلویزیونی آمریکایی «CNN» به نقل از مقامات اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در صورت هموار شدن اوضاع و توافق بر سر آتش‌بس، با مسعود پزشکیان، همتای ایرانی خود، در پاکستان دیدار خواهد کرد. خبری که بدون تأیید مقامات ایرانی و از منابع آمریکایی نقل می‌شود، می‌تواند نوعی انگیزه سیاسی یا رسانه‌ای برای دستیابی به توافقی تلقی شود که بی‌تردید هر دو طرف به آن نیاز دارند. ناگفته نماند که برای کشورهای منطقه و همچنین دیگر کشورهای جهان نیز یک ضرورت است؛ حتی اگر پهپادها، موشک‌ها و انفجارها به آنها نرسد، پیامدهای جنگ بر شهروندان، اقتصاد و منافع آنها فشار وارد کرده است.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، دیروز (یکشنبه) در نشست خبری مجمع آنتالیا اعلام کرد که هیچ‌کس نمی‌خواهد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از سر گرفته شود. به گفته فیدان، بشریت بار دیگر با هزینه‌های گزاف به این نتیجه رسیده است که «در جنگ، برنده‌ای وجود ندارد». آنچه فیدان نگفت ــ اگرچه درباره قصد اسرائیل برای تخلیه غزه سخن گفت که تغییری نکرده و گسترش اسرائیل به یک مشکل امنیتی جهانی تبدیل شده است ــ این است که اسرائیل تنها طرفی است که عملاً می‌خواهد جنگ ادامه یابد؛ نه فقط در ایران و غزه، بلکه در لبنان و کل منطقه.
بازندگان بالقوه بسیاری وجود دارند. با این حال، احتمال توافق ایالات متحده با ایران ــ توافقی که منافع کشورهای خلیج فارس را نادیده بگیرد ــ نگرانی‌هایی ایجاد کرده است؛ کشورهایی که بیشترین آسیب را از این جنگ دیده‌اند و در مورد وقوع آن با آنها مشورت نشده است و احتمالاً توافق نیز بدون مشورت با آنها یا در نظر گرفتن منافعشان حاصل خواهد شد.
با این حال، اروپایی‌ها نیز نگران‌اند که توافق مورد انتظار، در صورت وقوع، به جای حل مشکلات، آنها را بیشتر کند. این نگرانی از آنجا ناشی می‌شود که مذاکره‌کنندگان ترامپ، که تجربه لازم را ندارند، ممکن است توافقی سریع درباره برنامه هسته‌ای ایران منعقد کنند و تحریم‌هایی را لغو کنند که به مسائل اصلی نمی‌پردازد.
انتظار نتایج فاجعه‌بار از سوی شخصیت عاطفی و فرصت‌طلب ترامپ ــ که علاقه‌مند به تکمیل سریع «معامله‌ها» تحت شعارهایی مانند «بازگرداندن عظمت آمریکا» است ــ برای دولت‌های سراسر جهان به امری عادی تبدیل شده است. او با وجود وعده‌هایش به آمریکایی‌ها مبنی بر پرهیز از جنگ‌های جدید، تحت تأثیر پیشنهادهای بنیامین نتانیاهو وارد یکی از خطرناک‌ترین جنگ‌های قرن حاضر شد. بنابراین انتظار نمی‌رود ترامپ و مذاکره‌کنندگانش، استیو ویتکوف و جرد کوشنر، هنگام امضای توافق با ایران، منافع کسی جز اسرائیل را در نظر بگیرند.
این رویکرد که وسواس زیادی برای دستیابی به پیروزی‌های رسانه‌ای دارد، در اعلامیه چند روز پیش ترامپ نیز دیده شد؛ جایی که او از تماس تلفنی میان نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، پس از اعلام آتش‌بس خبر داد. این اعلامیه البته تاریخ تهاجمات اسرائیل به لبنان، عملیات گسترده نظامی پیش از آن و اشکال مختلف جنایات اسرائیل را که پس از آن ادامه یافت، نادیده گرفت. همچنین محاسبات پیچیده سیاسی داخلی لبنان و وضعیت منطقه‌ای و جهانی را نیز در نظر نگرفت. ترامپ چگونه می‌تواند همه این مسائل پیچیده را درک کند؛ مسائلی که شاید تنها توسط داماد لبنانی‌الاصلش، میشل بولوس ــ که پدرش را به عنوان فرستاده خود در خاورمیانه منصوب کرد ــ و دوستش توماس براک، سفیرش در ترکیه و فرستاده‌اش به سوریه، برای او خلاصه شده باشد.
رئیس‌جمهور لبنان امتناع خود از گفت‌وگو با نتانیاهو را اعلام کرد. بنابراین دولت آمریکا مجبور شد از طریق ارتباط ترامپ و مارکو روبیو (وزیر امور خارجه‌اش) به این موضوع رسیدگی کند. اگر فرض کنیم ترامپ در دستیابی به خواسته‌های لبنان برای مهار رفتارهای اسرائیل موفق شود و بتواند به چیزی دست یابد که پیش‌تر دست‌نیافتنی بود ــ خروج نیروهای اشغالگر اسرائیل از تمام لبنان (که ترامپ گفت می‌خواهد آن را «بازگرداند»)، بازگشت اسرا و بازگشت آوارگان به خانه‌هایشان ــ آیا شاهد تکمیل یک توافق امنیتی ـ سیاسی میان اسرائیل و لبنان خواهیم بود؟ آیا عون همان‌گونه که قرار است ترامپ با پزشکیان دست بدهد، با نتانیاهو دست خواهد داد؟

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.