نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در جلسات سازمان ملل، کانون توجه را می دزدد

اگرچه بیشتر دیدارهای ممدانی، عضو حزب دموکرات، با رهبرانی همسو از نظر سیاسی انجام شد، اما او دیداری غیرمنتظره نیز با دونالد ترام، رئیس‌جمهور آمریکا از حزب جمهوری‌خواه، داشت.
در حالی که نتانیاهو، متحد ترامپ، جنگ لفظی خود با نخستین شهردار مسلمان نیویورک را تشدید می‌کرد، ترامپ با ممدانی در «گریسی منشن»، اقامتگاه رسمی شهردار نیویورک، دیدار کرد.
ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ممدانی پس از دیدار روز دوشنبه گفت: «می‌خواهم او شهردار بزرگی باشد و مطمئناً ظرفیت بسیار بالایی دارد.»
اما سخنان نتانیاهو در روز پنج‌شنبه کاملاً در جهت مخالف بود.
نتانیاهو، باسابقه‌ترین نخست‌وزیر اسرائیل، با اشاره به ممدانی گفت: «او سعی کرد مانع حضور من در اینجا شود. تلاش کرد مرا ساکت کند. اما نمی‌تواند مرا ساکت کند و نمی‌تواند حقیقت را پنهان کند.»
ممدانی در جریان مبارزات انتخاباتی خود متعهد شده بود که در صورت سفر نتانیاهو به نیویورک، او را به اتهام ارتکاب جنایات جنگی بازداشت کند؛ اما بعداً اعلام کرد که از اختیار قانونی لازم برای چنین اقدامی برخوردار نیست. او این هفته نتانیاهو را «طراح اصلی نسل‌کشی هولناک علیه فلسطینیان» توصیف کرد.
شامگاه پیش از ورود نتانیاهو، ممدانی ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد که او را در حال کاشت یک درخت زیتون در گریسی منشن، در کنار خانواده‌هایی از غزه، نشان می‌داد. او در توضیح این ویدئو نوشت: «بگذارید صلح، آینده ما باشد.»
نتانیاهو در نخستین سفر خود به نیویورک پس از آغاز به کار ممدانی، در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «اسرائیل مرتکب نسل‌کشی نشده است؛ بلکه از وقوع نسل‌کشی جلوگیری کرده است.»
ممدانی در پاسخ، نتانیاهو را متهم کرد که از تریبون سازمان ملل «برای تکرار ادعاهای بی‌اساس با هدف توجیه نسل‌کشی علیه فلسطینیان» استفاده کرده است. او افزود: «با این حال، هیچ دروغی نمی‌تواند این واقعیت را تغییر دهد که وی همچنان مشمول حکم بازداشت صادرشده از سوی دادگاه کیفری بین‌المللی به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت است.»
اسرائیل اتهام نسل‌کشی را رد می‌کند و می‌گوید عملیات نظامی این کشور جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را هدف قرار می‌دهد، نه غیرنظامیان نوار غزه. همچنین تأکید می‌کند که برای کاهش تلفات غیرنظامیان اقداماتی انجام داده و مدعی است نیروهای حماس در میان جمعیت غیرنظامی فعالیت می‌کنند.

مطالب مرتبط

Fariborz Yousefi.

⁨ سوزان ساراندون، بازیگر برنده اسکار، در جریان تجمع اعتراضی مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک بازداشت شد.
او در این تجمع در حمایت از مردم فلسطین و اعتراض به جنگ علیه ایران حضور داشت.

هاشم آقاجری: ۱۲۰ سال پس از مشروطه همچنان در تعلیق بین رعیت‌بودگی و شهروندی هستیم/ انقلاب ۵۷ محصول منطقی کودتای ۲۸ مرداد بود

چهار گروه نخبه ایران با مساحت‌های گوناگون البته؛ یعنی منورالفکران، دیوانیان تجددخواه، تجار ایران و بالاخره روحانیان نوگرا پروژه مشروطیت را پیش بردند. خود پروژه مشروطیت حاصل به بن‌بست رسیدن تکاپوهای اصلاح‌طلبانه از بالا و درون‌سیستمی بود که تقریباً حدود ۱۰۰ سال جریان داشت و به نتیجه نرسیده بود؛ یعنی پروژه‌های ناکام اصلاح‌طلبی از جنگ‌های ایران و روس و قائم‌مقام‌ها گرفته تا امیرکبیر و سپهسالار و دیگران، حاصلش پروژه مشروطیت بود.
پروژه مشروطیت عبارت از این بود که ما چه کنیم تا آن بحران‌ها را حل کنیم؟ از کجا شروع کنیم؟ مشروطیت گفت از ساختار سیاسی و حقوقی باید شروع کنیم، تبدیل رعیت به شهروند، از حل مسئله قدرت و مسئولیت، تناسب قدرت و مسئولیت (به میزان قدرت، مسئولیت و پاسخ‌گویی)، از تمرکززدایی از قدرت و تفکیک قوا، از اصل نمایندگی، از دو اصل اساسی حریت به تعبیر امروز یعنی آزادی، و مساوات یعنی برابری، اصل نهادهای پایینی و مردمی، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، مطبوعات، نهادهای مدنی، انجمن‌های ایالتی و ولایتی؛ یعنی ساختار حقوقی و سیاسی را باید ابتدا دگرگون کرد تا بعد با اتخاذ برنامه‌های مختلف، برنامه‌هایی که مثلاً فرض می‌کنیم مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله داشت؛ یکی از رجال روشن‌اندیش و مترقی ایران که خیلی خوب فهمیده بود راه ایران بعد از انقلاب مشروطه توسعه صنعتی است، در آلمان درس خوانده بود و خیلی خوب به نقش صنعت و صنعتی‌شدن ایران توجه داشت؛ ولی اول باید ساختار سیاسی دگرگون بشود، باید یک قانون اساسی، یک نظام مبتنی بر تفکیک قوا، اصل نمایندگی، اصل حاکمیت مردم و اصل آزادی باشد.

(میزگردی با حضور علیرضا رجایی، آذر منصوری، لطف‌الله میثمی، بدرالسادات مفیدی و مهدی فخرزاده)

بدرالسادات مفیدی: برخی رسانه‌های خارج از کشور ــ به‌عنوان مثال شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال ــ این رخداد را صراحتاً «انقلاب» نامیدند. این نام‌گذاری بالاخره بر ذهن و روان جامعه اثر می‌گذارد؛ نوعی امید و احساس نزدیکی به پیروزی ایجاد می‌کند. حال آنکه اگر این تصویر تقویت شود و سپس نتیجه‌ای حاصل نشود، پیامدهای روانی آن می‌تواند سنگین باشد: افزایش یأس، سرخوردگی، انفعال اجتماعی و حتی در برخی موارد افزایش آسیب‌های فردی. وقتی جامعه در وضعیت انتظار برای یک «پیروزی قریب‌الوقوع» قرار می‌گیرد و آن اتفاق نمی‌افتد، انرژی اجتماعی فروکش می‌کند. در چنین فضایی، ممکن است حاکمیت نیز از کاهش انگیزه‌های اعتراضی بهره‌مند شود.

مطالب پربازدید

مقاله