🖋احسان شریعتی
با آغازِ تهاجمِ نظامیِ غافلگیرانه و بمبارانِ شهرهایِ میهن ما، در برابرِ چشمانِ شگفتزدهٔ جهانیان (و «سازمانِ -منفعل- مللِ متحد»)، شاهدِ گشودنِ جبهه و جنگافروزیِ دیگری از سوی رژیم نژادپرستِ اسرائیل بودیم. این تجاوز که اینک با تخریبِ گستردهٔ زیرساختهایِ ملی و کشتارِ جمعیِ مردمِ بیدفاع نیز همراه شده است، نه تنها میتواند آسیبِ مهلکی به بنیهٔ اقتصادی و روندِ رشد-و-توسعهٔ کشور یزند، که به تقویت جوِّ انحصار و انسداد و سرکوب، و تجزیه و هرجومرج، بیانجامد.
توانِ مقاومتِ ملی در برابرِ چنین تهدیدهایِ خطیری علیه صلح و امنیتِ منطقهٔ خاورمیانه، نیازمندِ تقویتِ روحیهٔ همبستگیِ ملی در دفاع از موجودیتِ کشور و تمامیتِ ارضیِ آن است، و نیز، برساختنِ زیرساختهای دفاعیِ قوی، ممانعت از نفوذِ قدرتهای متخاصم به درون، اجتناب از طرحِ شعارهای غیرواقعیِ افراطی در صحنهٔ خارجی و سرانجام، تغییرِ سیاستِ داخلیِ تضییق و تحدیدِ حقوق-و-آزادیهای شهروندی و پذیرش تنوع آراء و سلیقههای سیاسی-و-اعتقادی.
نیم قرنِ پیش، معلمِ ما ع. شریعتی(ش.م.ع.)، با ارزیابیِ موقعیتِ تاریخیِ تمدن-و-فرهنگِ ایرانزمین(و کشورهای مسلمان)، با آسیبشناسیِ نظری امتناعِ اندیشه و پیشبینیِ کاستیهای حنبشهای گذشته و امکانِ تحریفِ فکری و انحرافِ آنها، و با اعلامِ این شعار که «جنگِ خندق، جنگِ امروز است»، بر ضرورتِ تغییر-و-تحولِ فکری-روانی و انقلابی آگاهی(-و-رهائی)بخش تأکید ورزید. از کلام او، پس از وی، برداشتهای متناقضنمای(درست-و-نادرستی) پدید آمد. پیام او اما، جز فراخوان به توحیدِ «عدالت، آزادی، و عرفان(آگاهیِ معنوی)» و مبارزه با تثلیثِ «زر و زور و تزویر»(استحمار کهنه-و-نو) نبود.
پویندگانِ «راهِ» او در گذشته، «یادِ» آن آموزگار را با «کار»، «مبارزهٔ سیاسی»، و «خودسازیِ اخلاقی-معنویِ» خود، ارج نهادهاند و امروزه در شرایطِ کنونی، با مقاومتِ ملی و مدنی در برابرِ جنگافروزیهای نواستعماری و تلاشگریِ مردمی در دفاع از صلح و آزادی (و عدالت، توسعهٔ مادی و رشدِ معنوی).
روزنامهنگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری
او خواستار لغو برخی احکام فقهی میشود که آنها را ناعادلانه میداند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید میکند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج میکنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.
- 1405/03/11