سعید مدنی

ایران پس از جنگ چهل روزه

mمقدمه:
یکی از مهم ترین پرسش هایی که در مباحثات اخیر با افراد مختلف شنیده‌ام، این است که آیا ایرانِ پسا خامنه‌ای تفاوت ماهوی با عصر و زمانه او دارد ؟ دوستی پس از آزادی به من گفت: « مسائلِ ایران نسبت به چهار سالِ پیش از بازداشت تو بسیار پیچیده‌تر شده است» .این ادعا صحیح است؛ مسائلِ ایران نه‌تنها نسبت به چهار سالِ پیش، که نسبت به سه، دو، یک سال و حتی شش ماهِ پیش پیچیده‌تر و به همین میزان شناختِ متغیرهایِ دخیل در تحولات، دشوارتر شده است. بنا براین پاسخ به سئوال مورد اشاره هم به همین نسبت دشوارتر است.
برای مثال، نقشِ عواملِ خارجی، نه‌تنها آمریکا، اسرائیل و اروپا، بلکه چین، روسیه و حتی کشورهای عربی در تحولاتِ ایران بسیار جدی‌تر شده است. علاوه بر آن ترکیبِ نیروهایِ منتقد و مخالفِ جمهوریِ اسلامی، به‌ویژه با ورودِ جدی نیروهای جدیدی همچون سلطنت‌طلبان، صورت بندی متفاوت و پیچیده‌تری پیدا کرده است.درون جامعه ایران نوعی واگرایی ، به‌خصوص درباره ایران آینده‌ی وجود دارد که، وضعیت را پیچیده‌تر میکند. پیش‌تر، و در مقاطع متفاوت نوعی رویکردِ هژمونیک وجود داشت؛ ابتدا هژمونی جمهوریِ اسلامی به مثابه یک کل حاکم بود، سپس هژمونی اصلاح‌طلبان از أواسط دهه 1370 وجود داشت و پس از آن با پایان دوره دوم آقای خاتمی خلائ هژمونیک ایجاد شد. لذا نیروهای متفاوتی از جمله سلطنت‌طلبان تلاش کردند این خلائ را پر کنند. این وضعیت، نوعی درهم‌ریختگی و واگرایی را در جامعه افزایش داده ؛ که یادآورِ وضعیت و شرایط ابتدای انقلاب است . در آن دوره در یک خانواده، فرزندان با رویکردهای سیاسی و فرهنگیِ متفاوت سر یک سفره می‌نشستند و جمع کردنِ این تفاوت‌ها برای مادر خانواده بسیار دشوار بود.
افزون بر این، نقشِ بحران‌های اقتصادی در تحولاتِ ایران برجسته‌تر شده و وضعیتِ دراماتیکی پیدا کرده است. نرخِ تورمِ سه‌رقمی، وضعیتِ نابسامانِ بیکاری، توسعه‌نایافتگی و نرخِ رشدِ منفی، شرایط را نسبت به گذشته پیچیده‌تر کرده است. علاوه بر تمامی موارد مذکور، باید به تعمیقِ شکافِ دولت-ملت، به‌ویژه پس از وقایع دی‌ماه و خونین‌تر شدنِ سپهرِ سیاسیِ ایران اشاره کرد. ذکرِ این موارد برای تأکید بر این نکته است که مسائلِ ایران بسیار پیچیده‌تر از گذشته شده و در نظر گرفتنِ این پیچیدگی‌ها حائز اهمیتِ جدی است.
بخش اول: حاکمیتِ در دورانِ پسا خامنه‌ای
در این بخشِ به این پرسش مهم پاسخ میدهم که آیا حاکمیتِ دورانِ پسا خامنه‌ای، تفاوتِ ساختاری با دوره پیشین دارد یا خیر؟
در پاسخ به این پرسش که آیا ساختار حاکمیت در دوران پس از آقای علی خامنه‌ای تفاوتی با دوران رهبری او خواهد داشت یا خیر، پاسخ من منفی است. ساختار جمهوری اسلامی، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، با حذف شخص رهبر تفاوت جدی یا ماهوی پیدا نکرده است. در واقع، ساختار جمهوری اسلامی که مشخصاً به قوانین (به‌ویژه قانون اساسی)، رویه‌ها و مناسبات اشاره دارد، تفاوتی با گذشته نکرده است.
برای مقایسه، می‌توان به تفاوت ساختار جمهوری اسلامی در دوران آقای خمینی و پس از آن، یعنی در دوران آقای خامنه‌ای، اشاره کرد. این ساختار، مشخصاً با تغییر قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، دستخوش تغییراتی شد. أصول و بندهای جدیدی وارد قانون اساسی شد که تغییراتی در ساختار ایجاد کرد و آن را به سمت غیردموکراتیک‌تر و بسته‌تر شدن سوق داد. این تغییرات، تفاوت‌هایی با دوره قبل ایجاد کرد که البته موضوع بحث ما نیست. اما در این جابه جایی قدرت در دوره اخیر، ما تفاوت ساختاری مشابهی را شاهد نیستیم.
اما پرسش بعدی که باید به آن پاسخ داد این است که آیا صورت‌بندی جدیدی در جمهوری اسلامی شکل گرفته یا در حال شکل‌گیری است؟ پاسخ من مثبت است، بله تا حدی صورت‌بندی جدیدی در حال شکل‌گیری است. به این معنا که افراد جدیدی وارد ساختار شده یا در موقعیت‌های بالاتری قرار گرفته‌اند و افرادی نیز حذف شده‌اند. برخی گروه‌ها در درون ساختار، قدرت بیشتری کسب کرده‌اند و نقش برخی گروه‌های دیگر ضعیف‌تر شده است.
بنابراین، در عین حال که معتقدم ساختار جمهوری اسلامی (باز هم تأکید می‌کنم منظورم سه رکن قانون اساسی، رویه‌ها و مناسبات است) تغییر اساسی نکرده است، اما صورت‌بندی جدیدی در آن شکل گرفته یا در حال شکل‌گیری است. این تغییر صورت بندی به نوبه خود اهمیت دارد اما نباید این تغییرِ صورت‌بندی را با تغییر در ساختار یکسان دانست.(ادامه دارد) #سعید_مدنی
#ایران_پس_از_جنگ

مطالب مرتبط

چشم انداز

ا پاسداشت یاد رزمندگان سرفراز و رفقای شهیدمان در جبهه خلق برای ازادی فلسطین که در عملیات هفت اکتبر جاودانه شدند، این روز را به همه رفقایی که رویای رهایی از بند سلطه و امپریالیسم را در تمام جهان دارند تبریک و شادباش عرض .

صلاح‌الدین الجرشی، نویسنده تونسی مترجم: علی سرداری

قطب سهمی مهم و پیچیده در به تعویق افتادن درک اسلام‌گرایان از اهمیت دموکراسی داشت و مانع از آن شد که آنان دموکراسی را به‌عنوان یک نظام سیاسی بپذیرند و از آن به‌عنوان یک انتخاب راهبردی دفاع کنند.
کسانی که با ادعای سوءبرداشت از مواضع او در این زمینه دفاع کرده‌اند، تنها بر پیچیدگی مسئله افزوده‌اند؛ زیرا موضع او درباره دموکراسی کاملاً روشن بود. او دموکراسی را نوعی بت می‌دانست و با هم‌ردیف قرار دادن آن با شرک و در تقابل نشاندن آن با اسلام، باور به آن را به گناهی نابخشودنی تبدیل کرد.

آیا چین می‌تواند جنگ ایران و آمریکا را متوقف کند؟

با این حال، پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ممکن است محدودیت‌های سیاسی موجود کاهش یابد و واشنگتن به سمت تشدید عملیات حرکت کند؛ اقدامی که می‌تواند با واکنش متقابل ایران همراه شود و جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر دهد.
چرا چین نمی‌تواند برای همیشه بیرون بماند؟

مطالب پربازدید

مقاله